بررسي فرايندهاي مديريت پروژه

Report
‫دوره آموزش ي‪:‬‬
‫کنترل پروژه‬
‫مدرس ‪ :‬فرزاد خرمشاهی‬
‫محتوي دوره‬
‫•‬
‫بررسي مفهوم پروژه و چرخه حيات پروژه‬
‫•‬
‫تشريح لغات و اصطالحات کليدي مديريت پروژه‬
‫•‬
‫تشريح فاز در پروژه‬
‫•‬
‫تشريح فرايندهاي مديريت پروژه‬
‫– مديريت دامنه‬
‫– مديريت زمان‬
‫– مديريت هزينه‬
‫– مديريت ريسک‬
‫– مديريت ارتباطات‬
‫– مديريت تدارکات‬
‫– مديريت منابع انسانی‬
‫– مديريت کيفيت‬
‫– مديريت تغيير‬
‫•‬
‫کارگاه هاي آموزشي‬
‫دو استاندارد مرتبط با مديريت پروژه‬
‫• ‪PMBOK Guide 2004‬‬
‫– ‪Project Management Body Of Knowledge‬‬
‫– يکي از استانداردهاي ملي آمريکا‬
‫– مجموعه اي از تجربه هاي موفق‬
‫• ‪BS ISO 10006:2003‬‬
‫– پيشنهاد شده توسط موسسه استاندارد بريتانيا(‪)BSI‬‬
‫– منتشر شده توسط سازمان بين المللي استانداردسازي‬
‫(‪)ISO‬‬
‫‪PMBOK Guide‬‬
‫•‬
‫موسسه مديريت پروژه آمريکا (‪ )PMI‬اولين ويرايش استاندارد دانش پايه مديريت پروژه‬
‫(‪ )PMBOK‬را در سال ‪ 1996‬منتشر کرد‪.‬‬
‫•‬
‫در سال ‪ 1999‬اين کتاب توسط موسسه ملي استاندارد آمريکا (‪ )ANSI‬مورد تاييد قرار‬
‫گرفت‬
‫•‬
‫در سال ‪ 2000‬ويرايش دوم‬
‫•‬
‫در سال ‪ 2004‬ويرايش سوم‬
‫•‬
‫اين استاندارد با دربر گرفتن ‪ 44‬فرايند‪ ،‬در پي آن است که کليه فعاليتهاي مديريت‬
‫پروژه را پوشش دهد‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• پروژه ‪Project‬‬
‫– يک کوشش موقت‪ ،‬متعهد به ايجاد يک محصول‪ ،‬خدمت يا‬
‫نتيجه يگانه‪.‬‬
‫• هر پروژه يک شروع و پايان مشخص دارد‪.‬‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫پروژه زماني به پايان مي رسد که اهداف آن برآورده شده باشد و يا اينکه‬
‫مشخص شده باشد اهداف برآورده نخواهند شد يا نمي تواند برآورده شود و يا‬
‫نيازمنديهاي مربوط به پروژه بيشتر از اين وجود ندارد و پروژه به پايان‬
‫رسيده است‪.‬‬
‫موقت لزوما به معني مدت زمان کوتاه نيست‪.‬‬
‫پروژه ها کوشش هايي مداوم و پايدار نيستند‪.‬‬
‫بسياري از پروژه ها چندين سال به طول مي انجامند‪.‬‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• پروژه ‪- Project‬‬
‫ادامه‬
‫• يک پروژه مي تواند اقالم قابل تحويل يگانه اي شامل‪:‬‬
‫– محصول که توليد مي شود‪.‬‬
‫– قابليت ارائه يک خدمت مثل اعمال کسب و کار که توليد يا توزيع را پشتيباني‬
‫مي کنند‪.‬‬
‫– نتيجه مثل پيامدها يا اسناد براي مثال در يک پروژه تحقيقاتي‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• پروژه ‪- Project‬‬
‫ادامه‬
‫– پروژه ها در تمام سطوح يک سازمان تعهد ايجاد مي کنند‬
‫– پروژه ها مي توانند مشتمل بر يک نفر يا هزاران نفر باشند‪.‬‬
‫– مدت زمان پروژه ها مي تواند از چند هفته تا چندين سال به‬
‫طول بينجامد‪.‬‬
‫– پروژه ها مي توانند مشتمل بر يک يا چندين واحد سازماني‬
‫مانند سرمايه گذاريهاي مشترک و شراکت ها‪ ،‬باشند‪.‬‬
‫– پروژه ها ابزارهايي براي سازماندهي فعاليت هايي هستند که‬
‫در محدوده عملياتهاي متعارف سازمان نمي گنجند‪.‬‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• پروژه ‪- Project‬‬
‫– مثال هايي از انواع پروژه ها‪:‬‬
‫ادامه‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫توسعه يک محصول يا خدمت جديد‬
‫ايجاد تغيير در ساختار کارگزيني يا ويژگي يک سازمان‬
‫طراحي يک وسيله نقليه جديد‬
‫توسعه يا حصول يک سيستم اطالعاتي‬
‫ساخت ساختمانها يا تسهيالت‬
‫راه اندازي يک رقابت براي يک حزب سياسي‬
‫پياده سازي يک روش اجرايي يا فرايند کسب و کار جديد‬
‫پاسخ به يک درخواست قرارداد‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• قلم قابلتحويل‪Deliverable‬‬
‫– هر گونه محصول‪ ،‬نتيجه‪ ،‬يا قابليت ارايه يک خدمت‬
‫منحصر بفرد و قابل تاييد که بايد جهت کامل کردن يک‬
‫فرايند‪ ،‬فاز يا پروژه‪ ،‬توليد شود‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• کار ‪Work‬‬
‫– تالش‪ ،‬عمل يا کوشش فکري يا فيزيکي متحمل شده يک مهارت‬
‫براي غلبه بر موانع و دستيابي به هدف‪.‬‬
‫• بسته کاري‪Work package‬‬
‫– يک قلم قابل تحويل يا مولفه کار پروژه در پايينترين سطح هر‬
‫شاخه ساختار شکست کار است‪.‬‬
‫– بسته کاري‪ ،‬فعاليتهاي زمانبندي شده و نقاط بحراني زمانبندي‬
‫شده مورد نياز براي تکميل قلم قابل تحويل بسته کاري يا‬
‫مولفه کار پروژه را در مي گيرد‪.‬‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• مديريت پروژه ‪Project Management‬‬
‫– کاربرد دانش‪ ،‬مهارتها‪ ،‬ابزارها و فنون‪ ،‬جهت فعاليتهاي پروژه براي برآوردهسازي‬
‫الزامات پروژه‪.‬‬
‫– مديريت پروژه شامل‪:‬‬
‫• شناسايي نيازمندي ها‬
‫• تعيين اهداف شفاف و قابل دستيابي‬
‫• موازنه تقاضاهاي رقابتي براي کيفيت‪ ،‬دامنه‪ ،‬زمان و هزينه‬
‫• ايجاد هماهنگي ميان مشخصات‪ ،‬طرح ها‪ ،‬و نگرش نسبت به عاليق متفاوت و‬
‫خواسته هاي طرف هاي ذينفع مختلف‪.‬‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• محيط پروژه ‪Project Environment‬‬
‫– کمابيش همه پروژه ها در يک زمينه اجتماعي‪ ،‬اقتصادي و محيطي‬
‫طراحي و پياده سازي مي شوند‪.‬‬
‫– خواسته يا ناخواسته اثرات مثبت يا منفي دارند‪.‬‬
‫– تيم پروژه الزم است پروژه را در زمينه هاي فرهنگي‪ ،‬اجتماعي‪،‬‬
‫بين المللي‪ ،‬سياسي و محيط فيزيکي مربوط به آن مدنظر قرار دهد‪.‬‬
‫– تيم پروژه نياز دارد چگونگي تاثير پروژه بر مردم و تاثير مردم بر‬
‫پروژه را درک کند‪.‬‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• مديريت‬
‫پروژه ‪- Project Management‬‬
‫ادامه‬
‫– تخصص ها و دانش عمومي مديريت‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫حسابداري و مديريت مالي‬
‫خريد و تدارکات‬
‫فروش و بازاريابي‬
‫قانون تجارت و قراردادها‬
‫توليد و توزيع‬
‫پشتيباني و زنجيره تامين‬
‫برنامه ريزي استراتژيک‪ ،‬برنامه ريزي تاکتيکي و برنامه ريزي عملياتي‬
‫ساختارهاي سازماني‪ ،‬رفتار سازماني‪ ،‬مديريت کارکنان‬
‫اصول ايمني و بهداشت‬
‫فناوري اطالعات‬
‫– اصطالحات و واژگان‪PMBOK 2004‬‬
‫• مديريت‬
‫پروژه ‪- Project Management‬‬
‫ادامه‬
‫– الزم است مدير پروژه عالوه بر دانش عمومي مديريت‪،‬‬
‫تخصصهاي ميان فردي زير را داشته باشد‪:‬‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫ارتباطات موثر‬
‫نفوذ بر سازمان – توانايي انجام کارها “ ‪to get things‬‬
‫‪”done‬‬
‫توانايي برانگيزاندن پرسنل‬
‫مديريت مذاکره و تضاد‬
‫حل مساله‬
‫اصطالحات و واژگان‬
‫• طرف ذينفع ‪Stakeholder‬‬
‫– اشخاص يا سازمانهايي از قبيل مشتريان‪ ،‬حاميان‪،‬‬
‫سازمان مجري و جامعه که به طور فعال درگير‬
‫پروژه هستند يا‬
‫– ساير افراد ذينفوذي که ممکن است به صورت‬
‫مثبت يا منفي از اجرا يا تکميل پروژه تاثير‬
‫بپذيرند‪.‬‬
‫– طرفهاي ذينفع‪ ،‬ممکن است اثراتي بر روي‬
‫پروژه و اقالم قابل تحويل آن اعمال کنند‪.‬‬
‫طرفهاي ذينفع پروژه‬
‫• طرفهاي ذينفع کليدي پروژه‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫مدير پروژه‬
‫مشتري‪/‬کاربر‬
‫• ممکن است چند اليه از مشتريان وجود داشته باشد‪.‬‬
‫• در بعضي حوزه هاي کاربرد‪ ،‬مشتري و کاربر يکي است‬
‫و‬
‫• در بعضي موار د ديگر مشتري کسي است که محصول‬
‫را دريافت مي کند و کاربر کسي است که محصول را‬
‫مستقيما استفاده مي کند‪.‬‬
‫سازمان مجري‬
‫اعضاي تيم پروژه‬
‫تيم مديريت پروژه‬
‫حامي‬
‫طرفهاي ذينفع پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• عالوه بر اين موارد مي توان به اسامي و طبقه بندي هاي‬
‫ديگري هم براي طرف هاي ذينفع اشاره کرد‪:‬‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫فروشندگان و پيمانکاران فرعي‬
‫اعضاي تيم ها و خانواده هايشان‬
‫آژانس هاي دولتي‬
‫شهروندان‬
‫سازمان هاي موقتي يا پايدار تبليغاتي‬
‫به طور کلي جامعه‬
‫چرخه حيات پروژه‬
‫• فازهايي را شناسايي مي کند که آغاز پروژه را به پايان آن متصل مي کند‪.‬‬
‫• شناسايي چرخه حيات پروژه به مدير پروژه کمک مي کند که براي رفتار با‬
‫امکان سنجي پروژه ‪:‬‬
‫– آنرا به عنوان اولين فاز پروژه در نظر بگيرد يا‬
‫– به عنوان يک پروژه جداگانه با ان برخورد کند‪.‬‬
‫– زماني که پيامدهاي تالشهاي اوليه به طور شفاف قابل شناسايي نيست‪ ،‬بهتر است فعاليت‬
‫هاي امکانسنجي به عنوان يک پروژه جداگانه در نظر گرفته شود‪.‬‬
‫• فازهاي چرخه حيات با گروه فرايندهاي مديريت پروژه متفاوت است‪.‬‬
‫چرخه حيات پروژه‪-‬‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫ادامه‬
‫يک بهترين راه مشخص براي تعريف چرخه حيات پروژه مطلوب وجود ندارد‪.‬‬
‫بعضي سازمانها يک روش استاندارد دارند و بعضي اين امر را به تيم مديريت پروژه‬
‫واگذار مي کنند‪.‬‬
‫چرخه حيات پروژه عموما موارد زير را تعريف مي کند‪:‬‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫چه کارهاي فني در هر فاز انجام مي گيرد‪.‬‬
‫چه زماني اقالم قابل تحويل در هر فاز توليد مي شوند‬
‫چگونه هر قلم قابل تحويل بازنگري شده‪ ،‬تصديق و صحه گذاري مي شود‪.‬‬
‫افراد درگير در هرفاز‬
‫چگونه هر فاز کنترل و تاييد مي شود‪.‬‬
‫ساختارهای سازمانی‬
‫• ساختار وظيفه ای‬
‫• ساختار ماتريسی‬
‫• ساختار پروژه ای‬
‫فرايندهاي مديريت پروژه‬
‫• اين فرايندها در ‪ 5‬گروه دسته بندي شده اند‪:‬‬
‫– گروه فرايند راه اندازي‬
‫– گروه فرايند طرحريزي‬
‫– گروه فرايند اجرايي‬
‫– گروه فرايند کنترل و پايش‬
‫– گروه فرايند خاتمه‬
‫خالصه اي سطح باال از تعامل گروه فرايندها‬
Enterprise Environmental
Factor
Initiating Process
Group
SOW
Project Initiator or
Sponsor
Project charter
Organizational Process
Assets
Planning Process Group
Project Management Plan
Executive Process Group
Deliverables
Monitoring and controlling Process Group
Organizational process
assets
Approved Deliverables
(updates)
Closing Process Group
Customer
Final product, service, result
Administrative
closure Procedure
Contract closure
Procedure
‫گروه فرايندهاي راه اندازي‬
‫• اين گروه شامل فرايندهاي زير است‪:‬‬
‫– ايجاد منشور پروژه‬
‫– بيانيه اوليه دامنه پروژه‬
‫گروه فرايندهاي طرحريزي‬
Project M.P.
Scope Pl.
Scope Def.
Activity Def.
Create WBS
Activity resource Est.
Activity duration Est.
Risk M.P.
Risk Ident.
Qualitative Risk
Anal.
Quantitative Risk
Anal.
Cost Est.
Cost Budg.
Human Pl.
Quality Pl.
Communication Pl.
contract Pl.
Plan purchases
Activity sequencing
Risk Resp.
Schedule
Development
‫گروه فرايند اجرايي‬
Scope verification
Scope control
Monitor and
control project
work
Schedule control
Cost Control
Perform quality control
Manage project team
Integrated
change control
Performance reporting
Manage stakeholders
Risk monitoring and control
Contract administration
‫گروه فرايند پايش‬
‫و کنترل‬
monitoring and
controlling
process group
‫گروه فرايند خاتمه‬
closing process group
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫بررس ي فرايندهاي‬
‫مديريت پروژه‬
‫(‪)PMBOKm2004‬‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت يکپارچه سازي‬
‫‪BS ISO 10006:2003‬بندهاي استاندارد‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫‪ -1‬دامنه‬
‫‪ -2‬مراجع الزامي‬
‫‪ -3‬واژگان و تعاريف‬
‫‪ -4‬سيستم مديريت کيفيت در پروژه ها‬
‫– ‪ -1-4‬ويژگيهاي پروژه ها‬
‫– ‪ -2-4‬سيستم هاي مديريت پروژه‬
‫‪ -5‬مسئوليت مديريت‬
‫– ‪ -1-5‬تعهد مديريت‬
‫– ‪ -2-5‬فرايند راهبردي‬
‫– ‪ -3-5‬بازنگريهاي مديريت و ارزيابيهاي پيشرفت‬
‫‪ -6‬مديريت منابع‬
‫– ‪ -1-6‬فرايندهاي مرتبط با منابع‬
‫– ‪ -2-6‬فرايندهاي مرتبط با کارکنان‬
‫‪BS ISO 10006:2003‬بندهاي استاندارد‬
‫•‬
‫‪ -7‬پديدآوري محصول‬
‫– ‪ -1-7‬کليات‬
‫– ‪ -2-7‬فرايندهاي مرتبط با وابستگي هاي متقابل‬
‫– ‪ -3-7‬فرايندهاي مرتبط با دامنه‬
‫– ‪ -4-7‬فرايندهاي مرتبط با زمان‬
‫– ‪ -5-7‬فرايندهاي مرتبط با هزينه‬
‫– ‪ -6-7‬فرايندهاي مرتبط با ارتباطات‬
‫– ‪ -7-7‬فرايندهاي مرتبط با ريسک‬
‫– ‪ -8-7‬فرايندهاي مرتبط با خريد‬
‫•‬
‫‪ -8‬اندازه گيري‪ ،‬تحليل و بهبود‬
‫– ‪ 1-8‬فرايندهاي مرتبط با بهبود‬
‫– ‪ -2-8‬اندازه گيري و تحليل‬
‫– ‪ -3-8‬بهبود مستمر‬
‫• مديريت دامنه پروژه‬
‫مديريت دامنه پروژه‬
‫مديريت دامنه‬
‫• فرايند تعريف دامنه‪:‬‬
‫– ايجاد يک بيانيه دامنه پروژه مفصل به عنوان‬
‫مبناي تصميمات آتي پروژه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت دامنه پروژه‬
‫• فرايند ايجاد ‪WBS‬‬
‫– تقسيم اقالم قابل تحويل و کار پروژه به مولفه هاي کوچلتر و با قابليت‬
‫مديريت بيشتر‬
‫• فرايند تصديق دامنه‬
‫– پذيرش رسمي اقالم قابل تحويل پروژه‬
‫• فرايند کنترل دامنه‬
‫– کنترل تغييرات در دامنه پروژه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫بررسي دو مفهوم‬
‫• دامنه محصول‬
‫– ويژگي ها و وظايفي که يک محصول‪ ،‬خدمت يا نتيجه‬
‫را تشريح مي کند‪.‬‬
‫• دامنه پروژه‬
‫– کاري که براي تحويل يک محصول‪ ،‬خدمت يا نتيجه‬
‫اي با ويژگيها و وظايف مخصوص به خود‪ ،‬مورد نياز‬
‫است‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫بيانيه دامنه پروژه‬
‫• شامل‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫اهداف پروژه‬
‫توصيف دامنه محصول‬
‫الزامات پروژه‬
‫مرزهاي پروژه‬
‫اقالم قابل تحويل پروژه‬
‫معيار پذيرش محصول‬
‫محدوديت هاي پروژه (‪)Project Constraints‬‬
‫فرضيات پروژه (‪)Project Assumptions‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫بيانيه دامنه پروژه ‪-‬‬
‫• شامل‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫‪-‬ادامه‬
‫سازمان پروژه‬
‫ريسک هاي شناسايي شده اوليه‬
‫نقاط بحراني زمانبندي‬
‫محدوديت هاي مالي‬
‫برآورد هزينه‬
‫الزامات مديريت پيکره بندي پروژه‬
‫مشخصات پروژه‬
‫الزامات تاييد پروژه‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫کارگاه آموزشي ‪1‬‬
‫• تهيه بيانيه دامنه و ‪WBS‬پروژه‬
‫• مديريت زمان پروژه‬
‫مديريت زمان پروژه‬
‫• فرايند تعريف فعاليت‬
‫– شناسايي فعاليت هاي زمانبندي مشخص که الزم است‬
‫براي توليد اقالم قابل تحويل مختلف پروژه‪ ،‬انجام‬
‫شوند‪.‬‬
‫• فرايند توالي فعاليت‬
‫– شناسايي و مدون سازي وابستگي ها ميان فعاليت هاي‬
‫برنامه زمانبندي‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت زمان پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• فرايند برآورد منابع فعاليت ها‬
‫– برآورد نوع و ميزان منابع مورد نياز براي انجام‬
‫هر فعاليت زمانبندي شده‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت زمان پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• ‪ -2-1-6‬برنامه ريزي منابع‬
‫– برنامههاي منابع بايستي تعيين کنند که‬
‫• چه منابعي مورد نياز پروژه خواهد بود‬
‫• چه زماني مورد نياز خواهد بود‪.‬‬
‫• چگونگي و مکان انتخاب و تخصيص منابع‬
‫• شيوه تعيين تکليف منابع مازاد‬
‫– صحت وروديهاي برنامهريزي منابع بايستي تاييد شود‪.‬‬
‫مديريت زمان پروژه ‪-‬‬
‫• ‪ -2-1-6‬برنامه ريزي منابع ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫ادامه‬
‫– برنامه منابع شامل‬
‫• برآورد‬
‫• تخصيصها‬
‫• محدوديتها‬
‫• همراه با تعهدات تعيين شده‬
‫بايستي مستند شود و در طرح مديريت پروژه ذکر گردد‪.‬‬
‫مديريت زمان پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• فرايند برآورد مدت زمان فعاليت‬
‫– برآورد عددي دوره زماني کاري که براي تکمبل‬
‫فعاليت هاي زمانبندي شده مستقل‪ ،‬مورد نياز خواهد‬
‫بود‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت زمان پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• فرايند ايجاد برنامه زمانبندي‬
‫– تحليل توالي‪ ،‬مدت زمان‪ ،‬منابع مورد نياز‪ ،‬و‬
‫محدوديت هاي زمانبندي فعاليت جهت تهيه برنامه‬
‫زمانبندي پروژه‬
‫• فرايند کنترل برنامه زمانبندي‬
‫– کنترل تغييرات در برنامه زمانبندي پروژه‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫فرايند توالي فعاليت ‪-‬‬
‫• روش ترسيم اولويت‬
‫ادامه‬
‫‪PDM‬‬
‫– روشي است براي رسم نمودار شبکه برنامه زمانبندي پروژه که از مربع‬
‫هايي به عنوان گره ها استفاده مي کند‪.‬‬
‫– گره ها براي نشان دادن فعاليت ها بکار مي روند‪ .‬و با استفاده از پيکانهايي‬
‫که نشانگر وابستگي هستند به يکديگر متصل مي شوند‪.‬‬
‫– اين روش همچنين )‪ AON (Activity-on-Node‬ناميده مي شود‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪ -‬مثال‪PDM‬روش ترسيم اولويت‬
‫فرايند توالي فعاليت ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫– ‪ PDM‬در برگيرنده ‪ 4‬روش ارتباطات وابستگي است‪:‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫• ‪ .Finish-to-Start‬آغاز يک فعاليت پس نياز وابسته به تکميل‬
‫فعاليت پيش نياز است‪.‬‬
‫– اسکلت بندي يک ساختمان بعد از اتمام پي شروع مي شود و ده‬
‫روز قبل از اتمام اسکلت‪ ،‬ديوارچيني شروع مي شود (‪)Lead=10‬‬
‫• ‪ .Finish-to-Finish‬تکميل يک فعاليت پس نياز وابسته به‬
‫تکميل فعاليت پيش نياز است‪.‬‬
‫– با اتمام کار لوله کشي شوفاژ‪ ،‬مي بايست کار موتورخانه شوفاژ نيز‬
‫پايان يابد‪.‬‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫فرايند توالي فعاليت ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫– ‪ PDM‬در برگيرنده ‪ 4‬روش ارتباطات وابستگي است‪:‬‬
‫• ‪ .Start-to-Start‬آغاز يک فعاليت پس نياز وابسته به آغاز فعاليت‬
‫پيش نياز است‪.‬‬
‫– نقاشي ساختمان مي تواند ‪ 3‬روز پس از شروع سفيد کاري شروع شود‬
‫(‪)SS= +3‬‬
‫• ‪ .Start-to-Finish‬تکميل يک فعاليت پس نياز وابسته به آغاز فعاليت‬
‫پيش نياز است‪.‬‬
‫– شروع ديوار کشي وابسته به عمليات پي کني است‪.‬‬
‫‪ F-to-S ‬پرکاربردترين و ‪ S-to-F‬کم کاربردترين نوع ارتباط وابستگي‬
‫است ‪.‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫کارگاه آموزشي ‪2‬‬
‫• تهيه زمانبندي اوليه پروژه‬
‫• مديريت هزينه پروژه‬
‫مديريت هزينه پروژه‬
‫• برآورد هزينه‬
‫مديريت دامنه‬
‫– توسعه تخميني از هزينه هاي منابع مورد نياز جهت تکميل فعاليت هاي پروژه‬
‫مديريت زمان‬
‫– تمامي هزينههاي پروژه بايستي به طور شفاف شناسايي شود (به عنوان مثال‬
‫هزينه فعاليتها‪ ،‬هزينههاي سربار‪ ،‬کاالها و خدمات)‪.‬‬
‫مديريت هزينه‬
‫– در برآورد هزينه‪ ،‬بايستي منابع اطالعاتي مرتبط در نظر گرفته شود و با‬
‫ساختارهاي شکست پروژه (ر‪.‬ک‪ )4-3-7 .‬مرتبط شود‪.‬‬
‫– هزينهها بايستي مستند شده و مبدا هر کدام قابل رديابي باشد‪.‬‬
‫– بايستي توجه خاصي به تامين بودجه کافي براي استقرار‪ ،‬اجرا و نگهداري‬
‫سيستم مديريت پروژه مبذول شود‪.‬‬
‫– برآورد هزينه بايستي روندهاي جاري و پيشبيني شده محيط اقتصادي را‬
‫مدنظر قرار دهد (به عنوان مثال تورم‪ ،‬ماليات)‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت هزينه پروژه‬
‫• بودجه بندي هزينه‬
‫– جمع زدن هزينه هاي برآوردشده فعاليت هاي مستقل يا بسته هاي کاري‬
‫براي ايجاد يک مبناي هزينه‬
‫– بودجه پروژه بايستي بر اساس برآوردهاي هزينه و برنامههاي‬
‫زمانبندي با يک روش اجرايي معين جهت پذيرش آن‪ ،‬تامين شود‪.‬‬
‫– بايستي بودجه با اهداف پروژه مطابقت داشته باشد و هرگونه فرضيه‪،‬‬
‫عدمقطعيت و رويداد پيشبيني نشده شناسايي و مستند شود‪.‬‬
‫– بايستي بودجه تمامي هزينههاي مجاز را در برگرفته و به شکلي باشد‬
‫که براي کنترل هزينه پروژه مناسب باشد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت هزينه پروژه‬
‫• کنترل هزينه‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫منشا اثر قراردادن عوامل ايجاد انحراف هزينه و کنترل تغييرات در بودجه‬
‫پروژه‬
‫قبل از اعمال هر گونه هزينه‪ ،‬بايستي يک سيستم کنترل هزينه و روشهاي‬
‫اجرايي مرتبط پايهگذاري و مستند شود و به اطالع افراد مسئول جهت مجوز‬
‫شروع به کار يا اعمال هزينه برسد‪.‬‬
‫سازمان پروژه بايستي تصديق کند که با بودجه باقيمانده ميتواند باقيمانده کار‬
‫را تکميلکند‪.‬‬
‫هرگونه انحراف از بودجه بايستي شناسايي و در صورت تجاوز از محدودههاي‬
‫معينشده‪ ،‬تحليل گردد و در مورد آنها اقدامات الزم صورت گيرد‪..‬‬
‫بايستي روند هزينه پروژه با استفاده از تکنيکهايي نظير "تحليل ارزش کسب‬
‫شده ‪ "EV‬تحليل شود‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪Life-cycle costing‬هزينه يابي چرخه حيات‬
‫مديريت دامنه‬
‫• نگرشي کالن نسبت به هزينه کل پروژه در طول‬
‫چرخه حيات پروژه‬
‫• هزينه يابي چرخه حيات به همراه فن مهندسي‬
‫ارزش‪ EV‬مي تواند تصميم گيري را بهبود بخشيده‬
‫و مي تواند براي کاهش هزينه و زمان اجرا و‬
‫بهبود کيفيت و عملکرد اقالم قابل قابل تحويل‬
‫پروژه کاربرد داشته باشد‪.‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت هزينه پروژه‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• مديريت هزينه پروژه در درجه اول به هزينه منابع مورد نياز براي‬
‫تکميل فعاليت هاي پروژه مرتبط است‪.‬‬
‫• مديريت هزينه پروژه بايستي تاثير تصميمات پروژه را بر روي‬
‫هزينه استفاده‪ ،‬نگهداري و پشتيباني محصول‪ ،‬خدمت يا نتيجه‪،‬‬
‫مورد توجه قراردهد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫• مديريت ريسک پروژه‬
‫مديريت ريسک پروژه‬
‫• فرايند شناسايي ريسک‬
‫– تعيين اينکه کدام ريسک ها ممکن است بر پروژه اثر داشته باشند و‬
‫مستندسازي ويژگي هاي آنها‬
‫• فرايند تحليل کيفي ريسک‬
‫– اولويت بندي ريسک ها براي تحليل هاي بعدي بيشتر يا اقدام با استفاده از‬
‫ارزيابي و تلفيق احتمال وقوع و اثر آنها‬
‫ريسکهاي شناسايي‬
‫– اين فرايند شامل متدهايي است براي اولويت بندي‬
‫شده جهت اقدامات بعدي نظير تحليل کمي ريسک يا طرحريزي پاسخ به‬
‫ريسک‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت ريسک پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• فرايند تحليل کمي ريسک‬
‫– تحليل عددي اثر ريسک هاي شناسايي شده روي کليه اهداف پروژه‬
‫– اين تحليل بر روي ريسکهاي اولويت بندي شده در تحليل کيفي ريسک‬
‫انجام مي شود‬
‫• فرايند طرحريزي پاسخ به ريسک‬
‫– ايجاد گزينه ها و اقداماتي جهت افزايش فرصت ها ‪ ،‬و کاهش تهديدهاي‬
‫مرتبط با اهداف پروژه‬
‫• فرايند پايش و کنترل ريسک‬
‫– پيگيري ريسک هاي شناسايي شده‪ ،‬پايش ريسک هاي باقيمانده‪ ،‬شناسايي‬
‫ريسک هاي جديد‪ ،‬اجراي برنامه هاي پاسخ به ريسک و ارزيابي اثر‬
‫بخشي آنها در سراسر چرخه حيات پروژه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫استراتژي ها براي ريسک هاي منفي يا تهديدات‬
‫• اجتناب از ريسک‬
‫– نيازمند اعمال تغيير در طرح مديريت کيفيت‬
‫– براي اجتناب از ريسک هاي ناگهاني‬
‫• با شفاف سازي الزامات‬
‫• فراهم سازي اطالعات‬
‫• بهبود ارتباطات‬
‫• استفاده از دانش و نظرات تخصصي‬
‫• انتقال ريسک‬
‫– انتقال به شخص ثالث‬
‫– مثال‪ :‬ريسک هاي مالي‬
‫– ابزارهاي انتقال‬
‫• بيمه‪ ،‬ضمانت عملکرد‪ ،‬گارانتي‪ ،‬وثيقه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫استراتژي ها براي ريسک هاي منفي يا تهديدات‬
‫• تخفيف ريسک‬
‫– کاستن از اثر يا احتمال ريسک‬
‫• طراحي فرايندها با پيچيدگي کمتر‬
‫• اجراي آزمون هاي بيشتر‬
‫• انتخاب تامين کنندگان با قابليت بيشتر و استوارتر‬
‫– اين استراتژي ممکن است نيازمند ساخت نمونه هاي اوليه باشد‬
‫– هر زمان که امکان کاهش احتمال وقوع ريسک وجود نداشته باشد‪،‬‬
‫• بايد اثر ريسک با هدف قراردادن پيوندهايي که شدت را‬
‫مشخص مي کند‪ ،‬انجام گيرد‪.‬‬
‫• مثال‪ :‬افزودن زوائدي به يک زير سيستم مي تواند اثر خطا‬
‫را در مولفه اصلي کاهش دهد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫استراتژي ها براي ريسک هاي مثبت يا فرصت ها‬
‫• بهره برداري‬
‫– براي کاهش زمان تکميل پروژه يا بهبود کيفيت‬
‫• تقسيم‬
‫– تقسيم فرصت با شخص ثالث‬
‫– تيم ها ‪ ،‬شرکا‪ ،‬سرمايه گذاري مشترک‪ ،‬کمپاني هاي داراي مقاصد‬
‫خاص‬
‫• بهبود‬
‫– تغيير اندازه فرصت با افزايش احتمال و‪/‬يا اثرات مثبت و با شناسايي و‬
‫حداکثر کردن محرک هاي کليدي ريسک هاي با اثرات مثبت‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫استراتژي مشترک براي فرصت ها و تهديدها‬
‫• پذيرش ريسک‬
‫– امکان حذف ريسک وجود ندارد‪.‬‬
‫– پاسخ مناسب وجود ندارد‬
‫– تيم طرح مديريت پروژه را تغيير نمي دهد‪.‬‬
‫– عمومي ترين راه پذيرش فعال ريسک‪ ،‬ايجاد منابع‬
‫اضطراري شامل زمان ‪ ،‬پول‪ ،‬يا ساير منابع است‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫کارگاه آموزشي ‪3‬‬
‫• تهيه طرح ريسک پروژه‬
‫• مديريت منابع انسانی پروژه‬
‫‪ -2-6‬فرايندهاي مرتبط با کارکنان‬
‫مديريت دامنه‬
‫• ‪ -1-2-6‬کليات‬
‫– فرايندهاي مرتبط با کارکنان عبارتند از‪:‬‬
‫• استقرار ساختار سازماني پروژه‬
‫• تخصيص کارکنان‬
‫• تشکيل تيم‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪ -2-6‬فرايندهاي مرتبط با کارکنان‪-‬‬
‫• ‪ -2-2-6‬استقرار ساختار سازماني پروژه مديريت پروژه بايستي از‬
‫تناسب ساختار سازماني پروژه با موارد زير مطمئن شود‪:‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫• دامنه پروژه‬
‫مديريت هزينه‬
‫• اندازه تيم پروژه‬
‫مديريت ريسک‬
‫• شرايط بومي‬
‫• فرايندهاي بکار رفته‬
‫– ساختار سازماني پروژه ممکن از يکي از دو نوع زير باشد‪:‬‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫• وظيفهاي‬
‫مديريت تدارکات‬
‫• ماتريسي‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪ -2-6‬فرايندهاي مرتبط با کارکنان‪-‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫• ‪ -3-2-6‬تخصيص کارکنان‬
‫– بايستي شايستگي مورد نياز براي کارکنان پروژه از‬
‫نظر‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫تحصيل‬
‫آموزش‬
‫مهارت ها‬
‫تجربه‬
‫تعريف شود‪.‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪ -2-6‬فرايندهاي مرتبط با کارکنان‪-‬‬
‫•‬
‫تشکيل تيم‬
‫– عملکرد اثربخش تيم مستلزم داشتن اعضايي است که هر يک از آنها شايسته ‪ ،‬داراي انگيزه و‬
‫مصمم به همکاري با سايرين باشند ‪.‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫– بايستي کارتيمي اثربخش شناسايي شده و در موارد مقتضي‪ ،‬مورد تقدير قرار گيرد‪.‬‬
‫– مديران در سازمان پروژه بايستي اطمينان حاصل کنند محيط کاري ايجاد شده است که در آن‬
‫محيط‪ ،‬اعضاء تيم نسبت به سرآمدی‪ ،‬داشتن ارتباط کاري اثربخش‪ ،‬داشتن اعتماد و احترام‬
‫نسبت به يکديگر و ساير افراد درگير در پروژه‪ ،‬تشويق ميشوند‪.‬‬
‫– در جهت کسب رضايت مشتري‪ ،‬بايستي تصميمگيري مبتني بر اتفاق نظر‪ ،‬برطرفسازي‬
‫ساختيافته تضادها‪ ،‬ارتباطات شفاف‪ ،‬باز و اثربخش و تعهد دوجانبه‪ ،‬تشويق شده و توسعه داده‬
‫شود‪.‬‬
‫– هر جا امکان داشته باشد‪ ،‬بايستي کارکنان متاثر از تغييرات در پروژه يا سازمان پروژه‪ ،‬در‬
‫طرحريزي و پيادهسازي تغيير مشارکت داشته باشند‪.‬‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫• مديريت ارتباطات پروژه‬
‫مديريت ارتباطات پروژه‬
‫• طرحريزي ارتباطات‬
‫– تعيين اطالعات و ارتباطات موردنياز طرف هاي ذينفع پروژه‬
‫– سازمان اصلي و سازمان پروژه بايستي اطمينان حاصل کنند‬
‫• فرايندهاي ارتباطي مناسبي براي پروژه ايجاد شده است‬
‫• اين ارتباطات با توجه به اثربخشي و کارايي سيستم مديريت کيفيت‪ ،‬برقرار‬
‫ميشوند‪.‬‬
‫– طرحريزي ارتباطات بايستي نيازهاي‬
‫• سازمان اصلي‪،‬‬
‫• سازمان پروژه‪،‬‬
‫• مشتريان و ساير طرفهاي ذينفع را مدنظر قرارداده‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت ارتباطات پروژه‬
‫• طرحريزي ارتباطات ‪ -‬ادامه‬
‫– طرح ارتباطات بايستي معين نمايد‬
‫• اطالعاتي را که به صورت رسمي مبادله ميشود‪،‬‬
‫• رسانهاي که براي انتقال آن اطالعات استفاده ميشود و‬
‫• تناوب تبادل‬
‫– بايستي در طرح ارتباطات تعيين گردد‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫الزامات مربوط به اهداف جلسات‪،‬‬
‫تناوب جلسات‪،‬‬
‫زمانبندي جلسات و‬
‫سوابق جلسات‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت ارتباطات پروژه‬
‫• توزيع اطالعات‬
‫– در درسترس قراردادن به موقع اطالعات موردنياز طرف هاي ذينفع پروژه‬
‫• گزارشدهي عملکرد‬
‫– گردآوري و توزيع اطالعات عملکرد‪ .‬اين فرايند شامل گزارشدهي‬
‫وضعيت‪ ،‬اندازه گيري پيشرفت‪ ،‬و پيش بيني‬
‫• مديريت طرف هاي ذينفع‬
‫– مديريت ارتباطات جهت رضايتمندي طرف هاي ذينفع و ارائه راه حل ها با‬
‫آنان‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫طرح مديريت ارتباطات‬
‫مديريت دامنه‬
‫• الزامات ارتباطي طرفهاي ذينفع‬
‫• اطالعاتي که بايد ردوبدل شود شامل فرمت‪ ،‬محتوي‪ ،‬و سطح تفصيل آن‬
‫• فرد مسئول انتقال اطالعات‬
‫• فرد يا گروه دريافت کننده اطالعات‬
‫• روش ها و تکنولوژيهاي انتقال اطالعات مثل اطالعيه‪ ،‬پست الکترونيک‬
‫• تناوب ارتباطات مثال هفتگي‬
‫• روش به روزآوري و پااليش طرح مديريت ارتباطات با پيشرفت و توسعه‬
‫پروژه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫کارگاه آموزشي ‪4‬‬
‫• تهيه طرح ارتباطات پروژه‬
‫• مديريت تدارکات پروژه‬
‫مديريت تدارکات پروژه‬
‫• فرايند طرحريزي خريد و تهيه‬
‫– تعيين آنچه بايد خريداري شود‪ ،‬زمان و نحوه انجام‬
‫• فرايند طرحريزي عقد قرارداد‬
‫– مدون سازي الزامات محصوالت‪ ،‬خدمات و نتايج و‬
‫شناسايي فروشندگان بالقوه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت تدارکات پروژه‬
‫• فرايند درخواست پاسخ هاي فروشنده‬
‫– کسب اطالعات‪ ،‬صورت قيمت ها‪ ،‬مناقصه ها‪،‬‬
‫پيشنهادات‪ ،‬يا طرح ها در موارد مقتضي‬
‫• فرايند انتخاب فروشندگان‬
‫– بررسي پيشنهادات‪ ،‬انتخاب از ميان فروشندگان‬
‫بالقوه و مذاکره جهت قرارداد کتبي با هر فروشنده‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت تدارکات پروژه ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• فرايند مديريت قرارداد‬
‫– مديريت قرارداد و ارتباط ميان خريدار و فروشنده ‪،‬‬
‫– بازنگري و مستندسازي اينکه چگونه ايجاد اقدامات اصالحي مورد نياز‬
‫را انجام مي دهد يا انجام داده است و‬
‫– توسعه بستري براي ارتباطات بيشتر با فروشنده‪ ،‬مديريت تغييرات‬
‫مرتبط با قرارداد‪ ،‬و در زمان مقتضي‪ ،‬مديريت ارتباط قراردادي با‬
‫خريدار بيروني پروژه‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫• فرايند خاتمه قرارداد‬
‫– تکميل و ساماندهي هر قرارداد‪ ،‬شامل بر طرف سازي و حل هر مورد‬
‫باقيمانده‪ ،‬و خاتمه هر قرارداد مربوط به پروژه يا يک فاز پروژه‪.‬‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫قرارداد‬
‫مديريت دامنه‬
‫• سندي قانوني بين خريدار و فروشنده‬
‫• توافقي دوطرفه و الزام آور که فروشنده را متعهد به آماده‬
‫سازي محصول‪ ،‬خدمت يا نتيجه اي خاص و خريدار را متعهد‬
‫به آماده سازي منابع مالي يا هرگونه وجه التزام ارزشمند مي‬
‫کند ‪.‬‬
‫• با مديريت فعال چرخه حيات قرارداد و استفاده دقيق از لغات و‬
‫عبارات‪ ،‬از بعضي ريسک هاي شناسايي شده ‪ ،‬اجتناب‬
‫مي شود و يا اين ريسک ها کاهش پيدا مي کنند‪.‬‬
‫• پروژه هاي پيچيده مي توانند شامل قراردادهاي چندگانه‪ ،‬يا‬
‫قراردادهاي فرعي با هم يا پشت سر هم‪ ،‬باشند‪.‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫طرح مديريت تدارکات‬
‫• انواع قرارداد مورد استفاده‬
‫• اقداماتي که تيم مديريت پروژه مي تواند خودش انجام دهد در‬
‫صورتيکه سازمان مجري يک دپارتمان خريد ‪ ،‬عقد قرارداد‪ ،‬يا‬
‫تدارکات دارد‪.‬‬
‫• اسناد تدارکات استاندارد شده‪ ،‬در صورت نياز‬
‫• مديريت تهيه کنندگان چند گانه‬
‫• هماهنگ سازي تدارکات با ساير جنبه هاي پروژه نظير زمانبندي‬
‫و گزارشدهي عملکرد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫طرح مديريت تدارکات ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫• رسيدگي به زمان هاي سررسيد خريد از طرف فروشنده گان و‬
‫هماهنگ سازي انان با برنامه زمانبندي پروژه‬
‫• رسيدگي به تصميمات ساخت يا خريد و پيوند دادن آنها با‬
‫فرايندهاي توسعه برنامه زمانبندي و برآورد منابع فعاليت‪.‬‬
‫• تنظيم تاريخ هاي زمانبندي براي اقالم قابل تحويل قرارداد و‬
‫هماهنگ سازي آن با توسعه برنامه زمانبندي و فرايندهاي‬
‫کنترلي‪.‬‬
‫• شناسايي ضمانت نامه هاي عملکرد يا قراردادهاي بيمه براي‬
‫کاهش بعضي از انواع ريسک هاي پروژه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫طرح مديريت تدارکات ‪-‬‬
‫ادامه‬
‫• ايجاد دستورالعمل هايي براي فروشندگان در جهت توسعه و‬
‫نگهداري يک ساختار شکست کار قرارداد‬
‫• شناسايي فروشندگان در صورتيکه قبال تاييد صالحيت شده و‬
‫انتخاب شده باشند‪ ،‬جهت استفاده‬
‫• شاخص هاي تدارکات جهت استفاده در مديريت قراردادها و‬
‫ارزيابي فروشندگان‬
‫• محدوديت ها و فرضياتي که مي تواند بر خريد و تهيه‬
‫طرحريزي شده موثر باشند‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫معيارهاي ارزيابي فروشندگان‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫–‬
‫ميزان درک نيازها‬
‫هزينه کل يا چرخه حيات‬
‫قابليت هاي فني‬
‫رويکرد مديريت‬
‫رويکرد فني‬
‫توانايي مالي‬
‫تمايل و ظرفيت توليد‬
‫نوع و اندازه کسب و کار‬
‫معرف ها‬
‫‪...‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫• مديريت کيفيت پروژه‬
‫مديريت کيفيت پروژه‬
‫• طرحريزي کيفيت‬
‫– شناسايي استانداردهاي مرتبط با کيفيت و چگونگي ارضا آنها‬
‫• اجراي تضمين کيفيت‬
‫– به کاربردن فعاليتهاي کيفي نظامند و طرحريزي شده براي حصول‬
‫اطمينان از اينکه پروژه کليه فرايندهاي مورد نياز براي برآورده سازي‬
‫الزامات را مورد استفاده قرار ميدهد‪.‬‬
‫•‬
‫اجراي کنترل کيفيت‬
‫– پايش نتايج مشخص پروژه براي تعيين چگونگي پيروي اين مشخصات از‬
‫استانداردهاي کيفي مربوطه و شناسايي راههايي براي حذف علل عملکرد‬
‫غير رضايتبخش‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫طرح مديريت کيفيت‬
‫• چگونه تيم مديريت مديريت پروژه‪ ،‬خط مشي کيفيت‬
‫سازمان را پيادهسازي خواهد کرد‪.‬‬
‫• طرح مديريت کيفيت‪ ،‬بايد به کنترل کيفيت (‪ ،)QC‬تضمين‬
‫کيفيت (‪ )QA‬و بهبود فرايند مداوم پروژه اشاره نمايد‪.‬‬
‫• طرح مديريت کيفيت‪ ،‬بايستي کليه تالشهاي قبل از پايان‬
‫پروژه را براي حصول اطمينان از صحت تصميمات‬
‫اوليه‪ ،‬به عنوان مثال در مفاهيم‪ ،‬طراحيها و آزمونها‪،‬‬
‫دربرگيرد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫• مديريت يکپارچه سازي پروژه‬
‫مديريت يکپارچه سازي پروژه‬
‫مديريت دامنه‬
‫• ايجاد منشور پروژه ‪Project charter‬‬
‫– سندي که توسط راه انداز يا حامي پروژه تهيه و‬
‫توزيع مي گردد و درآن رسما اختيار ايجاد پروژه‬
‫اعالم شده و به مدير پروژه اختيارات الزم را جهت‬
‫استفاده از منابع سازماني براي اجراي فعاليت هاي‬
‫پروژه اعطا مي کند‪.‬‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫بيانيه کار (‪)SOW‬‬
‫• توصيفي از محصوالت يا خدماتي که بايد براي پروژه تامين شود‪.‬‬
‫• براي پروژه هاي داخلي‬
‫– راه انداز يا حامي پروژه ‪ sow‬را بر اساس نيازهاي‬
‫تجاري‪ ،‬الزامات محصول يا خدمت ‪ ،‬تهيه مي کند‪.‬‬
‫• براي پروژه هاي خارجي‬
‫– ‪ Sow‬از طريق اوراق مناقصه به عنوان مثال ‪،RFP‬‬
‫‪ RFB ،RFI‬يا به عنوان جزئي از قرارداد ‪ ،‬بدست‬
‫مي آيد‪.‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫بيانيه کار‬
‫• ‪ SOW‬به موارد زير اشاره مي کند‪:‬‬
‫– نيازهاي تجاري‬
‫• اين نيازها بر اساس‬
‫– آموزش مورد نياز‬
‫– تقاضاي بازار‬
‫– پيشرفت تکنولوژي‬
‫– الزامات قانوني يا‬
‫– استاندارهاي دولتي‬
‫– توصيف دامنه محصول‬
‫‪SOW‬‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫‪Project charter‬منشور پروژه‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫الزاماتي که نيازها‪ ،‬خواسته ها و انتظارات مشتري‪ ،‬حامي‪ ،‬و ساير طرف هاي‬
‫ذينفع را برآورده مي سازد‪.‬‬
‫نيازهاي تجاري‪ ،‬توصيفي سطح باال از پروژه يا الزامات محصولي که پروژه‬
‫متعهد به ايجاد آن شده است‪.‬‬
‫مقصد يا علت پروژه‬
‫تخصيص مدير پروژه و سطح اختيارات‬
‫خالصه زمانبندي نقاط بحراني‬
‫وظايف سازماني و مشارکت آنان‬
‫محدوديت هاي سازماني‪ ،‬محيطي و خارجي‬
‫خالصه بودجه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت يکپارچه سازي پروژه ‪-‬‬
‫• کنترل تغيير يکپارچه‬
‫– بازنگري کليه درخواست هاي تغيير‪ ،‬تاييد تغييرات‪ ،‬و کنترل تغييرات‬
‫مربوط به اقالم قابل تحويل و دارايي هاي فرايند سازماني‬
‫– کنترل تغيير شامل‬
‫• شناسايي‬
‫• ارزيابي‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫• صدور مجوز‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫• مستندسازي‬
‫مديريت تدارکات‬
‫• پيادهسازي‬
‫مديريت کيفيت‬
‫• کنترل تغيير‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫مديريت يکپارچه سازي پروژه ‪-‬‬
‫• خاتمه پروژه‬
‫– نهايي کردن کليه فعاليت ها در سراسر کليه گروه فرايندها براي پايان‬
‫بخشي به پروژه يا يک فاز پروژه‬
‫– خاتمه فرايندها و پروژه بايستي در طول مرحله راهاندازي پروژه‬
‫تعيينگردد و در طرح مديريت پروژه درج گردد‪.‬‬
‫– در هر زماني از چرخه حيات پروژه‪ ،‬فرايندهاي کامل شده بايستي مطابق‬
‫برنامهريزي خاتمه يابند‪.‬‬
‫– وقتي فرايندي خاتمه مييابد‪ ،‬بايستي اطمينان حاصل شود که کليه سوابق‬
‫به طرز مناسبي گردآوري ‪ ،‬توزيع و نگهداري مي شوند‪.‬‬
‫ادامه‬
‫مديريت دامنه‬
‫مديريت زمان‬
‫مديريت هزينه‬
‫مديريت ريسک‬
‫مديريت نيروي‬
‫انساني‬
‫مديريت ارتباطات‬
‫مديريت تدارکات‬
‫مديريت کيفيت‬
‫مديريت‬
‫يکپارچه سازي‬
‫کارگاه آموزشي ‪5‬‬
‫• تهيه منشور پروژه‬

similar documents