دانلود جزوه ی ارگانهای سیستم ایمنی

Report
‫ارگانهای سیستم ایمنی‬
‫نوع سلول به نام سلول‬
‫از یک‬
‫سلول هاي‬
‫تمام‬
‫انسان‬
‫خونی) در‬
‫‪hematopoiesis‬‬
‫خونسازي (‬
‫‪ )HSC( hematopoiectic‬به وجود می‬
‫‪stem‬‬
‫خونساز و‪cell‬‬
‫بنیادي‬
‫در کیسه‬
‫سوم‬
‫هفته هاي دو‬
‫طی‬
‫آیند (‪ )yolk sac‬خارج از جنین و‬
‫زرده‬
‫به صورت داخل رگی و مزانشیم‬
‫اطراف آئورت (‪)Para aortic mesenchym‬‬
‫آغاز می شود‪ .‬سلول هاي بنیادي‬
‫کیسه زرده به سلول هاي‬
‫اریتروئیدي اولیه حاوي هموگلوبین‬
‫جنینی که بر خالف انواع بالغ‬
‫دارای هسته بزرگ هستند‪ ،‬تمایز‬
‫می یابند‪.‬‬
‫نزدیک ماه سوم حاملگی‪ ،‬سلول هاي‬
‫بنیادي خونسار از کیسه زرده به‬
‫کبد جنینی و سپس طحال مهاجرت می‬
‫کنند‪ .‬این دو اندام از ماه سوم‬
‫تا هفتم حاملگی نقش اصلی خونسازي‬
‫را برعهده دارند‪.‬‬
‫از نیمه دوم حاملگی اندک اندک‬
‫مغز استخوان هم وارد گود خونسازی‬
‫شده و از ماه هفتم به بعد نقش‬
‫اصلی را در خونسازی به عهده می‬
‫گیرد‪ .‬به صورتی که کبد و طحال از‬
‫ارگان ها یا بافت های‬
‫لنفاوی ‪ ،‬ساختارهایی‬
‫هستند که تولید‪ ،‬تکامل‬
‫و تمایز نهایی سلول‬
‫های خونی و سلولهای‬
‫ایمنی ذاتی و‬
‫ایمنی‬
‫اختصاصی را به عهده‬
‫دارند‪.‬‬
‫ارگانهای سیستم ایمنی‬
‫بر اساس وابستگی به‬
‫آنتی ژن و نوع عملکرد‬
‫به دو دسته تقسیم می‬
‫شوند‪:‬‬
‫ارگانهای لنفاوی اولیه‬
‫‪ :‬بدون نیاز به آنتی‬
‫ژن؛ موجب تکامل‪ ،‬رشد‬
‫یا تولید سلول های‬
‫ایمنی می شوند‬
‫لنفاوی‬
‫ارگانهای‬
‫ثانویه ‪ :‬تمایز نهایی‬
‫منظور‬
‫(‬
‫سلولها‬
‫لنفوسیتها ) در حضور‬
‫ارگانهای لنفاوی اولیه‬
‫به ارگانهای لنفاوی (‪ ) Primary Lymphoid organs‬ارگانهای لنفاوی مرکزی‬
‫(‪ )Central Lymphoidً organs‬هم می گویند ‪ ،‬فاز لنفوپوئزیس از پاسخهای ایمنی در آن انجام می‬
‫شود و عمدتا شامل مغز استخوان ‪ ،‬غده تیموس و کیسه بورسا ‪ ( bursa of Fabricius‬در پرندگان )‬
‫می باشند‪.‬‬
‫نکته ‪ :‬هیچ پاسخ ایمنی در این بافتها انجام نمی شود‬
‫و اگر به هر دلیلی توسط آنتی ژنهای خارجی آلوده‬
‫شوند موجب تحمل لنفوسیتها به خود و یا آپوپتوز‬
‫این سلولها می شود‪.‬‬
‫نکته ‪ :‬مغز استخوان برای گروهی از سلولها ارگان اولیه‬
‫و برای گروهی دیگر ارگان ثانویه می باشد‪.‬‬
‫ارگانهای لنفاوی ثانویه‬
‫• به ارگانهای لنفاوی ثانویه ( ‪Secondary‬‬
‫‪ ، )Lymphoid organs‬ارگانهای لنفاوی محیطی‬
‫(‪)Peripheral Lymphoid organs‬هم می گویند‪.‬‬
‫• تمایز نهایی سلولهای ایمنی ( منظور‬
‫لنفوسیتها ) در این ارگانها و بافتها است و‬
‫لذا به علت حضور آنتی ژن ‪،‬این بافتها محل‬
‫ایجاد پاسخ سیستم هستند و فاز ایمونوپوئزیس‬
‫از پاسخهای ایمنی در آنها انجام می شود‪.‬‬
‫• این ارگانها به دو دسته تقسیم می شود ‪:‬‬
‫• کپسول دار ‪ :‬که شامل طحال (‪)Spleen‬و غده لنفاوی‬
‫( ‪)Lymph nodes‬می شود‪.‬‬
‫• بدون کپسول ‪:‬‬
‫• بافت لنفاوی همراه با مخاط (‪mucosa-associated )MALT‬‬
‫‪lymphoid tissue‬‬
‫• بافت لنفاوی وابسته به پوست (‪skin-associated )SALT‬‬
‫‪lymphoid tissue‬‬
‫در بعضی رفرانسها به بافت لنفاوی وابسته به درم‬
‫(‪)DALT‬هم اشاره شده است‬
‫• آپاندیس(‪)appendix‬‬
‫دارند که توسط عروق و کانالهای لنفی‬
‫با هم ارتباط دارند‪.‬‬
‫کوچک ترین واحدهای عروق لنفی ‪،‬‬
‫مویرگهای لنفی هستند که آب میان‬
‫بافتی را به طرف خود جذب می کنند‪.‬‬
‫این مویرگها به رگهای لنفی بزرگتر‬
‫ختم می شوند که یا به گره‪/‬غدد و یا‬
‫عضو لنفی وارد می شوند ( رگ لنفی‬
‫آوران ‪ ) Afferent lymphatic vessel‬و یا از‬
‫آن خارج ( رگ لنفی وابران ‪Efferent‬‬
‫‪ )lymphatic vessel‬می شوند‪.‬‬
‫سرانجام این عروق به رگ لنفاوی بزرگی‬
‫به نام مجرای صدری یا سینه ای‬
‫(‪ )Thoracic duct‬و از آنجا به سیاهرگ‬
‫زبرین و در نهایت طرف راست قلب می‬
‫برد و بدین صورت پالسمای خونی که به‬
‫مایع بافتی رفته به لنف و سپس به خون‬
‫بر می گردد‪.‬‬
‫در حالت طبیعی در حدود ‪ 2‬لیتر لنف در‬
‫هر روز به جریان خون بر می گردد و هر‬
‫گونه اختالل سیستم لنفاوی می تواند‬
‫سریعا به تورم بافتی منجر گردد‪.‬‬
‫نکته ‪ :‬انقباض سلولهای ماهیچه ای دور‬
‫عروق لنفاوی و حرکت بافتهای ماهیچه‬
‫ای اسکلتی نیروی الزم را برای حرکت‬
‫سلولهای مختلف خونی ‪،‬‬
‫خونساز و چربی قرار دارد و‬
‫حفره مرکزی استخوانهای دراز‬
‫و فضاهای بین ترابکولی‬
‫استخوانهای اسفنجی را پر‬
‫میکند‪ .‬مغز استخوان به دو‬
‫صورت مغز قرمز و مغز زرد‬
‫دیده میشود که اولی عمدتا‬
‫در خونسازی دخیل است و نیز‬
‫خوانده میشود و دومی عمدتا‬
‫حاوی سلولهای چربی است‪.‬‬
‫خونسازی (‪ )Hematopoeisis‬در‬
‫هنگام تولد عمدتا در مغز‬
‫استخوان سراسر اسکلت انجام‬
‫می گیرد‬
‫اما تدریجا به مغز استخوان‬
‫پهن محدود شده ‪ ،‬به گونه ای‬
‫که در دوره بلوغ ‪ ،‬خونسازی‬
‫مغز استخوان محل تولید اکثر سلولهای خونی بالغ گردش خون ‪ ،‬شامل گلبولهای قرمز ‪ ،‬گرانولوسیتها ‪ ،‬مونوسیتها از‬
‫یک سلول بنیادی مشترک خونساز ‪)hemstopoietic stem cell (HSC‬و محل رخدادهای اولیه بلوغ سلولهای ‪B‬‬
‫است‪.‬‬
‫تکثیر و بلوغ سلولهای پیش ساز در مغز استخوان توسط‬
‫سایتوکاین تحریک می شوند ‪.‬‬
‫سایتوکاینهای خونساز توسط سلولهای استرومایی و‬
‫ماکروفاژهای مغز استخوان تولید می شوند‪ .‬بنابراین محیط‬
‫مناسبی را برای خونسازی فراهم می کنند‪.‬‬
‫به غیر از این سلولها ‪ ،‬لنفوسیتهای ‪ T‬تحریک شده با آنتی ژن و‬
‫ماکروفاژهای فعال شده با سایتوکاین یا میکروب هم می توانند‬
‫این سایتوکاینهای خونساز را تولید نمایند‪.‬‬
‫در مغز استخوان عالوه بر ‪ HSC‬ها و اخالف حاصل از آنها ‪،‬‬
‫تعداد زیادی پالسماسل قرار دارند که در نتیجه تحریک سلولهای‬
‫‪ B‬با آنتی ژن در بافتهای محیطی تولید شده و سپس به مغز‬
‫ً‬
‫استخوان مهاجرت می کنند و در آنجا برای سالهای نسبتا‬
‫طوالنی زنده مانده و آنتی بادی تولید می کنند‪.‬‬
‫برخی لنفوسیتهای ‪ T‬خاطره با طول عمر زیاد نیز به مغز‬
‫استخوان مهاجرت می کنند و ممکن است در آنجا ساکن شوند‪.‬‬
9
‫تیموس‬
‫تیموس‪ ،‬از نظر واژه شناس ی مشتق از واژه مشتق‬
‫از واژه يوناني "تيمس" به معناي نیروي حياتي يا‬
‫شادابي ‪ ،‬یک عضو دو لوبه بوده که در حفره ی‬
‫قفسه ی سینه( پشت باالی جناغ کنار پریکارد‬
‫قلب ) قرار دارد‪ .‬هر لوب تیموسهر لوب توسط‬
‫کپسولی احاطه شده و توسط تیغه هایی که از‬
‫همین کپسول حاصل شدند به لوبول هایی‬
‫تقسیم می شود‪ .‬هر لوبول هم شامل یک بخش‬
‫خارجی به نام کورتکس و یک بخش درونی به نام‬
‫مدوال است‪.‬‬
‫تیموس از فرورفتگی اندودرم سومین بن بست‬
‫حلقی در ناحیه گردن به وجود می آید‪.‬‬
‫•‪.‬‬
‫از سمت کورتکس به مدوال یک شیب تمایزی‬
‫دیده می شود به طوری که کورتکس یا همان‬
‫بخش خارجی حاوی تراکم باالیی از سلولهای ‪T‬‬
‫نابالغ یا تیموسیت ها می باشد‪ ،‬در صورتی که‬
‫مدوال یا همان بخش داخلی که رنگ پذیری کمتری‬
‫دارد حاوي جمعیت اندکی از تیموسیت ها می‬
‫باشد ‪.‬هر دو بخش کورتکس و مدوالي تیموس‪،‬‬
‫توسط شبکه اي از سلول هاي استرومایی احاطه‬
‫شده که داربست این عضو را ساخته و در رشد و‬
‫بلوغ تیموسیت ها شرکت دارد ‪.‬‬
‫در تیموس شاهد ‪ 3‬نوع سلول اصلی هستیم‪:‬‬
‫‪ .1‬سلول های اپی تلیال پرستار‬
‫‪ .2‬سلول های اپی تلیال قشری‬
‫‪ .3‬در مرز بین کورتکس و مدوال سلول های‬
‫دندرتیک (‪ )IDC‬و ماکروفاژ‬
‫ترشح‬
‫در‬
‫ها‬
‫سلول‬
‫این‬
‫مانند‬
‫پپتیدي‬
‫هورمونهای‬
‫‪،‬‬
‫‪α1‬‬
‫تیموزین‬
‫‪،‬‬
‫تیمولین‬
‫فاکتور هومورال تیموسی (‪) THF‬‬
‫و تیموپویتین ‪ ،‬سایتوکائین‪IL-‬‬
‫‪7‬را تولید می کنند که باعث‬
‫ظهور مارکرهای تمایز در سلول‬
‫‪ T‬و تکامل تیموسیت ها می‬
‫گردند‪.‬‬
‫سلول های اپی تلیال قشری‪:‬‬
‫داراي استطاله هاي پروتوپالسمی‬
‫منشعب و غنی از ‪MHC‬کالس دو (‬
‫و البته یک) می باشند ‪.‬این‬
‫سلول ها از طریق دسموزوم ها‬
‫به یکدیگر متصل شده و شبکه اي‬
‫را تشکیل می دهند که لنفوسیت‬
‫هاي کورتکس در مسیر خود به‬
‫سمت مد وال باید از این شبکه‬
‫عبور کنند ‪.‬این سلول ها عموما‬
‫ً‬
‫در گزینش مثبت تیموسیت ها نقش‬
‫دارند‪.‬‬
‫• رفت و آمد لنفوسیت ها به تیموس از طریق وریدچه یی با اندوتلیوم بلند (‪ )HEV‬صورت می گیرد‪ .‬در مدوالی تیموس یک‬
‫جسمک مرکزی به نام جسمک هاسال (‪)Hassal corpuscle‬دیده می شود‪ .‬گفته می شود این جسمک حاوی سلول های‬
‫اپی تلیال در حال دژنرسانس است که سیتوکراتین با وزن مولکولی باال دارند‪.‬‬
‫• تیموس دارای یک شبکه خونرسانی قوی و رگهای لنفی وابران است که به گره های لنفاوی میان سینه ( ‪)mediastinal‬‬
‫تخلیه می گردد‪.‬‬
‫• در انسان تحلیل تیموس‪ ،‬در ‪ 12‬ماه اول زندگی آغاز می گردد و تا سنین میانسالی هر ساله حدود ‪ 3%‬و بعد از آن سالیانه‬
‫‪1%‬تحلیل می یابد‪ .‬به همین علت در بچگی صورتی مایل به خاکستری‪ ،‬در میانسالی به سبب جایگزینی چربی زیاد زرد رنگ می‬
‫گردد‬
‫ً‬
‫• البته به خاطر همین جایگزینی بافت تحلیل رفته با بافت چربی اندازه تیموس عموما تغییر چندانی نمی کند‪ .‬در مجموع تیموس‬
‫به طور پیشرونده اي غیر قابل استفاده می گردد‪ .‬البته به غیر از فاکتور به سن ‪ ،‬در تحلیل تیموس عوامل دیگری مانند‬
‫بارداری‪ ،‬استرس و افزایش استروئید ها نقش دارند‪.‬‬
‫• توجه کنید که ‪ % 5-10‬لنفوسیت هایی که مراحل‬
‫بلوغ را طی میکنند‪ ،‬زنده مانده و تیموس را ترک می‬
‫کنند‪ .‬بقیه در تیموس تحت پروسه مرگ برنامه ریزی‬
‫شده می میرند‪ .‬لنفوسیت های ‪T‬در تیموس گیرنده‬
‫اختصاص ی اتصالی آنتی ژن یعنی‪)%85-95( TCRαβ‬‬
‫و ‪ )%5-10( TCRγδ‬را به دست می آورند‪.‬‬
‫مختل می شود‪ .‬یکی از معروفین‬
‫•‬
‫ترین این نقصها ‪ ،‬سندروم دی جرج‬
‫است(‪ )Digeorge‬است که حاصل نقصی‬
‫بخشی از بازوی بلند کروموزوم‬
‫‪(22‬به خصوص قطعه ‪ )TBX1‬است‪.‬‬
‫در روند تکامل‬
‫در این افراد‬
‫بنبستهاي سوم و چهارم حلقوي‪ ،‬در‬
‫هفته ‪ 12‬جنیني اختاللی رخ میدهد‪.‬‬
‫و در نتیجه غده تیموس و غدد‬
‫پاراتیروئید تکامل نميیابند‪.‬‬
‫عالوه بر ضعف سیستم سلولی به‬
‫خصوص در برابر باکتریهای درون‬
‫سلولی و قارچها دارای عالئم‬
‫دیگری هم هستند مانند وجود‬
‫چشمهای عریض ‪ ،‬گوش هایی که در‬
‫پایین ترین حد خود قرار گرفته‬
‫اند ‪ ،‬وجود فک کوچک ‪ ،‬مشکالتی در‬
‫یادگیری‬
‫نقصهای مادرزادی قلبی ‪ ،‬مشکالت‬
‫کلیوی ‪ ،‬وجود شیار کوچک و باریک‬
‫غدد لنفاوی‬
‫• یکی از ارگان لنفاوی ثانویه بوده که گرد یا بیض ی می باشد و در نواحی مختلف بدن پراکنده است‪ .‬گره های لنفاوی‪،‬‬
‫بیشتر در تقاطع اصلی کانال های لنفاوی دیده می شوند‪ .‬این مجاری با مجرای توراسیک در ارتباط هستند‪ .‬به طوری که‬
‫این مجموعه های لنفاوی مسئول پاک سازی آنتی ژن های لنفی‪ ،‬جلدی و زیر جلدی می باشد‪.‬‬
‫•‬
‫اگر از خارج به داخل بررس ی کنیم دارای مناطق زیر است‪:‬‬
‫‪ .1‬کپسول که از جنس بافت همبندی می باشد‪.‬‬
‫‪ .2‬کورتکس (قشری)‪ ،‬این ناحیه دارای فولیکول های لنفاوی و سلول‬
‫های دندرتیک فولیکولی (‪ )FDC‬می باشد و غنی از ‪ B‬سل است‪.‬‬
‫‪ .3‬پارا کورتکس (اطراف قشری)‪ :‬این ناحیه غنی از لنفوسیت ‪ T‬و‬
‫سلول های دندرتیک (‪ )IDC‬است‪.‬‬
‫‪ .4‬مدوال‪ ،‬دارای ‪ T‬و ‪ B‬سل و تعداد فراوانی پالسماسل است‪.‬‬
‫غدد لنفاوی دارای رگ لنفی آوران و رگ لنفی وابران است‪ .‬رگ لنفی‬
‫آوران‪ ،‬لنف و لنفوسیت ها را وارد غده ی لنفاوی می کند‪ .‬بعد از‬
‫تحریک پالسموسل ها و آنتی بادی توسط مجاری لنفاوی وابران از ناف‬
‫غده ی لنفاوی خارج می شود‪.‬‬
‫وظیفه مناطق یک غده لنفاوی‬
‫‪ .1‬رگ لنفی آوران (‪ ،)Afferent‬لنف وآنتی ژن های‬
‫لنفی را از جلد و زیرجلد به غده ی لنفاوی هدایت می‬
‫کند‪.‬‬
‫‪ .2‬کپسول‪ ،‬از جنس بافت همبندی می باشد که غده ی‬
‫لنفاوی را احاطه کرده است‪.‬‬
‫‪ .3‬کورتکس‪ ،‬ناحیه ی غنی از ‪ B‬سل نامیده می شود که‬
‫دارای فولیکول های لنفاوی است‪ .‬فولیکول ثانویه‬
‫دارای مرکز زایگر یا ژرمینال سنتر است‪ .‬در مرکز زایگر‬
‫شاهد حضور ‪ B‬سل خاطره ای و پالسموسل ها‬
‫هستیم(‪ 50‬درصد آنتی بادی های خون را می سازند)؛‬
‫ً‬
‫در حالی که در فولیکول اولیه غالبا ‪ B‬سل های دست‬
‫نخورده حضور دارند‪.‬‬
‫نکته ‪ :‬پالسما سلهای ‪ IgG‬ساز بیشتر در مغز استخوان‬
‫یافت می شوند‪ .‬به همین دلیل ‪ BM‬بزرگترین عضو تولید‬
‫کننده آنتی بادی در بدن است‪.‬‬
‫وظیفه مناطق یک غده لنفاوی‬
‫‪ .1‬پاراکورتکس‪ ،‬ناحیه ی غنی از ‪ T‬سل نامیده می شود‪ .‬فعال سازی‬
‫اولیه از این ناحیه شروع می شود تعدادی سلول های دندرتیک از‬
‫نوع ‪ IDC‬در این ناحیه دیده میشوند‪ .‬وریدچه با اندوتلیوم بلند‬
‫جهت عبور لنفوسیت ها به غده ی لنفاوی در این ناحیه دیده می‬
‫شود‪ .‬تعداد ‪ TH‬های در این ناحیه بیشتر از ‪ T‬سل های کشنده‬
‫بوده و در این ناحیه است که توسط ‪ APC‬ها‪ ،‬آنتی ژن به ‪ T‬سل‬
‫عرضه و با ترشح ‪ T ، IL2‬سل ها تکثیر و گسترش کلونال می یابند‪.‬‬
‫‪ .2‬مدوال‪ ،‬این ناحیه دارای تعداد زیادی پالسما سل است و مرکزی‬
‫ترین ناحیه ی غده لنفاوی است‪ .‬از این ناحیه یک رگ لنفی وابران‬
‫خارج می شود‪.‬‬
‫‪ .3‬ناف (‪ ،)Hilus‬از این ناحیه یک رگ نفی وابران (‪ )Efferent‬خارج‬
‫شده و همچنین محل ورود شریان و خروج ورید است‪ .‬پس غده‬
‫لنفاوی هم از چند رگ لنفی آوران و هم شریان تغذیه می شود‪.‬‬
‫‪ .4‬ترابکوال‪ ،‬تیغه هایی است که غده ی لنفاوی را به لوبول هایی‬
‫تقسیم می کند‪.‬‬
‫چند نکته در مورد غدد لنفاوی‬
‫• وقتی ‪ B‬سلها با آنتی ژن برخورد نکنند ‪ ،‬فقط فولیکول اولیه را داریم‪ .‬اما اگر ‪ B‬سلها با آنتی ژن برخورد کنند ‪،‬‬
‫فولیکول ثانویه را داریم که از ناحیه تاجی یا ‪ Mantel Zone‬و مرکز زایگر یا ‪ Germinal center‬تشکیل‬
‫شده است‪.‬‬
‫در مرکز زایگر به طور خالصه جهش سوماتیک ‪ ،‬بلوغ میل پیوندی ‪ ،‬تعویض کالس ایزوتایپی و پیدایش سلول ‪B‬‬
‫خاطره ای صورت می گیرد‪.‬‬
‫آنتی ژنها از راههای زیر جلدی ‪ ،‬داخل جلدی و داخل عضالنی در نهایت سر از غده لنفاوی در خواهند اورد به دو‬
‫صورت ‪ :‬حالت آزاد و محلول یا همراه با سلول عرضه کننده آنتی ژن ‪.‬‬
‫لنفوسیتهایی که وارد غده لنفاوی می شوند از دو راه به غده می رسند ‪:‬‬
‫• از طریق رگ لنفی آوران‬
‫• از طریق ناحیه ‪HEV‬‬
‫طحال ‪Spleen‬‬
‫• اندامی با رگهای فراوان ‪ ،‬دارای وزن تقریبی ‪150‬گرم بوده و در ربع فوقانی‬
‫چپ شکم در پشت معده و نزدیک دیافراگم قرار دارد‪.‬‬
‫• عملکرد اصلی آن حذف گلبولهای پیر و آسیب دیده و ذراتی مانند‬
‫کمپلکسهای ایمنی و میکروبهای اپسونیزه شده از گردش خون و شروع‬
‫پاسخهای ایمنی اکتسابی به آنتی ژنهای حمل شده در خون است‪.‬‬
‫• طحال همچنین یکی از مهم ترین ارگان های تولید آنتی بادی و تأمین‬
‫ایمنی هومورال ثانویه شناخته شده است‪.‬‬
‫طحال عمدتا از‬
‫قسمتهای زیر تشکیل شده است‪:‬‬
‫‪ .1‬کپسول بافت همبندی‬
‫‪ .2‬ترابکوال‪ ،‬ایجاد تیغه هایی در بافت طحال‪.‬‬
‫‪ .3‬پولپ سفید(‪)White Pulp‬‬
‫‪ .4‬ناحیه ای حاشیه ای (‪)marginal zone‬منطقه ای که‬
‫پولپ سفید را احاطه کرده و آن را از پولپ‬
‫قرمز جدا می کند‪.‬‬
‫‪ .5‬پولپ قرمز(‪)Red Pulp‬‬
‫در ‪ PALS‬شاهد میزان فراوانی‬
‫از لنفوسیت های ‪)TCD4 > TCD8( T‬‬
‫می باشیم‪ .‬عالوه بر ‪ PALS‬در‬
‫های‬
‫فولیکول‬
‫ناحیه‬
‫این‬
‫لنفاوی را هم داریم‪ .‬این‬
‫فولیکول ها به صورت اولیه‬
‫(دارای ‪ B‬سل تحریک نشده) وبه‬
‫مرکز‬
‫(دارای‬
‫ثانویه‬
‫صورت‬
‫زایگر و ‪ B‬سل های تحریک شده)‬
‫در نهایت‬
‫دیده می شوند‪.‬‬
‫ناحیه حاشیه ای یا مارژینال‬
‫زون که دارای ماکروفاژهای‬
‫تخصص یافته و لنفوسیت های ‪B‬‬
‫این‬
‫تخصص‬
‫باشد‪.‬‬
‫می‬
‫مارکروفاژها در چیست؟‬
‫ماکروفاژهای مستقر در این‬
‫قسمت در گرفتن آنتی ژن های‬
‫مستقل از تیموس بسیار کارا‬
‫می باشند‪ .‬این پلی ساکاریدها‬
‫سطح‬
‫بر‬
‫طوالنی‬
‫مدت‬
‫برای‬
‫ماکروفاژهای ناحیه حاشیه ای‬
‫پولپ قرمز‪ :‬شبکه ی اسفنجی شامل سینوس های وریدی و طناب های سلولی است که دارای‬
‫ماکروفاژهای ثابت‪ ،PMN ، RBC ،‬تعداد زیادی پالسموسل و لنفوسیت است‪ .‬در پولپ قرمز تحت روند‬
‫هموکاترزیس؛ گلبول های قرمز فرسوده از خون پاکسازی می شوند‪ .‬همچنین این قسمت از طحال محل‬
‫ذخیره ی گلبول های قرمز و پالکت و گرانولوسیت ها است‪.‬‬
‫ماکروفاژهای پولپ قرمز‪ ،‬جایگاه عمده فاگوسیتوز میکروب های پوشیده از آنتی بادی می باشند‪.‬‬
‫ً‬
‫نکته ‪ :‬در بعض ی بیماری ها مثل اسفروسیتوز ‪ ،‬طحال را بر می دارند اما این افراد و اساسا‬
‫افراد بدون طحال نسبت به عفونت با باکتری های کپسول دار مثل پنوموکوک و مننگوکوک حساس ترند‪.‬‬
Spleen
24
‫بافت لنفاوی همراه مخاط ‪)Mucosal Associated Lymphoid Tissue(MALT‬‬
‫• ارگان های لنفوئیدی ثانویه ی مخاطی را ‪ MALT‬می گویند‪ MALT .‬یعنی بافت لنفوئیدی مربوط‬
‫به موکوس‪ MALT .‬شامل ‪( GALT‬بافت لنفاوی وابسته به گوارش) و ‪( BALT‬بافت لنفاوی‬
‫وابسته به برونش) و ‪( NALT‬بافت لنفاوی وابسته به بینی) است‪.‬‬
‫• از لحاظ کلی از قسمتهای زیر تشکیل شده است ‪:‬‬
‫‪ -1‬الیه مخاطی ‪ -2‬آستر مخاط یا المینا پروپریا ‪Lamina properia‬‬
‫‪ -3‬زیر مخاط‬
‫‪ MALT‬دو ویژگی مهم دارد ‪:‬‬
‫‪ -1‬بیشتر ‪ IgA‬ساز است‪.‬‬
‫‪ -2‬در تولرانس مخاطی نقش دارد‪.‬‬
‫پالک پیر ‪Peyer Patch‬‬
‫پیرتجمع بزرگ لنفی در المینا پروپریا در‬
‫قسمتهای انتهایی ایلئوم هستند که خود‬
‫این بافت سه قسمت اصلی دارد ‪:‬‬
‫ناحیه اپیتلیال مرتبط با فولیکول یا‬
‫‪Follicular Associated‬‬
‫‪ ،Epithelium‬ناحیه بدون میکروویلی‬
‫روده است ‪ ،‬دارای ‪ M cell‬و آنتروسیت‬
‫ناحیه گنبدی یا ‪ Dome Area‬غنی از‬
‫‪ Bcell‬خاطره ایی است‪.‬‬
‫ناحیه فولیکولی یا ‪Follicular Area‬‬
‫دارای بیش از ‪ 100‬فولیکول غنی از‬
‫‪ Bcell‬است‪.‬‬
‫بافت لنفاوی همراه با برونش(‪Bronchus-associated lymphoid tissue )BALT‬‬
‫از مجموعه های لنفوسیتی و فولیکول های‬
‫لنفاوی تشکیل شده اند که در طول برونش‬
‫های اصلی هر دو لوب و محل اتصال‬
‫برونشیول ها به برونش ها قرار گرفته اند و‬
‫همچنین بین انشعابات شریان های ریوی و اپی‬
‫تلیوم برونش نیز دیده می شود‪ .‬در ‪BALT‬‬
‫شبکه ای از مویرگ ها ‪ ،‬شریان ها ‪ ،‬وریدها و‬
‫مجاری وابران لنفاوی دیده می شود و به نظر‬
‫می رسد که در ‪ BALT‬هم در واکنش با آنتی ژن‬
‫های مجاری هوائی و هم آنتی ژن های خونی‬
‫نقش دارد‪ .‬مجموعه های لنفوسیتی ‪ BALT‬که‬
‫اغلب از لنفوسیت های ‪ B‬تشکیل شده اند‬
‫بصورت فولیکول های بدون مراکز زایا دیده‬
‫می شوند و سلول های ‪ M‬در فولیکول های‬
‫‪ BALT‬شبیه همنوعان خود در دیگر اعضاس‬
‫زیر گروه ‪ MALT‬می باشند ‪.‬‬
‫لوزه ها ‪Tonsils‬‬
‫• توده ای از بافت لنفاوی بدون کپسول هستند که در دو طرف گلو و پشت زبان واقع شده اند‪ 4 ،‬نوع هستند و از لحاظ‬
‫کلی ‪ 6‬تا می باشند‪.‬‬
‫• در چهار راه حلق ‪ ،‬لوزه ها یک حلقه مجازی را ایجاد می کنند که به این حلقه ‪ ،‬حلقه والدیر ‪Waldeyer Ring‬‬
‫می گویند‪.‬‬
‫• هر گاه میکروارگانیسم ها در‬
‫‪ Crypt‬های لوزه قرار بگیرد‬
‫‪ ،‬لوزه ها چرکی می شوند‪.‬‬
‫به لوزه حلقی ‪ ،‬لوزه سوم هم‬
‫می گویند و وقتی این لوزه‬
‫به هر دلیلی بزرگ شود به‬
‫آن لوزه آدنوئید هم می گویند‬
‫که با جراحی برداشته باید‬
‫برداشته شود‪.‬‬
*
29
‫آپاندیس ‪Appendix‬‬
‫• آپاندیس یا روده کور زائدهای کوچک و انگشتی شکل است که از روده بزرگ منشعب میشود‪ .‬در جدار این عضو‬
‫بافت لنفاوی فراوانی موجود است‪ .‬طول آپاندیس بین ‪ ۲‬تا ‪ ۲۰‬سانتیمتر متغیر است و قطر آن نیز بین ‪ ۶‬تا ‪ ۸‬میلیمتر‬
‫است‪.‬‬
‫• با آنکه غنی از فولیکولهای لنفاوی ثانویه و ‪ B‬سل است ‪ ،‬اما نقشش در ایمنولوژی خیلی مشخص نیست‪.‬‬

similar documents