فصل اول؛ تهیه و ارائه شده توسط سرکار خانم ارجمند پارسا

Report
‫پیشگفتار‬
‫پیشگفتار‬
‫نظام مدیریتی ایران دارای سه‬
‫سطح می باشد ‪:‬‬
‫‪ .1‬اداره امور سیاسی (مدیریت‬
‫‪-2‬شکل‬
‫گیری‬
‫خط مشی‬
‫سیاسی)‬
‫‪ .2‬اداره امور عمومی (مدیریت‬
‫دولتی)‬
‫‪ .3‬مدیریت خصوصی‬
‫‪-3‬‬
‫اجرای‬
‫خط مشی‬
‫‪-1‬‬
‫تدوین‬
‫دستور‬
‫کار‬
‫چرخه خط‬
‫مشی گذاری‬
‫عمومی‬
‫(لستر و‬
‫استورات)‬
‫‪-4‬‬
‫ارزیاب‬
‫ی خط‬
‫مشی‬
‫‪-6‬‬
‫خاتمه‬
‫خط مشی‬
‫‪-5‬‬
‫تغییر‬
‫خط مشی‬
‫پیشگفتار‬
‫کلید پسرفت یا پیشرفت هر جامعه ای در دست سطح دوم نظام مدیریتی‬
‫(مدیریت دولتی) است ‪ ،‬زیرا ‪:‬‬
‫‪ .1‬مدیران سیاسی بدون مدیریت دولتی کارشناسانه ‪ ،‬سیاستهایی را تدوین‬
‫خواهند کرد که نه فقط به نظام سیاسی یک کشور آسیب می رساند ‪ ،‬بلکه‬
‫را‪ ،‬از خود جدا خواهد کرد ‪.‬‬
‫تواندمدیریت دولتی در اروپا مدعی است که ‪:‬‬
‫می؛ پدر‬
‫دولتی خردمند ”‬
‫اینرو ‪“ ،‬‬
‫‪ .2‬از‬
‫مدیریت‬
‫پیشگفتار‬
‫مدیریت دولتی ‪ ،‬هم به مثابه یک علم و هم به مثابه یک عمل مدیریتی ‪،‬‬
‫در ایران با چالش های فراوانی مواجه است‪.‬‬
‫عبارتند از ‪:‬‬
‫پیشگفتار‬
‫مدیریت دولتی ‪،‬‬
‫نیز با چالش های جزئی و کالن‬
‫مواجه است که مهم ترین آن ‪ ،‬اینست که‪:‬‬
‫پیشگفتار‬
‫بطور کلی در این کتاب شش چالش معرفی شده است ‪:‬‬
‫در این زمینه ‪ ،‬ترکیب عقالنیت ها در خط مشی ها ‪ ،‬که خود را در راهبردهای بخش دولتی متجلی می کند ‪،‬‬
‫چالش فرا روی مدیریت دولتی است ‪.‬‬
‫اعتماد عمومی بزرگ ترین سرمایه یک نظام سیاسی است‪ .‬مثال در اجرای اصل ‪ 44‬جلب اعتماد مردمی ضروری‬
‫است‪.‬‬
‫این راهبرد‪ ،‬مدیریت دولتی نوین است ‪(.‬در این چالش بررسی خواهیم کرد که آیان مدیران دولتی می‬
‫توانند این راهبرد را در جامعه مدیریت کنند؟ و یا چه انتقاداتی به آن وارد است ؟)‬
‫بررسی فرض های عقالنی در رویکرد سیاسی به مدیریت دولتی و توجه به این نکته که این امر مانع تزریق‬
‫فصل اول ‪:‬‬
‫آشنایی با جوهره مدیریت دولتی‬
‫مقدمه‬
‫‪ ‬اگر چه قدمت مدیریت دولتی همچون قدمت دولت و تمدن بشری است ‪ ،‬مطالعه و‬
‫عمل مدیریت در بخش دولتی از دوران پس از جنگ جهانی دوم (شهریور‪1318‬ـ‬
‫‪ /1324‬سپتامبر ‪1939‬ـ اوت ‪ )1945‬مورد توجه واقع شد ‪.‬‬
‫جان استورات میل با انتشار کتاب”‬‫ودرو ویلسون با انتشار مقاله “‬‫‪-‬ماکس وبر با عرضه کتاب”‬
‫کاشتند‪.‬‬
‫جامعه‬
‫هنریدشت‬
‫را در‬
‫دولتی‬
‫رشته‬
‫نظری‬
‫مدیریتهای‬
‫‪ ‬بذر‬
‫فکری‬
‫شناسی های‬
‫اصل جریان‬
‫بزرگ نیز‬
‫فایول و‬
‫اداره‬
‫مدیریتاصول‬
‫تیلور و‬
‫فردریک‬
‫علمی‬
‫در نظریه سازمان سبب شدند تا افرادی در حوزه اداره امور عمومی به ایجاد نوعی‬
‫مدیریت دولتی چیست ؟‬
‫‪:‬‬
‫ وی در ابتدا مدیریت دولتي را “اجراي نظام مند و کار آمد قانون‬‫عمومي “مي دانست ‪.‬‬
‫ در دهه ‪ 1940‬موضع ویلسون كامال برعكس شد وی که قائل به جدائي‬‫سیاست و اداره بود‪ ،‬در این دهه سیاست و خط مشي را عناصري جدائي‬
‫ناپذیر از اداره عمومي تشخیص داد‪.‬‬
‫مدیریت دولتی چیست ؟‬
‫مدیریت دولتي خط مشي گذاري است‪ ،‬اما خط مشي گذاري مستقل‪ ،‬انحصاري‬‫یا جداي ازسایر بازیگران فرایند سیاسی نیست‪.‬‬
‫خط مشي گذاري در حوزه اي صورت مي پذیرد كه نیروهاي قدرتمند در آن‬
‫با هم رقابت مي كنند و جامعه نیز درآن دخالت دارد (نوعي خط مشي‬
‫گذاري كه تابع خط مشي گذاران دیگر است)‪.‬‬
‫مدیریت دولتي یكي از فرایندهاي سیاسي است كه از آن طریق‪ ،‬مردم‬
‫حاكمیت خود را محقق مي سازند‪.‬‬
‫مدیریت دولتی چیست ؟‬
‫اگر بخواهیم مدیریت دولتی را فعل (عمل) سازمان های عمومی (دولتی)‬‫تعریف کرده ‪ ،‬دوگانگی سیاست و اداره را نیز در آن لحاظ کنیم و‬
‫عمومی بودن را فقط به سازمان های دولتی اختصاص ندهیم‪ ،‬تعریف زیر‬
‫نیز می تواند درست باشد ‪:‬‬
‫«مدیریت دولتی یعنی مدیریت مسائل عمومی برای تحقق منافع عمومی»‬
‫قلمرو اداره امور عمومي ( مدیریت دولتي )‬
‫تفاوت اداره و مدیریت‬
‫‪‬اداره ‪ ،‬فعالیتهاي مربوط به حفظ اسناد و پردازش اطالعات‪ ،‬كار با‬
‫كاغذ‪ ،‬به كار گیري قواعد‪ ،‬رویه ها و خط مشي هایي كه دیگران تعیین‬
‫وتدوین كرده اند است اما مدیریت ‪ ،‬وظایف سازمانی است که سازمان‬
‫را در راستای تحقق اهداف از پیش تعیین شده‪ ،‬جهت می دهند‪.‬‬
‫تفاوت اداره و مدیریت‬
‫مردم محوری در مدیریت دولتی‬
‫‪‬مردم محوري ‪،‬مدیریت دولتي را از بخش خصوصي جدا مي كند ‪ .‬كه از‬
‫عوامل زیر نشات مي گیرد ‪:‬‬
‫‪ .1‬قانون اساسي‬
‫‪ .2‬منفعت عامه‬
‫‪ .3‬نیروي بازار‬
‫‪ .4‬حكمراني ( مردمي)‬
‫مردم محوری در مدیریت دولتی‪ -‬قانون اساسی‬
‫‪ ‬قانون اساسي هر كشور تجلي حاکمیت خواست و اراده مردم و میثاق حكومت و ملت است‬
‫‪.‬‬
‫‪ ‬فرمانروانی عمومی در فصول و اصول قانون اساسی جاری بوده ‪،‬راهنمای سیاست های‬
‫کلی نظام سیاسی کشور است ‪.‬‬
‫‪ ‬بنابراین قانون اساسي نقشي مهم در جهت دهي مدیریت دولتي از حیث جایگاه کاری ‪،‬‬
‫دارد و قلمرو آن را مشخص می کند‪.‬‬
‫‪ ‬از طرف دیگر قانون اساسی ارزش های حاکم بر بخش عمومی را نشان می دهد که بعضا‬
‫در تعامل و تقابل با ارزش های بخش خصوصی است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫آنچه قانون اساسي حكم مي كند باید در مدیریت دولتي متجلي شود‪.‬‬
‫مردم محوری در مدیریت دولتی‪ -‬منفعت عامه‬
‫‪ ‬مرز اصلی مدیریت در بخش های خصوصی و دولتی در آن است که بخش‬
‫خصوصي به منفعت شخصي مي اندیشد اما در بخش دولتي همه چیز در‬
‫راستاي تحقق منفعت عامه است‬
‫‪ ‬البته سازمانهاي بخش خصوصي عالوه بر منافع شخصي باید در ارتقاي‬
‫منافع عامه نقش ایفا كنند ‪.‬‬
‫‪ ‬دولت در قالب مدیریت دولتی باید قوانین و مقرراتی را تدوین کند‬
‫که از آسیب زدن بخش خصوصی به منافع عامه جلوگیری کند ‪.‬‬
‫مردم محوری در مدیریت دولتی‪-‬نیروی بازار‬
‫‪ ‬یکی از عمده تفاوت های مدیریت بخش عمومی با بخش خصوصی نقش بازار‬
‫در عملیات آنها است ‪.‬‬
‫‪ ‬قیمت كاالها و خدمات بخش عمومي در محیط بازار تعیین نمي شود بلكه‬
‫از طریق بودجه تعیین مي شود‪.‬‬
‫‪ ‬درآمدهاي مدیریت دولتي در ایران اكثرا از طریق نفت و مالیات است‬
‫در حالي كه نیروي بازار تعیین كننده قیمت كاالها و بخش خصوصي است‬
‫‪.‬‬
‫مردم محوری در مدیریت دولتی‪-‬حکمرانی‬
‫‪ ‬در کشورهای مردم ساالر از طریق انتخاب یک دولت نماینده است ‪.‬‬
‫بعبارت دیگر مردم حق دستور دادن را به مجموعه ای به نام رهبری یا‬
‫دولت واگذار می کنند ‪.‬‬
‫‪ ‬در چنین کشورهایی مدیریت دولتی امین مردم است ‪.‬‬
‫‪ ‬دولت فرامین مردم در قالب سیاست هائي به مدیریت دولتي ابالغ و‬
‫مدیریت دولتي باید دستورات مردم را اجرا كند چه بخواهد چه نخواهد‬
‫‪.‬‬
‫‪‬مدیریت دولتي ركن و پایه هر حكومتي است سیاستها بدون اجرا هیچ‬
‫اهمیتي ندارند ‪ .‬سازماندهي و مدیریت انسانها و منابع براي تحقق‬
‫اهداف دولت است‪.‬‬
‫نتیجه گیری فصل اول‬
‫نتیجه گیری‬
‫به مردم گفت دانشمند چيني‬
‫اگر برنــامه يكسـاله داريــد‬
‫درخت ميوه بايد كاشت در باغ‬
‫اگر برنامه صد ساله ست بايد‬
‫چو انسان تربيت كرديد شايد‬
‫سخن هاي مرا نيكو شماريد‬
‫برنج اندر حياط خود بكاريد‬
‫اگر برنامه ده ساله داريد‬
‫به انسان ساختن همت گماريد‬
‫جهاني را به دست او سپاريد‬
Thanks for your attention
‫با تشکر از توجه شما‬
29

similar documents