نظریه والتر بنیامین

Report
Walter Bendix
Schönflies Benjamin
‫شناسنامه والتر بنیامین‬
‫نام کامل‬
‫والتر بندیکس شونفلیز بنیامین‬
‫حیطه‬
‫فیلسوف‪ ،‬نویسنده و زیبایی شناس مارکسیست آملانی‪،‬‬
‫مترجم و منتقد فرهنگی‪ ،‬ژورنالیست اجتماعی‬
‫دوره‬
‫فلسفه قرن بیستم‬
‫مکتب‬
‫مارکسیسم غربی‪ ،‬مکتب فرانکفورت‬
‫زادروز‬
‫‪ ۱۵‬ژوئیه ‪ ،۱۸۹۲‬برلین‪ ،‬آملان‬
‫زادگاه‬
‫برلین‪ ،‬امپراتوری آملان‬
‫تاریخ مرگ‬
‫‪ ۲۶‬سپتامبر ‪ ۱۹۴۰‬میالدی (‪ ۴۸‬سال)‬
‫محل مرگ‬
‫پورتبو‪ ،‬کاتالونیا‪ ،‬اسپانیا‬
‫مدفن‬
‫پورتبو‬
‫دین‬
‫یهودی‬
‫والتر بنیامین ‪ walter Benjamin‬در ‪ ۱۵‬ژوئیه ى ‪ ۱۸۹۲‬در‬
‫خانواده اى بسیار ثروتمند در برلین بدنیا آمد‪ .‬نام کامل وى «والتر‬
‫بندیکس شونفلیز بنیامین» ( ‪Walter Bendix Schönflies‬‬
‫‪ )Benjamin‬است که از سه خواهر و برادر‪ ،‬بزرگترین ایشان‬
‫بود‪.‬‬
‫بنیامین از ‪ ۱۹۰۴‬تا ‪ ۱۹۰۷‬را در خوابگاه‬
‫پرورش ى «هاوبیندا» (‪ )Haubinda‬بسر برد‪،‬‬
‫جایى که رابطه اى برابر حقوق میان دانش‬
‫آموز و معلم برقرار بود‪ .‬در اینجا بود که وى با‬
‫«گوستاو وی ِن ِکن» (‪،)Gustav Wyneken‬‬
‫معلم علوم تربیتى آشنا مى شود که تأثیرى‬
‫ژرف و درازمدت بر بنیامین جوان مى گذارد‪.‬‬
‫گوستتتاو ویتتنکن مشتتوق بنیتتامین در فعالیتتت هتتاى آ تى اش‬
‫ب تتا جن تتنش جوان تتان م تتى ش تتود‪ .‬می تتان س تتال ه تتاى ‪ ۱۹۱۲‬ت تتا‬
‫‪ ۱۹۱۴‬بنیامین بعنوان هوادار «گوستاو وی ِن ِکن» خواستار‬
‫یتتا احتتالحات گستتترده ى در عرحتته ى آمتتوزش و پتترورش‬
‫مى شتود و در ارتبتاب بتا جنتنش احتالر متدارس بتا نشتریه‬
‫ى «‪”»Anfang‬آغ تتاز” ش تترو ب تته همک تتارى م تتى کن تتد‪.‬ولت ت‬
‫وى پت ت تتیش از آن ناست ت تتتین اشت ت تتعار و مقت ت تتا ت خت ت تتود را در‬
‫همتین نشتتریه انرشتتار داده بتتود‪ .‬در همتین زمتتان بنیتتامین بتته‬
‫ابتک ت تتار خ ت تتود مح ت تتل تجمت ت ت و بحت ت ت و گفت ت تتویى را بن ت تتام‬
‫«‪ »Sprechsaal‬را بنا مى نهد‪.‬‬
‫بنیامین در سال ‪ ۱۹۱۴‬سرخورده از انتظارات در نامه اى به دوست خود مى نویسد‪:‬‬
‫”از قرار معلوم دانشگاه محل تحصیل نیست‪ ”.‬هنگامى که در معلم علوم تربیتى‬
‫«وینکن» شور و اشریاق به جنگ را دریافت‪ ،‬رابطه اش را با او و نشریه ى‬
‫«‪ »Anfang‬براى همیشه قط کرد و به اجتما بح و گفت و نیز خاتمه داد‪.‬‬
‫تولم»‬
‫بنیت ت ت ت ت ت تتامین در ست ت ت ت ت ت تتال ‪ ۱۹۱۵‬بت ت ت ت ت ت تتا «گرس ت ت ت ت ت ت ت وم شت ت ت ت ت ت ت ِ‬
‫(‪ )Gershom Scholem‬آشتتنا متتى شتتود کتته دوستتتى‬
‫میان این دو تا آخر عمر پایدار مى ماند‪.‬‬
‫وى پس از کار روى آثارى هماننتد «نمتایش مرثیته و تتراژدى»‪« ،‬اهمیتت‬
‫زبتتان در مرثیتته و تتتراژدى»‪ ،‬زمینتته هتتاى کتتار بزرگتتترى بنتتام «در ب تاره ى‬
‫زب ت تتان ب ت تته خ ت تتودى خ ت تتود و زب ت تتان انس ت تتان » را ف ت تتراهم م ت تتى آورد‪ .‬اث ت تتر‬
‫«نیکباتى انسان باستان» نیز ثمره ی همین دوره است‪.‬‬
‫در همین زمان به ترجمه ى اثر نویسنده ى فرانسوى «شارل بودلر»‬
‫پرداخت‪ ،‬بنام «تابلوى پاریس ى»‪.‬‬
‫والتر بنیامین رساله ى دکتراى خود را در سال ‪ ۱۹۱۸‬با موضو «مف وم سنجش هنر در رمانتیسیسم‬
‫آملان» نگاشت و در همین سال حاحب فرزندى پسر از همسرش«دورا» شد بنام «اشتفان رافائل»‪.‬‬
‫پس از دریافت دکترا در سال ‪ ۱۹۱۹‬طرر فوق دکتتراى ختود‬
‫را ریات و در همین سال با فیلسوف آملتانى «ارنستت بلتو »‬
‫(‪ )۱۹۷۷ - ۱۸۸۵‬آشتتنا شتتد کتته از اندیشتتمندان مارکسیستتت‬
‫بود‪.‬‬
‫در دوره ى ‪ ۱۲‬ساله ى جم ورى وایمار (‪ )۱۹۳۳ - ۱۹۱۹‬والتر بنیامین در صحنه ى ادبى آملان جایگاه روشنفکرى را به خود‬
‫اختصاص داد که در زمینه هاى مقاله و جستارنویس ى و نقد کتاب قلم مى زد‪ .‬اگر پایان این دوره را نقطه ى عطفى‬
‫سیاس ى در زندگى او بدانیم‪ ،‬آنگاه سال هاى ‪ ۱۹۲۴/۱۹۲۵‬آغاز این مرحله ى سیاس ى است که مجبور گشت بطور منظم و‬
‫سری براى بازار ادبى تولید کند‪.‬‬
‫از یا سو نافرجامى بنیامین در پذیرش رساله ى فوق دکترا راه شغل دانشگاه را بر روى وى بست و از دی ر سو‪ ،‬تورم‬
‫اقتصادى ثروت پدرى را نیست و نابود کرد‪ ،‬به طوریکه پدر به هنگام مرگ در سال ‪ ۱۹۲۶‬دارایى ناچیزى از خود برجاى‬
‫نهاد‪.‬کار نویسندگى بنیامین عرحه هاى گوناگونى را در بر مى گیرد وى در روزنامه هاى متعدد و ویژه نامه هاى ادبى و در‬
‫فرسرنده هاى رادیویى شمار زیادى مقاله و نقد ادبى مى نویسد او به جاى انرشار نظریه هایش در مجله هاى تاصص ى‪،‬‬
‫با استفاده ى خالق از این رسانه هاى پراکنده‪ ،‬فلسفه ى خود را در همین آثار کوچا بازتاب مى دهد‪.‬‬
‫تنها در فاحله ى زمانى ‪ ۱۹۲۶‬تا ‪ ۱۹۳۳‬حدود ‪ ۲۲۰‬عنوان قطعه ى انرشار یافته را مى یابیم‪ .‬وى‬
‫در این آثار بعنوان یا سنجش ر ادبى و یا کارشناس زیبایى شناس ى ادبى جلوه گر نیست‪ ،‬بلکه‬
‫وى کتاب هاى عرحه هاى گوناگون علوم انسانى را چنان به نقد و سنجش مى کشد که از این‬
‫نقد وى یا جستار طو نى پدید مى آید که در آن نظریه ها و فلسفه ى وى را مى توان یافت‪.‬‬
‫منتقدین مارکسیست‪ ،‬م مترین آثار بنیامین را این سه کتاب دانستهاند‪.‬‬
‫تئوری های فاشیسم‬
‫نویسنده به عنوان تولید کننده‬
‫اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری‬
‫تکنولوژیک‬
‫خاستگاه نمایش سوگباراملانی‬
‫سال ای کودکی دربرلین‬
‫خیابان یا طرفه‬
‫خویشاوندان انتاابی گوته‬
‫ان یزه های بودلر‬
‫پروژه پاساژها‬
‫پارک مرکزی‬
‫نوشتهها‬
‫دو جلد نامهها‬
‫پیرامون برشت‬
‫انسانهای آملانی‬
‫عروسا و کوتوله‬
‫مقاله م م نقد خشونت‬
‫با رد تقاضاى فوق دکترا کار بر روى آثار فرانرس کافکا‬
‫به یا کار ابدى در زندگى بنیامین تبدیل مى شود‪.‬‬
‫با ادامه ى م اجرت دی ران به آمریکا بنیامین نیز میکوشد به‬
‫دوستان ادیب و فیلسوف خود بپیوندد‪ .‬دولت ناسیونال‬
‫سوسیالیسم آملان در سال ‪ ۱۹۳۹‬از وى سلب تابعیت کرده و‬
‫ش روندى آملانى را از وى مى گیرد‪ .‬براى تأمین زندگى روزمره ى‬
‫خود مجبور مى شود کتاب هایش به فروش برساند‪ .‬و حتى به‬
‫فکر آن مى افتد اثر نقاش ى از پل ِک ِله (‪ )Klee‬بنام ‪Angelus‬‬
‫‪Novus‬را که در علق خود داشت را بفروشد‪ .‬انعقاد قرارداد‬
‫عدم عرض میان آملان و اتحاد شوروى وى را به نگارش تزهایی‬
‫«درباره ى مف وم تاریخ» برمى ان یزد‪.‬‬
‫در دوره ى م اجرت فرانسه وى بعنوان یکى از همکاران‬
‫آزاد «انستیتوى پژوهش هاى اجتماع » که جزو مکتب‬
‫فرانکفورت محسوب مى شود‪ ،‬زیر نظر دو فیلسوف‬
‫آملانى ”آدورنو و هورک ایمر“ براى نشریه ى این‬
‫انستیتو مقا ت و جستارهایى مى نوشت‪ .‬بویژه تئودور‬
‫آدورنو در نامه نگارى هایى که با بنیامین داشت‪،‬‬
‫نظرات بنیامین درباره ى هنر را به سنجش کشید‪ .‬این‬
‫نامه نگارى ها بعدها پس از جنگ توسط ”آدورنو“‬
‫انرشار یافتند‪.‬‬
‫دستورالعمل نظریۀ زیبایی شناس ى مدرن‪ ،‬توسط ”نیچه“ که معتقد بود هنر تجلی گر گسترده ای است‬
‫شاکله بندی شد‪ .‬حواریو ِن عدیدۀ وی‪ ،‬از این که چنینى مشروعیت پرهینت و پرجاللی به علوم انسانی‬
‫بدهند بسیار مسرور بودند‪ .‬مارکسیست ها که هنر را وضعی در تاریخ می دانسرند‪ ،‬از پذیرش مدعای‬
‫سرشت انتقادی مارکسیست ها تمایل داشته و‬
‫هواداران نیچه امتنا کردند ولی بنیامین طبیعتا به‬
‫ِ‬
‫مایل به شراکت با آنها بود که در این زمینه گزیده نوشتههایی در باب زیباییشناس ى از ”والتر بنیامین‪،‬‬
‫هربرت مارکوزه و تئودور آدورنو“ موجود است‪.‬‬
‫اندیشۀ بنیامین را در دو مرحله می توان بررس ى کرد‪:‬‬
‫کتار اولیتۀ او مقالتۀ م تم ‪Giethes Wahlverwandtschaften‬‬
‫است‪ ،‬که به کتاب بنیان هتای نمتایش تراژیتا آملتانی ختتم گردیتد‪ .‬در ایتن‬
‫جتتا بنیتتامین در اتتی آن استتت کتته بتته طریقتتی بتته واستتطه ی هنتتر مواض ت‬
‫”پراگماتیستتتى“ را بپتتذیرد‪ .‬هتتدف اولیتته ی او آن چیتتزی استتت کتته ختتودش‬
‫«رویک تترد سمبولیس تتتى ب تته هن تتر» م تتی نام تتد‪ .‬و دوم رویک تترد ی ک تته در ی تتا‬
‫تقتتدیرگرایی متتوهم پرستتتانه رتتاهر گردیتتدآن چتته بتته کلتتی بتتا ایتتن تلقیتتد در‬
‫تن تتافر اس تتت چی تتزی اس تتت ک تته بنی تتامین «مالیاولی تتا» نامی تتده اس تتت یعن تتى‬
‫شکیا در مورد ادعاهای علم و معرفت تجربی‪.‬‬
‫باش دی ر کارهای بنیامین مربوب به این است که با دقت هرچه تمام تر‬
‫چ ونگی تلقی از هنر به عنوان هویت سیاس ى را ترسیم کند‪ .‬این طرر‬
‫موضوعی است در شرر و تنیین این که اساسا هنر چ ونه خود را در حوزۀ‬
‫عمومی متجلی می سازد‪ .‬این مبح دو جنبه دارد‪ :‬نظریۀ تکنولوژی و‬
‫نظریۀ تاریخ‪.‬‬
‫مدفن والتر بنیامین‬
‫در ‪ ۲۷‬سپتامبر ‪ ،۱۹۴۰‬به علت فرار از فاشیسم آملان‪ ،‬درمرز فرانسه – اسپانیا‪ ،‬دست یر و برای فرار از تحویل به‬
‫نیروی گشتاپوی آملان‪ ،‬دست به خودکش ى زد‪ .‬راهرا وی عداد زیادی قرص مرفین به مصرف رسانده بود ولی تا‬
‫کنون مرگ او مرگی مشکوک به نظر میرسد‪ .‬اخیرا توسط استفان شوارتز این نظریه مطرر شد که او توسط پلیس‬
‫مافی استالین به قتل رسیده است‪ .‬این واقعیت که او در قسمت اختصاص داده شده به قبرستان کاتولیاها‬
‫دفن شده است‪ ،‬مبین این واقعیت است که علت مرگ او خودکش ى اعالم نشده است‪.‬‬
‫نریجه‬
‫به طور خالحه می توان کلیت دغدغه ی بنیامین را ثنت آن لحظه ی رهایی باش آن شوک تاریخی از پیشرفت تاریخ‬
‫دانست که در دیالکتیا مورد نظر او ثنت می شود‪ .‬در قالب یا تصویر سورئالیست که جریان زمان در آن حاکم نیست ‪.‬‬
‫نقدی که اکنونیت را ثنت می کند در آن لحظه‪.‬‬
‫* نقد بنیامین ‪ ،‬ناب است ‪.‬‬
‫* نقد ناب و گوهر رهایی باش کنش متوازی و زمه یکدی ر‪.‬‬
‫* نقد ناب روش ى است برای پذیرش و درک خشونت به عنوان فرمانده و فرجامین‪.‬‬
‫* نقد ناب شوکی است بر میراث پیشینى خشونت‪.‬‬
‫* نقد ناب رهایی است از ساختارهای محدود درک خشونت‪.‬‬
‫* نقد ناب امکانی است برای قضاوت در مورد خشونت در پیشگاه عدالت‪.‬‬
‫مناب ‪:‬‬
‫‪ .1‬دویچه وله فارس ى ‪17/4/1387‬‬
‫‪http://changizi.blogfa.com/post-143.aspx.2‬‬
‫«والتر بنیامین»‪ .‬باشگاه کتاب‪.‬‬
‫«ادبیات تبعید غرب ‪ -‬یا خودکش ى دی ر‪ ،‬والتر بنیامین»‪ .‬فرهنگ وهنر‪.‬‬
‫«زندگی و اندیشه والتر بنیامین‪:‬داود خداباش»‪ .‬نصور‪.‬‬
‫« »‪(Walter Benjamin Biography‬انگلیس ى) ‪. European Graduate‬‬
‫‪.School EGS‬‬
‫« »‪(The Frankfurt School‬انگلیس ى)‪.. Marxists.org‬‬
‫« »‪(Biography‬انگلیس ى)‪. Marxists.org‬‬

similar documents