فصل هفتم تئوری حسابداری اسکات

Report
‫درموردکاربرد روش مبتنی برتعیین ارزش فشارهای‬
‫زیادی وارد می آید‪.‬حرکتی که در دنیای عمل جهت این‬
‫کاربرد آغاز شده با دومانع سرسخت روبرو شده‬
‫است‪.‬نخست‪:‬قابل اتکا بودن اطالعات مطرح است اگر‬
‫قرار باشد در ازای اطالعاتی که بیشتر اثرگذار هستند‬
‫مقدار بیشتری از قابل اتکا بودن اطالعات از دست‬
‫برود در آن صورت برای ارائه صورتهای مالی مبتنی‬
‫بر ارزش منصفانه و سودمند برای تصمیم گیری نوعی‬
‫مصالحه انجام شود دوم‪:‬مدیریت نسبت به روش‬
‫شناسایی ذخایر بدبین است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ 7-2-1‬حساب های دریافتی و پرداختی‬
‫در بیشتر صورتهای مالی شرکت ها حسابهای دریافتی و‬
‫پرداختنی را بر مبنای مبلغ وجوه نقدی که انتظار می رود‬
‫دریافت یا پرداخت شوند گزارش می نمایند‪ .‬از آنجا که‬
‫طول زمان پرداخت کوتاه است‪ ،‬از عامل تنزیل استفاده‬
‫نمی نمایند ( ارزش فعلی آنها را محاسبه نمی کنند ) و این‬
‫مبنای محاسبه عددی را به دست می دهد که بسیار‬
‫نزدیک به ارزش فعلی اقالم است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫موارد زیادی وجود دارد که جریان های نقدی طبق‬
‫قرار داد ثابت هستند‪ .‬از این رو‪ ،‬اغلب ارزش فعلی‬
‫گزارش می نمایند‪ ،‬زیرا قرار دادها مبنایی قابل اتکا‬
‫ارائه می کنند که بدان وسیله مبلغ و زمان جریان های‬
‫نقدی آینده و نرخ بهره مشخص می شوند‪.‬‬
‫ارزش قراردادهای دارایی های اجاره ای و دارایی‬
‫هایی که شرکت اجاره داده است بر مبنای ارزش فعلی‬
‫جریان های نقدی آینده گزارش شوند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫طبق این قاعده هنگامی که ارزش بازار یک قلم دارایی‬
‫که به صورت موقت در آن سرمایه گذاری شده است‬
‫سرمایه گذاری در اوراق بهادار سایر شرکت ها ) به‬
‫کمتر از ارزش دفتری آن برسد‪CICA .‬مقرر می کند‬
‫که آن را بر حسب ارزش بازار گزارش کرد‪ .‬بر حسب‬
‫سنت ‪ ،‬در مورد موجودی کاال هم از قاعده مشابه‬
‫استفاده می کنند‪.‬‬
‫هنگامی که یک قلم دارایی ثبت و گزارش شود ‪ ،‬عدد‬
‫تعیین شده به عنوان بهای تمام شده جدید در نظر گرفته‬
‫می شود که نمی توان پس از آن ارزش دارایی را به‬
‫بیش از این عدد رسانید‪.‬‬
‫اگر ارزش سرمایه گذاری موقت به کمتر از ارزش دفتری آن‬
‫برسد بستگی دارد دارایی از کدام نوع(سریع المعامله یا سایر‬
‫سرمایه گذاری جاری) باشد و چه روشی انتخاب شود‪.‬‬
‫که برای سرمایه گذاری سریع المعامله روش ارزش بازار یا اقل‬
‫ب تمام شده و خالص ارزش فروش ودر بقیه سرمایه گذاریهای‬
‫جاری روش خالص ارزش فروش یا روش اقل ب تمام شده و‬
‫خالص ارزش فروش گزارش می شود‪.‬‬
‫م کاال هم به اقل ب تمام شده وخالص ارزش فروش ارزیابی می‬
‫شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪CICA‬مقرر می کند که برای دارایی های سرمایه ای یک‬
‫آزمون سقف به عمل آید‪ .‬هنگامی که خالص ارزش دفتری‬
‫دارایی سرمایه ای به بیش از خالص سطح مبلغ قابل بازیافت می‬
‫رسد‪ ،‬خالص ارزش دفتری کاهش می یابد‪ .‬برای بدست آوردن‬
‫مبلغ بازیافت باید ابتدا خالص جریانهای نقدی آتی حاصل از‬
‫استفاده دارایی را بدست اورد‪.‬خالص جریان های نقدی آتی نشان‬
‫دهنده جریان های نقدی ورودی عملیاتی مربوط به دارایی هستند‬
‫که باید جریان های نقدی خروجی از آن کم شود ( که از آن جمله‬
‫است هر نوع هزینه مربوط به تسطیح محیط و مکانی که مورد‬
‫بهره برداری قرار گرفته است و آن گاه ارزش استقاط یا باقی‬
‫مانده را به آن اضافه کرد)‪.‬‬
‫محاسبه خالص مبلغ بازیافت باید بر مبنای محتمل ترین مجموعه‬
‫شرایط اقتصادی قرار گیرد‪ .‬می توان از طریق محاسبه ارزش‬
‫فعلی دارایی با استفاده از نرخ بهره که ریسک هم در آن منظور‬
‫شود‪ ،‬ارزش منصفانه دارایی را محاسبه کرد‪.‬‬
‫هنگامی که شرکتی همه یا بخش عمده ای از دارایی‬
‫های شرکت دیگر را به قیمت بازار خریدار نماید‪،‬‬
‫اجازه می دهد که دارایی ها و بدهی های شرکت‬
‫خریداری شده به صورت کامل تجدید ارزش شوند و‬
‫مقادیر به دست امده ( پس از ارزیابی مجدد) در دفاتر‬
‫شرکت خریداری شده ثبت شوند‪ .‬این را حسابداری بر‬
‫مبنای تجدید ارزش می نامند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫طبق این استاندارد کلیه ترکیبهای تجاری باید با‬
‫استفاده از روش خرید به حساب گرفته شود‪ .‬بنابراین‬
‫واحد تحصیلکننده‪ ،‬داراییها و بدهیهای قابل تشخیص‬
‫واحد تحصیل شده را به ارزش منصفانه آنها در تاریخ‬
‫تحصیل شناسایی میکند‪ .‬افزون بر این‪ ،‬سرقفلی نیز‬
‫شناسایی و مستهلک میگردد و درمورد آن آزمون‬
‫کاهش ارزش نیز صورت میگیرد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫افزايش‌ مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ درنتيجه‌ تجديد ارزيابي‌‬
‫بايد به عنوان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ ثبت‌ و در ترازنامه‌ به عنوان‌ بخش ي‌‬
‫از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منعكس‌ شود‪ .‬هرگاه‌ افزايش‌ مزبور عكس‌‬
‫ك كاهش‌ قبلي‌ ناش ي از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ به عنوان‌ هزينه‌‬
‫ي ‌‬
‫‪ ،‬اين‌ افزايش‌ بايد تا ميزان‌ هزينه‌ شناساي ‌ي شده‌ شناساي ‌ي شده‌ است‬
‫در رابطه‌ با همان‌ دارايي‌ به عنوان‌ درآمد شناسايي‌ شود‪ .‬كاهش‌ مبلغ‌‬
‫ي يك‌ قلم‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ در نتيجه‌ تجديد ارزيابي‌ بايد‬
‫دفتر ‌‬
‫به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود‪ .‬چنانچه‌ كاهش‌ مزبور عكس‌ يك‌‬
‫افزايش‌ قبلي‌ ناش ي از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ به‌ حساب‌ مازاد تجديد‬
‫‪ ،‬دراين‌صورت‌ اين‌ كاهش‌ بايد تا ميزان‌ ارزيابي‌ منظور شده‌ است‬
‫ي به‌ حساب‌ مازاد‬
‫مازاد تجديد ارزيابي‌ مربوط‌ به‌ همان‌ سرمايه‌گذار ‌‬
‫تجديد ارزيابي‌ بدهكار گردد و باقيمانده‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌‬
‫شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪1‬ـ‪3‬ـ‪ : 7‬مستمری و مزایای بازنشستگی‬
‫‪ CICA‬برنامه های مبتنی بر مستمری مشخص را بر اساس‬
‫ارزش فعلی اقالم تهیه و ارائه می نمایند ( بدهی های بر مبنای‬
‫ارزش فعلی مورد انتظار مستمری هایی قرار می گیرد که‬
‫شرکت تا این تاریخ کسب کرده است و حقوق و مزایای‬
‫بازنشستگی مورد انتظار در این محاسبه گنجانده می شود)‪.‬‬
‫ارزش دارایی های صندوق بازنشستگی را بر مبنای ارزش‬
‫منصفانه (بازار) تعیین می کنند‪ .‬هزینه های بازنشستگی یک‬
‫دوره شامل هزینه های بازنشستگی (ارزش فعلی درآمدهای‬
‫کسب شده به وسیله کارکنان در اجرای این برنامه متعلق به‬
‫دوره مورد بحث شامل افزایش پیش بینی شده در سود خالص به‬
‫اضافه سود خالص مورد انتظار متعلق به بدهی های بازنشستگی‬
‫اول دوره منهای سود خالص حاصل از دارایی های موجود در‬
‫برنامه بازنشستگی ) می شود‪.‬‬
‫ارزش فعلي مزایاي بازنشستگي مبتنيبر ا كچوئري‬
‫باید براساس پرداختهاي مورد انتظار طبق شرایط‬
‫‪ ،‬باتوجه به سنوات خدمت اعضا تا تاریخ مورد طرح‬
‫نظر و سطح حقوق و مزایاي جاري اعضا محاسبه‬
‫شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫ارزش فعلي مزایاي بازنشستگي مبتنيبر‬
‫ا كچوئري باید براساس پرداختهاي مورد انتظار طبق‬
‫‪ ،‬باتوجه به سنوات خدمت اعضا تا تاریخ شرایط طرح‬
‫مورد نظر و سطح حقوق و مزایاي جاري اعضا‬
‫محاسبه شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫داراییهاي ثابت مشهود مورد استفاده براي اداره‬
‫‪ ،‬باید به بهاي تمام شده یا مبلغ تجدید عملیات طرح‬
‫) اندازهگیري و ارزیابي (به كسر استهالك انباشته‬
‫گزارش شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫هنگامی که بخشی از وام ها سوخت شود یا وام دهنده‬
‫آنها را تجدید ساختار نماید ‪ ،‬مقداری را که باید ثبت‬
‫نماید بر اساس مبلغ قابل تحقق برآوردی ( محاسبه شده‬
‫) می باشد ‪ .‬این مبلغ بر اساس جریان های نقدی مورد‬
‫انتظار است که از محل این وام ها به دست می آید و‬
‫باید آنها را بر مبنای نرخ بهره واقعی (تلویحی ) قرار‬
‫داد وام محاسبه نمود‪ .‬هر نوع زیان حاصل از این وام‬
‫ها را باید در صورت سود و زیان دوره جاری‬
‫منظورکرد‪ .‬در شرایط مطمئن ‪ ،‬خالص ارزش دفتری‬
‫وام هایی که بخشی از آنها‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫سوخت شده است باید بر مبنای تغییرات بعدی (هنگام‬
‫محاسبه مبلغ قابل تحقق برآوردی یا محاسبه شده )‬
‫منظور و مبلغ بدهکار یا بستانکار حاصل را در‬
‫صورت سود و زیان گزارش کرد‪.‬‬
‫طبق آخرین بند این استاندارد اجازه داده می شود که‬
‫اگر بخشی از مبلغ سوخت شده باز پرداخت شود (که‬
‫موضوع جالبی هم می باشد) موید این است که قاعده‬
‫اقل بهای تمام شده یا بازار نقض خواهد شد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫ابزارهای مالی به صورت زیر تعریف می شوند ‪:‬‬
‫یک ابزار مالی قراردادی است که به یکی از دو طرف‬
‫قرار داد یک دارایی مالی و به طرف دیگر یک بدهی‬
‫مالی یا یک ابزار مالکیت می دهد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫وجوه نقد‬
‫حقی است طبق قرار داد مبنی بر دریافت وجوه نقد یا‬
‫دارایی مالی دیگری از طرف دیگر قرارداد‪.‬‬
‫طبق قرارداد حقی است برای مبادله ابزارهای مالی با‬
‫طرف دیگر تحت شرایطی که‪ ،‬به صورت بالقوه‪ ،‬مطلوب‬
‫می باشند‪.‬‬
‫یک ابزار مالکانه از واحد تجاری دیگر‪.‬‬
‫به همین شیوه‪ ،‬یک بدهی مالی عبارت است از هر نوع‬
‫بدهی که طبق قرار داد تعهدی ایجاد می شود‪:‬‬
‫برای تحویل دادن وجوه نقد یا دارایی مالی دیگری به طرف‬
‫دیگر قرارداد‪.‬‬
‫برای مبادله ابزارهای مالی با طرف دیگر قرارداد تحت‬
‫شرایطی که ‪ ،‬به صورت بالقوه‪ ،‬مطلوب نمی باشند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫بنابراین ‪ ،‬دارایی ها و بدهی های مالی شامل اقالم زیر‬
‫می شوند ‪:‬‬
‫حساب ها و اسناد دریافتنی و پرداختنی ‪ ،‬اوراق بدهی‬
‫و مالکانه که یک شرکت نگهداری می کند و اوراق‬
‫قرضه منتشر شده و در دست مردم ‪ ،‬اینها را ابزارهای‬
‫مالی اولیه می نامند‪ .‬این اقالم شامل ابزارهای مالی‬
‫مشتقه هم می شوند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫استاندارد شماره ‪ (SFAS 115) 115‬از هیئت‬
‫استانداردهای حسابداری مالی مربوط به سرمایه گذاری‬
‫در اوراق بهادار بدهی (اوراق قرضه) و سرمایه‬
‫گذاری در اوراق بهادار مالکانه (سهام) است‪.‬‬
‫این دارایی ها هنگام خرید در یکی از سه طبقه زیر‬
‫قرار می گیرند ‪:‬‬
‫‪‬‬
‫برای نگهداری تا سررسید‪ .‬اوراق بهادار بدهی که واحد‬
‫تجاری دارای توان و قصد مثبت است که تا سررسید‬
‫نگهداری نماید‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫اوراق بهادار تجارتی ‪( .‬قابل معامله) برای یک دوره زمانی‬
‫کوتاه مدت نگهداری می شوند و هدف فروش آنهاست‪.‬‬
‫آماده فروش ‪ .‬همه سایر اوراق بهاداری که استاندارد شماره‬
‫‪ (SFAS 115) 115‬درباره آنها صدق می کند‪.‬‬
‫در حالی که ارزش اوراق بهاداری که تا سررسید‬
‫نگهداری می شوند بر مبنای بهای تمام شده مستهلک‬
‫شده محاسبه می شود‪ ،‬ولی ارزش اوراق بهادار قابل‬
‫معامله و اوراق بهادار آماده فروش را بر مبنای ارزش‬
‫منصفانه (بازار) تعیین می نمایند‪ .‬در مورد اوراق‬
‫بهادار قابل معامله ‪ ،‬سود و زیان غیر عملیاتی تحقق‬
‫نیافته ناشی از تعیین ارزش این اوراق بهادار را در‬
‫صورت سود و زیان گزارش می کنند‪ .‬در مورد اوراق‬
‫بهادار آماده فروش‪ ،‬سود و زیان غیر عملیاتی تحقق‬
‫نیافته را در حسابی به نام سایر درآمدهای جامع منظور‬
‫می کنند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪ ‬جامع منظور می کنند‪.‬‬
‫برای درک رویه های حسابداری به ظاهر ناهمگون ‪‬‬
‫باید درباره دو )‪(SFAS 115‬استاندارد شماره ‪115‬‬
‫مسئله اندکی بحث نماییم‪ .‬معامله برای کسب سودهای‬
‫غیر عادی که آن را چیدن گیالس هم می نامند‪ .‬این‬
‫شیوه ای از حسابداری است که می گویند سازمان های‬
‫مالی بدان وسیله بر سود خالص گزارش شده نوعی‬
‫مدیریت اعمال می کنند‬
‫زمانی معامله برای کسب سودهای غیر عادی انجام می‬
‫شود که ارزش پرتفوی ها را بر مبنای بهای تمام شده یا‬
‫بهای تمام شده مستهلک شده تعیین می نمایند‪ ،‬و زمانی که ‪،‬‬
‫دست کم‪ ،‬ارزش برخی از اوراق بهادار تشکیل دهنده این‬
‫پرتفوی ها افزایش یابد‪ .‬در چنان حالتی ‪ ،‬موسسه مالی می‬
‫تواند با فروش اوراق بهاداری که ارزش آنها افزایش یافته‬
‫است به نوعی سود غیر عملیاتی تحقق بخشد‪ ،‬و از سوی‬
‫دیگر اوراق بهاداری را که ارزش آنها کاهش یافته است ‪،‬‬
‫نگه دارد ‪ .‬در مورد اوراق بهاداری که نگه می دارد هیچ‬
‫نوع زیانی شناسایی (ثبت) نمی شود‪ ،‬زیرا آنها کماکان بر‬
‫مبنای بهای تمام شده به دوره های بعد انتقال می یابند‪.‬‬
‫استدالل این است که آنها تا سررسید نگهداری خواهند شد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪ ‬توجه کنید که اگر ارزش اوراق بهادار بر مبنای بازار‬
‫(ارزش منصفانه) تعیین شود و هیچ نوع سود و زیان غیر‬
‫عملیاتی تحقق نیافته در صورت سود و زیان گزارش نشود‪،‬‬
‫در آن صورت هیچ نوع معامله برای کسب سود غیر‬
‫عملیاتی انجام نخواهد شد‪ .‬بدین گونه ‪ ،‬شرکت در موضعی‬
‫قرار نمی گیرد که بتواند گیالس بچیند‪.‬‬
‫هنگامی که اوراق بهاداری از طبقه نگهداری تا سررسید به ‪‬‬
‫طبقه آماده معامله منتقل می شوند طبق استاندارد شماره‬
‫این انتقال باید بر مبنای ارزش منصفانه )‪(SFAS 115‬‬
‫(بازار) منظور شود و هر نوع سود یا زیان غیر عملیاتی‬
‫هم در صورت سود و زیان منعکس گردد یعنی هیچ نیازی‬
‫نیست که فروش صورت بگیرد‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫بدین دلیل است که استاندارد با صراحت بیان می کند که‬
‫اوراق بهاداری که تا سررسید نگه داری می کند نباید به‬
‫ارزش منصفانه به سال بعد انتقال پیدا کنند و سایر هزینه‬
‫های اوراق بهادار آماده فروش کاال از سود خالص حذف‬
‫شوند در این صورت نمی توانند موجب نوسانات شدید سود‬
‫خاص گردند‪.‬‬
‫استاندارد شماره ‪ (SFAS 115) 115‬با توجه به این‬
‫مشکالت مقرر کرد بدهی های مالی را هم بر مبنای ارزش‬
‫منصفانه (بازار) منظور کنند و برای مهار کردن نوسانات‬
‫اضافی سود خالص اوراق بهاداری را که تا سررسید‬
‫نگهداری می کنند کماکان بر مبنای هزینه های تاریخی‬
‫منظور و گزارش نمایند و نیز اینکه سایر درآمدها و هزینه‬
‫های تحقق نیافته مربوط به اوراق بهادار آماده فروش را در‬
‫سود خالص منظور ننمایند‪.‬‬
‫دومین مسئله در رابطه با نوسان سود خالص گزارش شده‬
‫فقط )‪(SFAS 115‬مطرح می شود‪ .‬استاندارد شماره ‪115‬‬
‫در مورد دارایی های مالی اعمال می شود‪ .‬ولی ‪ ،‬امکان‬
‫دارد موسسه های مالی میانگین سررسید جریان های نقدی‬
‫و سایر ویژگی های دارایی ها و بدهی های مالی خود را‬
‫هماهنگ نمایند تا در مورد تغییر در ارزش اقالم نوعی‬
‫مصون سازی طبیعی بنمایند‪ .‬آن گاه چنین به نظر می رسد‬
‫که اگر دارایی های مالی بر مبنای ارزش منصفانه (بازار)‬
‫به دوره بعد انتقال یابند در آنصورت معقول است که در‬
‫مورد بدهی های مالی هم بدین گونه عمل نمود‪ .‬در غیر این‬
‫صورت ‪ ،‬نوسان سود خالص نشای از شناسایی سود و‬
‫زیان غیر عملیاتی تحقق نیافته (فقط مربوط به دارایی های‬
‫مالی ) بیش از نوسان واقعی می شود که شرکت از طریق‬
‫فعالیت های مصون سازی طبیعی ‪ ،‬پذیرفته است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪.‬‬
‫آن گـروه از واحدهاي تجـاري كه طبق الزامات‬
‫استاندارد حسابداري شمـاره ‪ 14‬با عنوان‬
‫” نحوه ارائه داراییهاي جاري و بدهیهاي جاري”‪،‬‬
‫داراییهاي جاري و غیرجاري را در صورتهاي مالي‬
‫خود تفكیك ميكنند باید سرمایهگذاریهاي جاري را‬
‫به عنوان دارایي جاري و سرمایهگذاریهاي بلندمدت را‬
‫به عنوان دارایي غیرجاري منعكس كنند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ .‬سرمایهگذاریهایي كه اساسا ً جهت حفظ‪ ،‬تسهیل و‬
‫گسترش فعالیت یا روابط تجاري موجود انجام شده است‬
‫(این سرمایهگذاریها اصطالحا ً سرمایهگذاریهاي تجاري‬
‫نام گرفته است)‪.‬‬
‫ج ‪.‬سرمایهگذاریهایي را كه نميتوان واگذار كرد‪ ،‬یا بدون‬
‫تأثیر عمده برفعالیتهاي واحد تجاري قابل واگذاري نیست‪.‬‬
‫د ‪.‬سرمایهگذاریهایي كه با قصد استفاده مستمر توسط‬
‫واحد تجاري نگهداري ميشود و هدف آن نگهداري‬
‫پرتفویي از سرمایهگذاریها جهت تأمین درآمد و یا رشد‬
‫سرمایه براي صاحبان سرمایه واحد تجاري است‪.‬‬
‫اوراق بهادار مشتقه به صورت قرارداد هستند و ارزش‬
‫آنها به قیمت نوشته شده در قرار داد‪ ،‬نرخ بهره‪ ،‬نرخ‬
‫ارز یا متغیر دیگر بستگی دارد‪ .‬برگ اختیار معامله‬
‫مانند برگ اختیار خرید‪ ،‬نمونه ای از اوراق بهادار‬
‫مشتقه است که به دارنده آن حق می دهد تعدادی سهم‬
‫عادی شرکت (برای مثال ‪ 100‬سهم از قرار هر سهم‬
‫‪ 20‬دالر) طی یک دوره زمانی مشخص یا در پایان‬
‫یک دوره زمانی خریداری نماید‪ .‬قیمت مندرج در‬
‫قرارداد معموال قیمت بازار سهم است‪ .‬هر قدر قیمت‬
‫بازار باالتر رود‪ ،‬در صورت ثابت ماندن سایر عوامل‬
‫‪ ،‬ارزش برگ اختیار خرید سهام باالتر خواهد رفت‬
‫‪‬‬
‫‪ ،‬نمونه های دیگر اوراق بهادار مشتقه عبارت اند از‬
‫قراردادهای استاندارد برای پیش خرید‪ ،‬پیش فروش و‬
‫معاوضه کاال‪ ،‬سقف و کف نرخ بهره و تعهدات مربوط‬
‫به تسهیالت با نرخ ثابت‪ .‬معموال اگر در شرایط مندرج‬
‫در قرار داد تغییرات مطلوب رخ دهند‪ ،‬این ابزارهای‬
‫مالی می توانند به دارنده خود منافعی برسانند‪ .‬اگر‬
‫شرایط مندرج در قرار داد در مسیر نامطلوب تغییر‬
‫کنند‪ ،‬امکان دارد که دارنده برگ اختیار معامله زیان‬
‫ببیند و احتمال دارد که هیچ نوع زیانی را تحمل ننماید‪.‬‬
‫‪‬‬
‫یکی از ویزگی های اوراق بهادار مشتقه این است که‬
‫باید آنها را به صورت نقد تسویه کرد ( معموال دارایی‬
‫مندرج در قرار داد تحویل نمی گردد)‪ .‬بدین گونه‪ ،‬قرار‬
‫داد برگ اختیار خرید مورد بحث باال دارنده را ملزم به‬
‫خرید سهام نمی کند‪ ،‬بلکه می تواند فقط در زمان‬
‫تسویه مبلغی وجه نقد برابر با ارزش برگ اختیار خرید‬
‫دریافت نماید‪.‬‬
‫‪‬‬
‫توان اوراق بهادار مشتقه نشان می دهد که می توان از‬
‫آنها به عنوان اهرم مالی استفاده کرد یعنی می توان با‬
‫هزینه اندک در سطحی گسترده خود را مصون ساخت)‬
‫در سال های کنونی این ویژگی اوراق بهادار مشتقه‬
‫(استفاده نمودن از آنها به عنوان اهرم مالی) باعث شد‬
‫که بسیار مورد استفاده قرار گیرند‪ .‬بدیهی است که‬
‫ایفای نقش به عنوان اهرم مالی یک شمشیر دو لبه‬
‫است‪ .‬اگر یک نفر از اوراق بهادار مشتقه برای بورس‬
‫بازار (سوداگری) استفاده کند و هدف مدیریت بر‬
‫ریسک نباشد‪ ،‬مبلغی که از بابت سرمایه گذاری بسیار‬
‫اندک اولیه که احتماال از دست خواهد داد ‪ ،‬در مجموع‬
‫مبلغ زیادی خواهد شد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫بدین دلیل‪ ،‬سازمان های تدوین کننده استانداردها مقرر‬
‫کرده اند که در مورد ابزارهای مالی‪ ،‬که شامل اوراق‬
‫بهادار مشتقه هم می شود‪ ،‬اطالعات مکمل افشا گردد‬
‫همچنین ارائه اطالعات درباره ریسک اعتباری دارایی‬
‫های مالی الزامی است‪ ،‬زیرا ریسک اعتباری عبارت‬
‫است از ریسکی که طرف دیگر قرار داد نتواند به‬
‫تعهدات خود عمل کند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫چگونه می توان الگوی برگ اختیار معامله بر مبنای‬
‫ارزش منصفانه (بازار) ارائه کرد؟ برای نمونه‪ ،‬به مثالی‬
‫توجه کنید که در مورد برگ اختیار معامله ارائه خواهیم‬
‫کرد و مربوط می شود به خرید ‪ 100‬سهم از قرار هر سهم‬
‫‪ 20‬دالر و قیمت جاری هر سهم در بازار ‪ 18‬دالر است‪.‬‬
‫فرض کنید که دارنده برگ اختیار خرید می تواند از حق‬
‫خود در پایان دو ماه استفاده نماید‪ .‬همچنین فرض کنید که‬
‫قیمت این سهام فقط در پایان هر ماه تغییر می کند و نیز‬
‫اینکه نمی توان تغییر قیمت را پیش بینی کرد به ویژه‪،‬‬
‫فرض کنید که ‪ 50‬درصد احتمال دارد در هر ماه قیمت هر‬
‫سهم ‪ 2‬دالر کاهش یابد و نیز ‪ 50‬درصد احتمال دارد که‬
‫قیمت آنها ‪ 2‬دالر افزایش یابد در نمودار سهام را رسم کرده‬
‫ایم ‪.‬‬
‫‪‬‬
‫اگر از زمان صفر(حاال) به انتهای ماه اول نگاه کنیم‪ 100 ،‬سهم‬
‫خواهیم داشت که ‪ 50‬درصد احتمال دارد ارزش بازار آنها به ‪2000‬‬
‫دالر برسد و ‪ 50‬درصد احتمال دارد که ارزش آنها ‪ 1600‬دالر شود‪.‬‬
‫در پایان ماه دوم (تاریخ انقضای برگ اختیار خرید سهام) ‪ 25‬درصد (‬
‫یعنی دالر شود‪ .‬در پایان ماه دوم (تاریخ انقضای برگ اختیار خرید‬
‫سهام) ‪25‬درصد (یعنی ) احتمال دارد که ارزش بازار آنها به ‪2200‬‬
‫) احتمال دارد که مقدار آن به ‪ 1800‬دالر یا ‪ 25‬دالر و ‪ 50‬درصد (‬
‫درصد احتمال دارد که ارزش آن به ‪ 1400‬دالر برسد‪ .‬حاال فقط در‬
‫صورتی دارنده برگ اختیار خرید از حق خود استفاده خواهد که‬
‫ارزش سهام به ‪ 2200‬تومان برسد از آنجا که قیمت توافقی هر سهم‬
‫‪ 20‬دالر یا در مجموع ‪ 2000‬می شود ‪ ،‬در این صورت ارزش برگ‬
‫اختیار خرید سهام به ‪ 200‬دالر می رسد‪ .‬در مورد دو ارزش دیگر‬
‫متحمل سهام ‪ ،‬دارنده برگ اختیار خرید سهام از حق خود استفاده‬
‫نخواهد کرد‪ ،‬بنابراین ارزش آن صفر خواهد بود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫در چنین حالتی پرسش مطرح این است‪ ،‬در تاریخ‬
‫انتشار برگ اختیار خرید سهام (در زمان صفر) ارزش‬
‫منصفانه (بازار) این برگ اختیار خرید سهام چقدر‬
‫است؟ اگر ما فرض کنیم که در این سیستم اقتصادی‬
‫نرخ بهره بدون ریسک صفر باشد‪ ،‬ارزش منصفانه‬
‫(بازار) این برگ به سادگی به ‪ 50‬دالر می رسد‪،‬‬
‫یعنی ارزش مورد انتظار برگ اختیار خرید سهام در‬
‫سررسید‪.‬‬
‫بدیهی است فرضی را که ما در نظر گرفتیم مبنی بر‬
‫اینکه قیمت سهام فقط در پایان هر ماه تغییر می کند‬
‫یک فرض غیر واقعی است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫در حالی که دفعات تغییر قیمت سهام نامحدود می شود‬
‫(یعنی قیمت سهام به طور دائم تغییر می کند) می توان از‬
‫فرمول ارائه شده به وسیله بلک ـ شولز (‪ )1973‬ارزش‬
‫منصفانه یا بازار برگ اختیار معامله را محاسبه کرد‪ .‬با‬
‫استفاده از این فرمول می توان ارزش برگ اختیار معامله‬
‫را به عنوان تابعی از پنج متغیر زیر در نظر گرفت‪..‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫قیمت جاری بازار هر سهم ـ ‪ 18‬دالر‬
‫تغییر بازده سهم‬
‫قیمت تفاوقی در مورد برگ اختیار خرید سهام ـ ‪ 20‬دالر‬
‫زمان انقضا‬
‫نرخ بدون بهره ریسک‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫هر قدر قیمت کنونی سهم باالتر باشد ارزش برگ‬
‫اختیار خرید سهام بیشتر خواهد شد هر قدر قیمت سهم‬
‫تغییر بیشتری بنماید ارزش برگ اختیار خرید سهم‬
‫بیشتر خواهد شد‪ ،‬زیرا احتمال بیشتری دارد که تا زمان‬
‫انقضا قیمت سهم باالتر رود‪.‬‬
‫نحوه تعیین بهاي تمامشده حق تقدم خریداري شده‬
‫‪ .‬همچنین چنانچه واحد مشابه با خرید سهام است‬
‫تجاري در نتیجه افزایش سرمایه واحد سرمایهپذیر‬
‫صاحب حق تقدم شود وجوه پرداختي بابت سهام جدید‬
‫یا واگذاري مطالبات سود سهام نقدي از این بابت به‬
‫بهاي تمامشده سرمایهگذاري اضافه ميشود‪ .‬در موارد‬
‫باال پس از حصول اطمینان از دریافت سهام جدید‬
‫‪ ،‬جمع مبلغ به منظور تعیین مبلغ دفتري هر سهم‬
‫دفتري سرمایهگذاري قبلي و بهاي تمامشده حق تقدم‬
‫تحصیل شده به كل سهام موجود از بابت‬
‫سرمایهگذاري مربوط تسهیم ميشود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫شرکت ها به دلیل های گوناگون اقدام به انتشار یا خرید‬
‫ابزارهای مالی می نمایند‪ .‬شاید بزرگترین دلیل در‬
‫مورد استفاده نمودن از ابزارهای مالی این باشد که‬
‫شرکت می خواهد بر ریسک نوعی مدیریت اعمال کند‪.‬‬
‫هدف مدیریت ریسک این است که به سطح مطلوبی از‬
‫ریسک خاص یک شرکت برسد و الزاما در صدد‬
‫نیست که آن را به صفر برساند‪ .‬تا حد زیادی امکان‬
‫دارد که شرکتی از طریق مصون سازی طبیعی خود را‬
‫در برابر ریسک مصون سازد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫در این جا ما فقط مصون سازی را از دیدگاه کاربرد‬
‫اوراق بهادار مشتقه مورد توجه قرار می دهیم و آن راه‬
‫یا روشی است برای کاهش دادن ریسک های خاص‬
‫یک شرکت‪ ،‬مانند ریسک نرخ بهره در مورد اوراق‬
‫قرضه با نرخ بهره شناور یا ریسک مربوط به ارز یا‬
‫فروش های مورد انتظار آینده‪.‬‬
‫بسیاری از این ریسک ها را ریسک قیمت می نامند که‬
‫ناشی از تغییر در نرخ بهره ‪ ،‬قیمت کاال و نرخ ارزه‬
‫است‪ .‬سایر ریسک های ناشی از ریسک اعتبار هستند‬
‫‪.‬‬
‫‪ ‬مقصود از مصون سازی این است ‪ :‬اگر شرکتی دارای یک‬
‫قلم دارایی پر ریسک است ‪ ،‬می توان از طریق خریدن یک‬
‫ابزار مالی مصون سازی (دارای یا بدهی دیگری که ارزش‬
‫آن در جهت عکس تغییرات دارایی یا بدهی مصون شده‬
‫تغییر می کند)‪.‬‬
‫‪ ‬خود را در برابر این ریسک مصون سازد‪ .‬سود یا زیان‬
‫غیر عملیاتی ناشی از آنچه مصون شده است و سود یا زیان‬
‫حاصل از ابزار مالی مصون ساز هر دو را می توان در‬
‫سود خالص دوره جاری ثبت و گزارش نمود‪.‬‬
‫امکان دارد اقدامات مصون سازی به طور کامل موثر ‪‬‬
‫نشوند‪ ،‬زیرا شاید ابزارهای مالی وجود نداشته باشند که‬
‫شرکت بتواند بدان وسیله همه سودها یا زیانهای غیر‬
‫عملیاتی ناشی از اقالم دارایی یا بدهی مصون شده را خنثی‬
‫نماید‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫ریسک ناشی از نبودن مصون سازی کامل را ریسک مبنا‬
‫می نامند‪.‬‬
‫در مورد رویدادهای مالی مربوط به مصون سازی که تا‬
‫دوره های آینده کشیده می شوند سود یا زیان تحقق نیافته‬
‫مربوط به این رویدادهای مالی را می توان به دوره های‬
‫بعد انتقال داد‪ .‬بنابراین هر نوع سود یا زیان غیر عملیاتی‬
‫ناشی از ارز را می توان به دوره های بعد منتقل کرد‪،‬‬
‫مشروط بر اینکه ابزار مالی مصون سازی شده از نوع پول‬
‫نباشد‪ ،‬حساب مربوطه تسویه شود‪ .‬همچنین بسیاری از‬
‫شرکت ها رویدادهای مالی آینده مورد انتظار را مصون می‬
‫سازند ‪ ،‬مانند ریسک ناشی از فروش مورد انتظار سال بعد‬
‫که بر حسب پول خارجی انجام شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫سود و زیان غیر عملیاتی برخی ابزارهای مالی به دوره‬
‫های بعد انتقال پیدا می کند بدلیل اصل تطابق ‪ ،‬در اجرای‬
‫روش مبتنی بر تغییر ارزش سود و زیان غیر عملیاتی‬
‫انتقالی را نباید در ترازنامه گزارش کرد‪ ،‬زیرا این اقالم‬
‫موجب ایجاد جریان های نقدی آینده نمی شوند‪.‬‬
‫استاندارد شماره ‪ (SFAS 133) 133‬در مورد اوراق‬
‫بهادار مشتقه که برای مصون سازی دارایی ها و بدهی‬
‫های شناسایی (ثبت) شده مورد استفاده قرار می گیرند و‬
‫آنها را ابزارهای مالی مصون ساز بر مبنای ارزش‬
‫منصفانه (بازار) می نامند‪.‬‬
‫سود یا زیان غیر عملیاتی حاصل از این ابزار مالی مصون‬
‫ساز را در سود خالص دوره منظور می نمایند‪.‬سود یا زیان‬
‫غیر عملیاتی مربوط به اقالم مصون شده را هم در سود‬
‫خالص دوره جاری می گنجانند‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫همچنین استاندارد شماره‪ (SFAS 133) 133‬اجازه نمی‬
‫دهد سودو زیان غیر عملیاتی مربوط به اقالم مصون شده و‬
‫ابزارهای مالی مصون ساز به دوره بعد انتقال یابند ‪ ،‬زیرا‬
‫سود و زیان غیر عملیاتی انتقال یافته از نوع دارایی و‬
‫بدهی نمی باشند‪.‬‬
‫اگر چه استاندارد شماره ‪(SFAS 133) 133‬اجازه انتقال‬
‫نمی دهند ‪ ،‬ولی اجازه می دهد که سود و زیان غیر عملیاتی‬
‫تحقق نیافته مربوط به اوراق بهاداری که به عنوان مصون‬
‫سازی رویدادهای مالی آینده مشخص کرده اند‪ .‬در حساب‬
‫سایر درآمدهای جامع منظور شوند تا اینکه اثر این‬
‫رویدادهای مالی در سود خالص نشان داده شود‪.‬‬
‫‪ ‬دراجرای استاندارد شماره ‪ (SFAS 133) 133‬برای‬
‫اینکه بتوان یک ابزار مالی را بر اساس سیستم‬
‫حسابداری مربوط به رویدادهای مالی مصون ساز ثبت‬
‫و گزارش کرد باید دارای ویژگی خاص باشد ‪:‬‬
‫‪ ‬نوع اوراق بهادار مشتقه نباشند‪.‬‬
‫‪ ‬رویدادهای مالی مربوط به مصون سازی طبیعی‪.‬‬
‫همچنین برگ اختیار خرید سهام که به عنوان بخشی از ‪‬‬
‫حقوق و پاداش مدیران منتشر می شوند‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫در واقع ‪ ،‬استاندارد شماره ‪ (SFAS 133) 133‬به شرکت‬
‫ها اجازه می دهد ریسک های خاص را به شیوه ای ثبت و‬
‫گزارش نمایند که آن را شیوه ثبت و گزارش کردن‬
‫ابزارهای مالی مصون ساز می نامند‪ ،‬ولی همانگونه که در‬
‫باال گفته شد اجازه نمی دهد که شرکت ها بدینوسیله کل‬
‫ریسک خود را کاهش دهند تا بتوانند بدین وسیله از اهرم‬
‫های بزرگ استفاده نمایند و مانع از این می شود که شرکت‬
‫های رو به رشد وام های سنگین بگیرند‪.‬‬
‫یکی دیگر از شاخصه های مشخص کردن یک قلم دارایی‬
‫به عنوان دارایی مصون ساز این است که اوراق بهادار‬
‫مشتقه بتوانند برای خنثی کردن تغییر بر ارزش بازار‬
‫دارایی یا بدهی مصون شده بسیار موثر باشد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫بسیار مو ثر بودن بدان معنی است که بین ارزش منصفانه ابزار مالی مصون‬
‫ساز و دارایی یا بدهی مصون شده یک همبستگی معکوس بسیار زیاد وجود‬
‫دارد‪.‬‬
‫برای محاسبه این همبستگی از روشی استفاده می کنند که آنرا محاسبه کل‬
‫دالرهای مصون شده می نامند‪ .‬برای مثال ‪ ،‬فرض کنید شرکت با بستن یک‬
‫قرارداد مربوط به پبیش خرید اوراق خزانه در صدد بر می آید خود را در‬
‫برابر ریسک ناشی از تغییرات نرخ بهره یک بدهی مصون سازد‪ ،‬و در‬
‫اجرای این قرار داد متعهد می شود که در تاریخ مشخصی در آینده به مبلغ‬
‫معینی اوراق بهادار خزانه را به قیمت مشخص خریداری نماید‪ .‬به سبب باال‬
‫رفتن نرخ بهره ارزش بازار بدهی تا آن تاریخ به مبلغ ‪ 1500‬دالر کاهش می‬
‫یابد و ارزش بازار قرارداد پیش خرید اوراق خزانه به مبلغ ‪ 1500‬دالر‬
‫کاهش می یابد‪ .‬در این چنین حالتی نسبت بین سود غیر علمیاتی به زیان غیر‬
‫عملیاتی می رسد ‪ .‬از آنجا که این عدد تقریبا یه یک نسبت کامل (‪1‬ـ) نزدیک‬
‫است ‪ ،‬شرکت می تواند این قرارداد مربوط به پیش خرید را به عنوان‬
‫قرارداد مصون ساز مشخص و گزارش نماید‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫مسئله ی مهم این است که اگر چه دارایی هایی نامشهود در‬
‫ترازنامه گزارش نمی شوند‪ ،‬ولی آنها وجود دارند بدان‬
‫سبب که با فاصله زمانی شناسایی می شوند‪ ،‬آنها را در‬
‫صورت سود و زیان ارائه می نمایند‪ .‬یعنی‪ ،‬از آنجا که در‬
‫اجرای سیستم حسابداری مبتنی بر هزینه های تاریخی باید‬
‫منتظر ماند تا اینکه فروش انجام شود و آن گاه ارزش‬
‫دارایی نامشهود در قالب سود خالص پدیدار گردد‪ ،‬صورت‬
‫سود وزیان نشان دهنده تنها آن بخش از ارزش دارایی ها‬
‫نامشهود است که در دوره جاری جریان می یابد‪.‬‬
‫سرقفلی بدین گونه تعریف می شود‪ :‬ارزش فعلی سود های‬
‫خالص غیر عادی آینده ‪ .‬بدین گونه ما بین دارایی های‬
‫نامشهود و سرقفلی یک رابطه مشاهده می کنیم‪ .‬شرکت فقط‬
‫زمانی دارای سرقفلی است که دارایی های نامشهود بتواند‬
‫سود غیرعادی ایجاد نمایند‪.‬‬
‫بنابراین‪ ،‬پرسش مطرح این است ‪ :‬آیا سرقفلی باید در‬
‫خارج از تراز نامه قرار بگیرد و اینکه هرگاه مبلغ آن‬
‫تحقق یابد آن را در صورت سود و زیان گزارش کرد‬
‫و یا اینکه باید ارزش منصفانه (بازار) آن را محاسبه‬
‫کرد و در ترازنامه گزارش نمود؟‪ .‬گزارش کردن‬
‫ارزش منصفانه (بازار) سرقفلی دارای توان بالقوه‬
‫است که بر سودمندی اطالعات‪ ،‬جهت تصمیم گیری‬
‫سرمایه گذاران‪ ،‬بیفزاید‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ . 11‬یك قلم هنگامي بهعنوان دارایي نامشهود شناسایي ميشود كه ‪:‬‬
‫الف‪ .‬با تعریف داراییهاي نامشهود مطابقت داشته باشد‪.‬‬
‫ب معیارهاي شناخت مندرج در بندهاي‬
‫احراز شده باشد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ . 12‬یك قلم دارایي نامشهود باید تنها زماني شناسایي شود كه ‪:‬‬
‫الف‪ .‬جریان منافع اقتصادي آتي دارایي به درون واحد تجاري محتمل باشد‪ ،‬و‬
‫ب ‪.‬بهاي تمام شده دارایي به گونهاي اتكاپذیر قابل اندازهگیري باشد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ . 13‬جریان منافع اقتصادي آتي مرتبط با دارایي نامشهود به درون واحد تجاري تنها هنگامي محتمل‬
‫است كه واحد تجاري بتواند با دالیل كافي نشان دهد‪:‬‬
‫الف‪ .‬دستیابي به خالص جریان ورودي منافع اقتصادي آتي دارایي به درون واحد تجاري امكانپذیر‬
‫است‪،‬‬
‫ب ‪.‬توانایي و قصد استفاده از دارایي نامشهود را دارد‪ ،‬و‬
‫ج ‪.‬به منابع فني و مالي كافي براي كسب منافع اقتصادي آتي دارایي دسترسي دارد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪ . 14‬محتمل بودن منافع اقتصادي آتي باید با استفاده از مفروضات معقول و داراي پشتوانه كه معرف‬
‫بهترین برآورد مدیریت از وقوع یك سري شرایط اقتصادي محتمل در طول عمر مفید دارایي است‪،‬‬
‫توسط واحد تجاري ارزیابي شود‪.‬ارزیابي مزبور مستلزم بكارگیري قضاوت بر مبناي شواهد موجود‬
‫در زمان شناخت اولیه است‪ .‬در این مورد اهمیت بیشتر باید به شواهدي داده شود كه به طور‬
‫بیطرفانه قابل تأیید باشد‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫هنگامی که یک شرکت اقدام به خرید شرکت دیگری نماید‬
‫اگر از روش خرید استفاده شود باید ارزش دارایی های‬
‫مشهود و دارایی های نامشهود قابل تعیین شرکت خریداری‬
‫شده را بر مبنای ارزش منصفانه (بازار ) تعیین کرد وبر‬
‫این اساس صورت های مالی تلفیقی تهیه نمود‪ .‬از این دیدگاه‬
‫سرقفلی عبارت است ازتفاوت بین خالص مبلغ ارزش‬
‫منصفانه (بازار) این اقالم و کل قیمتی را که شرکت‬
‫خریدار پرداخت کرده است ‪ .‬در مورد شیوه ثبت سرقفلی‬
‫خریداری شده یک مثال ارائه می نماییم‪.‬‬
‫شرکت بتا در اول ژانویه ‪100، 1980‬سهم منتشر کرده که‬
‫در دست مردم است و هر سهم در‬
‫بازار ‪ 10‬لایر معامله میشود‪.‬ترازنامه به صورت زیر‬
‫میباشد‪،‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫در اول ژانویه ‪ ، 2000‬شركت بتا همه ‪ 160‬سهم‬
‫شركت ‪ ، S‬منتشر شده و در دست مردم را‬
‫مي خرد ‪ .‬در ازاي آن ‪ 40‬سهم شركت بتا كه ارزش‬
‫هر یك ‪ 10‬دالر است پرداخت مي نماید‬
‫و كل خرید به ‪ 400‬دالر مي رسد پس از خرید‬
‫ترازنامه شركت بتا به صورت صفحه بعد خواهد بود‪.‬‬
‫همانگونه كه گفته شد ‪ ،‬باید ارزش دارایي ها و بدهي‬
‫هاي قابل تعیین شركت خریداري شده را بر مبناي‬
‫ارزش منصفانه (بازار) تعیین كرد و بر این اساس‬
‫ترازنامه تلفیقي تهیه نمود و مازاد قیمت خرید نسبت به‬
‫خالص ارزش بازار را به صورت سرقفلي گزارش‬
‫كرد‪ .‬فرض كنید در تاریخ خرید ارزش دارایي هاي‬
‫بر مبناي قیمت بازار به ‪ 340‬دالر مي رسد ‪S‬شركت‬
‫و بدهي هاي آن ‪ 140‬دالر باشد ‪ .‬ترازنامه تلفیقي براي‬
‫شركت بتا و واحد فرعي فرعي كه به طور كامل در‬
‫تملك شركت اصلي است در تاریخ خرید به صورت‬
‫زیر مي باشد ‪:‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫حاال فرض کنید که برای سال ‪ ،2000‬فروش این شرکت تلفیقی (بتا و‬
‫واحد فرعی آن ) به ‪ 1000‬دالر برسد‪ ،‬که باید هزینه های شرکت‬
‫تلفیقی منهای استهالک ( ‪ 850‬دالر ) را از آن کم کرد ‪ .‬فرض کنید که‬
‫دارایی های سرمایه ای ( منهای سرقفلی ) با نرخ ‪ 10‬درصد‪ ،‬در‬
‫سال‪ ،‬مستهلک می شود ‪ .‬حاال پرسش مطرح بدین گونه خواهد بود‪ :‬آیا‬
‫سرقفلی را هم باید مستهلک کرد ‪ .‬تا چندی پیش‪ ،‬پاسخ مثبت بود ‪.‬‬
‫دراجرای حسابداری مبتنی بر هزینه های تاریخی‪ ،‬باید سرقفلی را بر‬
‫مبنی عمر مفید آن مستهلک کرد تا بتوان بدان وسیله هزینه های‬
‫مربوط به درآمد اضافی ایجاد شده به وسیله دارایی های مشهود ناشی‬
‫از ادغام را با درآمد های مربوطه تطبیق داد ‪ .‬ولی‪ ،‬تدوین کنندگان‬
‫استانداردها‪ ،‬از جمله هیات استاندارد های حسابداری در کانادا‪ ،‬حاال‬
‫براین باوراند که نباید سرقفلی را مستهلک کرد ‪ .‬درایاالت متحده‬
‫آمریکا دراین مورد استاندارد شماره ‪ )SFAS142 ( 142‬تدوین شد‬
‫ودر ژویه ‪ 2001‬اعمال گردید ‪ .‬در کانادا‪ ،‬بخش ‪ 3062‬از‬
‫دستورالعمل انجن حسابداران کانادا دارای مقررات مشابه است ‪.‬‬
‫‪‬‬
‫فرض کنید که باید سرقفلی را طی دوره ‪ 5‬ساله مستهلک کرد ‪.‬‬
‫در چنین حالتی برای سال ‪ 2000‬صورت سود و زیان تلفیقی به‬
‫شکل زیر خواهد بود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫توجه کنید که سود خالص فقط ‪ 6/2‬درصد فروش و ‪ 5/2‬درصد‬
‫کل دارایی های آغاز دوره است ‪.‬در چنین حالتی معموالً مدیریت‬
‫شرکت احساس می کند که یک چنین نتیجه ای نمی تواند منعکس‬
‫دوره زمانی پس از خرید شرکت دیگر‬
‫کننده عملکرد شرکت در‬
‫ٔ‬
‫ٔ‬
‫باشد‪ .‬یعنی‪ ،‬مدیریت احساس می کند که سود خالص تلفیقی پس‬
‫دهنده اثرات سود مند ناشی از اقدام شرکت‬
‫از خرید باید نشان‬
‫ٔ‬
‫باشد و شرکت نباید به سبب ملزم بودن به مستهلک کردن‬
‫سرقفلی‪ ،‬به اصطالح‪ ،‬تنبیه شود‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪. 21‬اگر دارایي نامشهود به طور جداگانه تحصیل شود‪،‬‬
‫مابهازاي آن معموالً مشخص است و در نتیجه ميتوان بهاي‬
‫تمام شده را بهگونهاي اتكاپذیر اندازهگیري كرد‪.‬‬
‫‪. 22‬بهاي تمام شده یك دارایي نامشهود متشكل از بهاي خرید‬
‫(شامل عوارض و مالیات غیر قابل استرداد خرید) و هرگونه‬
‫مخارج مرتبط مستقیمي است كه براي آمادهسازي دارایي جهت‬
‫استفاده مورد نظر تحمل ميشود‪ .‬براي محاسبه بهاي خرید‪،‬‬
‫تخفیفات تجاري كسر ميشود‪ .‬مخارج مستقیم‪ ،‬بهعنوان مثال‪،‬‬
‫شامل حقالزحمههاي خدمات حقوقي و مخارج آزمایش کارکرد‬
‫صحیح دارایي است‪ .‬در صورت خرید دارایي با شرایط‬
‫اعتباري‪ ،‬بهاي تمام شده معادل بهاي نقدي است‪ .‬مابهالتفاوت‬
‫بهاي نقدي با مجموع پرداختها به عنوان هزینه سود تضمین‬
‫شده‪ ،‬در دورههاي استفاده از اعتبار شناسایي ميشود‬
‫مگر اینکه به موجب استاندارد حسابداري شماره ‪ 13‬با عنوان‬
‫حسابداري مخارج تأمین مالي به حساب دارایي منظور گردد‪.‬‬
‫بر عکس سر قفلی خریداری شده برای تعیین بهای تمام‬
‫شده سرقفلی ایجاد شده در درون شرکت هیچ رویداد‬
‫ٔ‬
‫مالی را که بتوان به راحتی شناسایی کرد‪ ،‬وجود ندارد‬
‫‪ .‬در نتیجه هزینه هایی را که می توانند سرقفلی ایجاد‬
‫نمایند‪ ،‬مانند تحقیق و توسعه‪ ،‬هنگامی که به مصرف‬
‫برسند‪ ،‬به عنوان هزینه دوره منظور می شوند‪.‬‬
‫لووزاروین ( ‪ ، ) 1999‬دلیل های اندک بودن سهم‬
‫بازار را برشمردند الزم به یادآوری است که در بخش‬
‫‪4‬ـ ‪ 6‬درباره این تحقیق بحث کردیم ویادآور شدیم که‬
‫نتیجه تحقیق مزبور نشان می دهد که با گذشت‬
‫زمان‪،‬میزان اثر گذاری سود خالص کاهش می یابد ‪.‬‬
‫‪‬‬
‫از این رو‪ ،‬پرسش مطرح این است‪ :‬برای ارائه شیوه ثبت و‬
‫گزارش کردن دارایی های نامشروع به شیوه ای بهتر چه‬
‫باید کرد؟ لو و زاروین دو پیشنهاد ارائه می کند‪ .‬نخست‬
‫پیشنهاد می نمایند که هزینه های تحقیق وتوسعه بر مبنای‬
‫تالش های موفقیت آمیز ثبت و گزارش شوند‪ .‬آنها پیشنهاد‬
‫می کنند که اگر هزینه های تحقیق و توسعه درآزمون امکان‬
‫سنجی موفق شوند (مانند الگوی کار یا آزمون بالینی‬
‫موفقیت آمیز) به حساب سرمایه منظور شوند ‪ .‬دومین‬
‫پیشنهاد این است که صورت های مالی دوره جاری و دوره‬
‫پیش را دوباره تهیه کرد‪ ،‬زیرا شواهدی به دست آمده است‬
‫مبنی بر اینکه هزینه های دوره گذشته مربوط به دارایی‬
‫های نامشهود به نتیجه رسیده اند و بازده آنها قابل مشاهده‬
‫است ‪.‬‬
‫‪‬‬
‫سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری اگرچه انتظار‬
‫میرودبه جریان منافع اقتصادی آتی کمک کند لیکن‬
‫بطور جداگانه قابل تشخیص نیست و لذا حائز‬
‫معیارهای شناخت بعنوان دارایی نمی باشد‪.‬‬
‫در واقع سرقفلی ایجاد شده در واحد تجاری بعلت اینکه‬
‫منبعی قابل کنترل نیست منافع اقتصادی اتی مشخصی‬
‫ایجاد نمی کند و ب تمام شده آن نیز به گونه ای‬
‫اتکاپذیر قابل اندازه گیری نیست لذا اساسا بعنوان‬
‫دارایی شناسایی نمی شود‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫ریسک بتا‬
‫در استاندارد شماره ‪ )SFAC1( 1‬ایاالت متحده و بخش‬
‫‪ 3860‬از دستورالعمل جامعه حسابداران رسمی کانادا‪،‬‬
‫سازمان های حرفه ای حسابداری به این واقعیت توجه کرده‬
‫اند که سرمایه گذاران خواستار اطالعاتی در مورد ریسک‬
‫هستند‪ .‬از دیدگاه سرمایه گذار خردگرا که پرتفویی متنوع‬
‫تشکیل داده است‪ ،‬پایه واساس الگوی قیمت گذاری دارایی‬
‫های سرمایه ای برپایه این دیدگاه قرار دارد که بتای یک‬
‫سهم تنها معیاری است که می توان بدان وسیله ریسک‬
‫خاص یک شرکت را تعیین کرد‪ .‬راه عادی برای محاسبه‬
‫بتا این است که براساس الگوی بازار یک رابطه مبتنی بر‬
‫رگرسیون تشکیل داد‪.‬‬
‫بی ور‪،‬کتلر و شولز (‪ ) 1970‬نخستین کسانی بودند‪ ،‬که به‬
‫صورت رسمی‪ ،‬درباره رابطه بین بتا و شیوه محاسبه‬
‫ریسک برمبنای صورت های مالی تحقیق کردند ‪ .‬آنها‬
‫نمونه ای از ‪ 307‬شرکت پذیرفته شده در بورس نیویورک‬
‫را برای دو دوره زمانی‪ 1956 ،‬ـ‪ 1947‬و ‪ 1965‬ـ ‪1957‬‬
‫مورد مطالعه قرار دارند و برای تعیین بتا متعلق به شرکت‬
‫های موجود در نمونه‪ ،‬برای هریک از دوره های زمانی از‬
‫الگوی تجزیه و تحلیل رگرسیون استفاده نمودند ‪ .‬آن گاه این‬
‫پژوهشگران ریسک های مختلف بر مبنای صورت های‬
‫مالی برای این دوره ها را محاسبه کردند ‪ .‬همبستگی بین‬
‫این سه ریسک وبتا را در جدول زیر ارائه کرده ایم ‪:‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫مقصود از بازده سود تقسیمی چیزی نیست جزء نسبت سود تقسیمی‬
‫نقدی سهام عادی به سود خالص‪ .‬اهرم نشان دهنده نسبت وام های‬
‫عمده نسبت به کل دارایی ها است ‪ .‬تغییر سود خالص نشان دهنده‬
‫انحراف معیار نسبت قیمت به سود خالص شرکت طی این دوره است ‪.‬‬
‫شاید چنین به نظر برسد که همبستگی بین نتیجه ها شگفت انگیز باشد‬
‫‪،‬زیرا از دیدگاه علت و‬
‫معلولی این موضوع روشن نیست که آیا ریسک مبتنی بر بازار چه‬
‫رابطه ای با متغیر های صورت های مالی دارد‪.‬ولی همادا ثابت کرد‬
‫که در شرایط آرمانی بین نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و بتا‬
‫یک رابطه مستقیم وجود دارد‪.‬لو ثابت کرد که در شرایط آرمانی بین‬
‫اهرم‬
‫عملیاتی و بتا یک رابطه مستقیم است (اهرم عملیاتی عبارت است از‬
‫هزینه های ثابت عملیاتی به هزینه های متغیر عملیاتی)‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫نتیجه تحقیقات بی ور‪ ،‬کتلر و شولز به گونه ای هستند که‬
‫از نظر ارائه گزارش های مالی کاربرد دارند‪ .‬تحقیقات‬
‫همادا بیانگر این است که باید بدهی های خارج از تراز‬
‫نامه را بر مبنای ارزش منصفانه (بازار) در تراز نامه‬
‫ارائه کرد و بدین وسیله همبستگی بین نسبت بدهی ها به‬
‫حقوق صاحبان سهام و بتا را حداکثر رسانید‪.‬‬
‫‪3‬ـ ‪ 6‬ـ ‪ 7‬روش تعیین ارزش برای گزارش کردن ریسک‬
‫همانند شیوه تعیین ارزش دارایی ها و بدهی ها گزارش‬
‫نمودن ریسک در مسیری قرار می گیرد که به روش مبتنی‬
‫بر تعیین ارزش می انجامد ‪.‬‬
‫از این دیدگاه‪ ،‬به مقرراتی توجه کنید که کمیسیون بورس و اوراق‬
‫بهادر ( ‪ ) 1997‬اعالم کرد و باید طبق این مقررات اطالعات مربوط‬
‫به ریسک افشاء شود ‪ .‬لینس مایر و پیرسان (‪ )1997‬درباره این‬
‫مقررات بحث کرده اند ‪.‬مقررات مزبور شامل افشای اطالعات در‬
‫مورد ریسک قیمت از نظر کمی می شودکه شیوه افشای این اطالعات‬
‫می تواند به شکل های زیر باشد ‪ )1( :‬ارائه جدول ‪ 1‬بر اساس ارزش‬
‫منصفانه (بازار) و شرایط قرارداد بدان حد که سرمایه گذاران را قادر‬
‫سازد که بتوانند بر اساس ابزار های مالی و در نظر گرفتن تاریخ‬
‫سررسید آنها جریان های نقدی آینده شرکت را محاسبه کنند؛ (‪)2‬‬
‫تجزیه و تحلیل حساسیت که نشان دهنده اثر اطالعات اثر گذار متعلق‬
‫به قیمت کاال‪ ،‬نرخ بهره و نرخ ارز بر سود خالص‪ ،‬جریان های نقدی‬
‫یا ارزش منصفانه ( بازار ) ابزار های مالی باشد؛ یا (‪ )3‬زیان ناشی‬
‫از ریسک‪ ،‬یعنی زیان ناشی از تغییر در سود خالص‪ ،‬جریان نقدی یا‬
‫ارزش منصفانه ( بازار ) ناشی از تغیرات قیمت آینده یعنی تغیراتی که‬
‫احتماالً بسیار زیاد باشند ولی در زمان کنونی برای این رویداد ها‬
‫احتمال بسیار کمی در نظر گرفته شده است‪.‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫‪‬‬
‫در جدول ‪ 2‬ـ ‪ 7‬از دیدگاه حساسیت تغیر قیمت نسبت به‬
‫ریسک‪،‬گزارش ساالنه ‪ 1997‬شرکت بوکانادا اکسپلوریشن‬
‫را ارائه کرده ایم ‪ .‬در این جدول اطالعات اثر گذار مربوط‬
‫به ریسک تغیر قیمت کاال‪ ،‬نرخ بهره ونرخ ارز را بر‬
‫جریان های نقدی و سود خالص ارائه کرده ایم‪ .‬توجه کنید‬
‫که حساسیت نسبت به تغیرات قیمت نفت پیش و پس از‬
‫فعالیت های مصون سازی مورد توجه قرار گرفته است ‪.‬‬
‫فرض بر این است که اطالعات مربوط به‬
‫میزان حساسیت پس از مصون سازی اثر گذار هستند واین‬
‫پرسش مطرح می شود که چرا سایر ریسک ها پیش از‬
‫اقدامات مصون ساز ی ارائه شده اند‪.‬‬

similar documents