شریانهای کرونری

Report
‫بسم هللا الرحمن الرحیم‬
‫فیزیولوژی گردش خون‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫دستگاه گردش خون در بدن انسان وبسیاری ازجانداران از‬
‫قسمتهای زیر تشکیل شده است‪:‬‬
‫قلب‬
‫سرخرگها‬
‫سیاهرگها وسیستم لنفاوی‬
‫اجزای تشکیل دهنده خون شامل گلبولهای قرمز وسفید‬
‫وپالکتها به اضافه پالسما‬
‫نمای قلب‬
‫قلب‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫قلب یکی از مهمترین ارگانهای بدن وسیستم گردش خون‬
‫است‪.‬‬
‫قلب دارای بافت عضالنی است ودر مدیاستینوم قرار دارد‬
‫وشامل قسمتهای زیر است‪:‬‬
‫حفره های قلب(دهلیزها وبطن ها)‬
‫دریچه های قلب‬
‫عروق قلب‬
‫سیستم هدایتی قلب‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫الیه های قلب شامل‪:‬‬
‫اپی کارد‬
‫پریکارد‬
‫میوکارد‬
‫اندوکارد‬
‫اعصاب قلب‪:‬‬
‫سمپاتیک‬
‫پاراسمپاتیک‬
‫فیزیولوژی قلب‬
‫• قلب عمال از دو پمپ جداگانه تشکیل شده است یکی در‬
‫طرف راست ودیگری در طرف چپ‪.‬‬
‫• پمپ راست خون وارد شده از طرف سیاهرگها را به سمت‬
‫ریه ها پمپ میکند‪.‬‬
‫• پمپ چپ قلب خون را ازریه ها دریافت وبه سراسر بدن‬
‫پمپ می نماید‪.‬‬
‫عضله قلبی‬
‫• عضله قلب مانند عضله اسکلتی ساختار مخطط دارد و‬
‫عضله قلب دارای مکانیسم انقباض لغزشی فیالمانهای اکتین‬
‫ومیوزین است‪.‬علی رغم مشابه بودن ساختار عضالت قلب‬
‫با عضله اسکلتی فیبر های عضالت قلب به همدیگر اتصال‬
‫دارند وشبکه ای به نام سن سی تیوم را تشکیل می دهند‪.‬‬
‫• قلب دارای دو سن سی تیوم عضالنی جداگانه است یکی از‬
‫این دو دهلیزها را پوشش می دهد و دیگری بطنها را ‪.‬‬
‫• این دو توده عضالنی توسط بافتهای همبند پوشش دهنده از‬
‫همدیگر جدا می شوند‪.‬‬
‫• اهمیت این دو توده سن سی تیال عضالنی جدا از هم به‬
‫شرح زیر است‪:‬‬
‫• وقتی یکی از دو توده عضالنی تحریک می شود‪،‬پتانسیل‬
‫عمل در تمامی سن سی تیوم گسترش می یابد وموجب می‬
‫شود که تمامی عضله قلب با هم منقبض می شود‪.‬‬
‫• هرگاه توده عضالنی دهلیز در یک نقطه از آن تحریک‬
‫شود‪،‬پتانسیل عمل در سراسر دهلیز راست وچپ منتشر‬
‫شده وموجب می شود که همه دیواره های دهلیزها با هم‬
‫منقبض شود وخون دهلیزی رااز طریق دریچه تریگوسپید‬
‫ومیترال به داخل بطنها براند‪.‬‬
‫• این پتانسیل عمل به بطن ها گسترش می یابد‪،‬سپس سن سی‬
‫تیوم بطنی تحریک می شود بنابراین همه دیواره بطنی با‬
‫هم تحریک می شود وبطن منقبض می شود و خون داخل‬
‫بطنها ‪،‬در بطن راست از طریق شریان ریوی به سمت ریه‬
‫ها می رود وخون موجود در داخل بطن چپ وارد شریان‬
‫آئورت می شود وبه سرتاسر بدن پخش می شود‪.‬‬
‫ریتمیسیته خودکار عضله قلب‬
‫• اکثر رشته های عضله قلب میتوانند بطور ریتمیک منقبض‬
‫شوند‪.‬این در مورد دسته کوچکی از رشته های قلبی واقع‬
‫در دیواره فوقانی دهلیز راست موسوم به گره سینوسی‬
‫دهلیزی بیشتر صدق میکند‪.‬‬
‫• غشاء فیبرهای ‪ S.A‬در حالت استراحت نفوذپذیری زیادی‬
‫نسبت به سدیم دارند‪.‬بنابراین تعداد زیادی از یونهای سدیم‬
‫به داخل فیبر نشت کرده و موجب افزایش مداوم پتانسیل‬
‫استراحت به مقادیر زیاد می شود‪.‬‬
‫• وقتی پانسیل غشاء به حد بحرانی موسوم به حد آستانه رسید یک‬
‫پتانسیل عمل به طور ناگهانی بروز می کند‪.‬در پایان پتانسیل‬
‫عمل‪،‬نفوذپذیری غشاء به یونهای سدیم کاهش یافته اما نسبت به یونهای‬
‫پتاسیم نفوذپذیر تر شده ونشت یونهای سدیم به خارج از فیبرها بارهای‬
‫مثبت را به خارج می برد‪.‬بنابراین‪،‬پتانسیل غشاء به علت دفع بارهای‬
‫مثبت اضافی به پایین تر از حد استراحت می رسد که هیپر‬
‫پوالریزاسیون نام دارد‪.‬این حالت برای کسری از یک ثانیه ادامه یافته‬
‫وبعد به علت بازگشت نفوذپذیری غشاء نسبت به یونهای سدیم وپتاسیم‬
‫به حالت طبیعی می شود‪ ،‬در این موقع قابلیت نشت غشاء نسبت به‬
‫یونهای سدیم یک پتانسیل عمل دیگر ایجاد می کند‪ .‬این روند در‬
‫سراسرزندگی ادامه یافته وموجب می شود که فیبرهای گرهُ ‪ S.A‬در‬
‫هر دقیقه‪ 72‬باربطور ریتمیک تحریک شود ودر طی زندگی شخص‬
‫قلب در حدود دو میلیارد بار منقبض ومنبسط می شود‪.‬‬
‫• در حالت طبیعی پتانسیل های عملی که از گره سینوسی‬
‫منشاء گرفته اند در سراسر قلب پخش شده وموجب‬
‫انقباضات ریتمیک قلب می شود‪.‬با اینهمه اگر گره سینوسی‬
‫نتواند بطور ریتمیک ایمپالس تولید کند بعضی از قسمتهای‬
‫دیگر قلب شروع به تولید ایمپالس کرده وکنترل ضربان‬
‫قلب را به عهده میگیرند‪.‬‬
‫دوام پتانسیل عمل عضله قلب‬
‫• برخالف سایر عضالت بدن پتانسیل عمل عضله قلبی برای‬
‫یک مدت طوالنی ادامه دارد(سه دهم ثانیه)‪.‬‬
‫• علت این تاخیر عمدتا عبارتست از ورود تعداد زیادی از‬
‫یونهای کلسیم است‪.‬چون یونهای کلسیم نیز دارای بار مثبت‬
‫هستند‪ .‬از رپوالریزاسیون جلوگیری میکند‪.‬‬
‫• بنابر این مدت دوام در عضله دهلیزی پانزده صدم ثانیه‬
‫ودرعضله بطن این مدت سه دهم ثانیه است‪.‬‬
‫هدایت ایمپالس قلبی‬
‫• همانطوریکه اشاره شد سلولهای قلبی هر کدام توانایی تولید‬
‫ایمپالس های قلبی را دارا می باشند‪ ،‬ولی در حالت نرمال‬
‫این ایمپالس ها ازسلولهای گره پیش آهنگ تولید می شوند‬
‫وتوسط یک سیستم هدایتی به نام سیستم پورکنژ از این گره‬
‫ایمپالس به دیواره دهلیزها منتقل می شود وسبب انقباض‬
‫دهلیز شده وقسمتی از آن به گره دهلیزی بطنی می رسد‬
‫گره دهلیزی بطنی مانند یک مرکز ایست وبازرسی ایمپالس‬
‫های منتقل شده به خود را بررسی وکنترل می کند‪.‬‬
‫• ایمپالسهای رسیده به گره سینوسی بطنی مناسب از گره‬
‫دهلیزی بطنی عبور کرده واز طریق بافتهای تخصص یافته‬
‫با عنوان دسته هیس عبور کرده ودر انتها این دسته به دو‬
‫بخش تقسیم می شود وهر کدام از این بخشها به الیافهای‬
‫جداگانه ای تقسیم شده وبه عضالت بطن می چسبند‪.‬‬
‫وایمپالسها را به عضالت بطن می رسانند وسبب انقباض‬
‫بطن می شوند‪ .‬هرگاه این سیستم هدایتی با اشکال مواجه‬
‫شود قلب دچار اختالل عملکرد می شود که از طریق‬
‫الکتروکاردیو گرام قابل تشخیص است‪.‬‬
‫عمل دریچه های قلبی‬
‫• دریچه های قلب در بین دهلیزها وبطن ها واقع شده اند‬
‫دریچه بین دهلیز راست وبطن راست را دریچه تریگوسپید‬
‫ودریچه بین دهلیز چپ وبطن چپ را میترال میگویند این‬
‫دریچه ها توسط رباطهایی به نام کوردا تندینا به دیواره‬
‫های قلب متصل میشوند در زمان انقباض دهلیزها باز می‬
‫شوند وسبب جریان یافتن خون به داخل بطنها می شوند در‬
‫پایان این مرحله ودر هنگام انقباض بطنها این دریچه ها‬
‫بسته شده ومانع ورود خون به دهلیزها میشوند‬
‫• عالوه بر دریچه های میترال وتریگوسپید دو دریچه دیگر‬
‫در قلب وجود دارد این دریچه تحت عنوان دریچه های‬
‫سینی شکل شناخته می شوند ودرست در مدخل ورودی‬
‫شریان ریوی وشریان آئورت قرار دارند ‪.‬کار اصلی این‬
‫دریچه ممانعت از بازگشت خون به داخل بطن‬
‫هاست‪.‬بالفاصله با افزایش فشار به دنبال انقباض بطنها در‬
‫درون بطنها این دریچه ها باز شده واجازه میدهند تا خون‬
‫به درون شریانها وارد شوند‪ .‬با پایان یافتن انقباض دیواره‬
‫بطن دریچه ها بسته باقی می مانند وخون به داخل بطنها‬
‫برگشت نمی کند‪.‬‬
‫صداهای قلب‬
‫• اگر با استفاده از گوشی طبی به ضربانات قلب یک فرد‬
‫نرمال گوش دهیم دو نوع صدا قابل سمع است‪.‬‬
‫• صدای اول به شکل لوب‪ lub‬وصدای دوم داب‪ dub‬شنیده‬
‫می شود در برخی از کتابها این صداها را مشابه کلمه پوم‬
‫وتک نیز آورده اند ‪.‬ولی در فیزیولوژی ما به دنبال منشاء‬
‫بوجود آورنده صدا هستیم ‪،‬صدای اول به علت بسته شدن‬
‫دریچه های تریگوسپید ومیترال ایجاد می شود وصدای دوم‬
‫به علت بسته شدن دریچه های سینی بوجود می آید‪.‬‬
‫• بیماریهای متعددی می توانند این صداهای نرمال را تغییر‬
‫دهند‪ .‬ازجمله بیماریهای دریچه ای قلب ‪.‬‬
‫• بیماریهای دریچه ای سبب بروزصداهای اضافی در قلب‬
‫می شود که در اصطالح طبی به این صداها سوفل گفته می‬
‫شود ‪.‬سوفلها در واقع صداهای اضافیی هستند که به علت‬
‫اختالل در عملکرد دریچه ها بوجود می آیند برای تشخیص‬
‫اختالالت دریچه ای قلب از اکوکاردیوگرافی استفاده می‬
‫شود‪.‬‬
‫اعصاب قلب‬
‫• اگرچه قلب دارای سیستمهای کنترل ذاتی بوده ومیتواند در‬
‫غیاب هرگونه تاثیر عصبی به کارخود ادامه بدهد ولی‬
‫قدرت عمل قلب می تواند توسط ایمپالسهای تنظیمی صادره‬
‫از سیستم عصبی مرکزی به شدت تغییر یابد‪.‬‬
‫• سیستم عصبی از طریق دو شبکه مختلف عصبی قلب را‬
‫تحت تاثیر قرار می دهد‪،‬اعصاب پاراسمپاتیک واعصاب‬
‫سمپاتیک‪.‬‬
‫تحریک پاراسمپاتیک‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫تحریک اعصاب پاراسمپاتیک باعث سه اثر مهم زیر بر‬
‫روی قلب می شود‪:‬‬
‫کاهش تعداد ضربانات قلب‬
‫کاهش نیروی انقباضی عضالت جدار شریانها‬
‫کاهش هدایت ایمپالسها از گره دهلیزی بطنی‬
‫بطور خالصه میتوان گفت که تحریک پاراسمپاتیک همه‬
‫فعالیتهای قلب را کاهش میدهد‪.‬‬
‫تحریک سمپاتیک‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫تحریک اعصاب سمپاتیک اثرات متضادی روی قلب دارد‪.‬‬
‫تحریک این عصب‪:‬‬
‫‪ -1‬ضربان قلب را افزایش می دهد‪.‬‬
‫‪-2‬قدرت انقباضی قلب را افزایش می دهد‬
‫‪-3‬سرعت هدایت ایمپالسهای قلبی را افزایش می دهد‪.‬‬
‫همه حاالت فوق در هنگام ورزش‪،‬بیماری‪،‬گرمای زیاد و‪...‬‬
‫اتفاق می افتد وبه قلب کمک میکند که در مواقع الزم با‬
‫قدرت بیشتری منقبض شود‪.‬‬
‫شریانهای قلب‬
‫• شریانهای کرونری‬
‫• شریانهای کرونری از آئورت بیرون میآیند‪ .‬آئورت ‪،‬‬
‫شریان یا سرخرگ اصلی بدن میباشد که از بطن چپ ‪،‬‬
‫خون را خارج میسازند‪ .‬شریانهای کرونری از ابتدای‬
‫آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که‬
‫خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت میدارند‪ .‬دو شریان‬
‫کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط‬
‫‪ 3‬یا ‪ 4‬میلیمتر قطر دارند‪.‬‬
‫• این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در‬
‫پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و تقریبا یک مسیر‬
‫دایرهای را ایجاد میکنند‪ .‬وقتی چنین الگویی از رگهای خونی‬
‫قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد‪ ،‬آنها فکر کردند که این شبیه‬
‫تاج میباشد به همین دلیل کلمه التین شریانهای کرونری‬
‫( ‪Coronary‬یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این‬
‫کلمه استفاده میشود‪ .‬از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از‬
‫اهمیت زیادی برخوردار هستند‪ ،‬پزشکان تمام شاخهها و‬
‫تغییراتی که میتواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی‬
‫کردهاند‪ .‬شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی‬
‫میباشد که به آنها اصطالحا نزولی قدامی و شریان‬
‫سیرکومفلکس یا چرخشی میگویند و این شریانها نیز به نوبه‬
‫خود به شاخههای دیگری تقسیم میشوند‪.‬‬
‫• این شریانها ‪ ،‬باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن‬
‫چپ میشوند‪ .‬بطن چپ دارای عضالت بیشتری نسبت به‬
‫بطن راست میباشد زیرا وظیفه آن ‪ ،‬تلمبه کردن خون به‬
‫تمام قسمتهای بدن است‪ .‬شریانهای کرونری راست ‪،‬‬
‫معموال کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را‬
‫خونرسانی میکند ‪ .‬وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به‬
‫ریهها میباشد‪ .‬شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه‬
‫تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت‬
‫دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در‬
‫حالت ریلکس و استراحت قرار دارد‪ ،‬خون دراین شریانها‬
‫جریان مییابد‪.‬‬
‫شریانهای بدن‬
‫• وظیفه اصلی شریانهای بدن خونرسانی به تمامی قسمتهای‬
‫بدن می باشد جداره شریانها نیز دارای الیه های متعدد‬
‫است‪.‬به مرور زمان شریانها قابلیت انعطاف خود را از‬
‫دست میدهند که منجر به بروز هیپر تانسیون (پرفشاری‬
‫خون) می شود‪.‬بر حسب محل عبور شریان وارگانهای‬
‫مختلفی که به آنها خونرسانی می کنند نامهای متعددی دارند‬
‫که به برخی از آنها اشاره می کنیم‪.‬‬
‫شریانها‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫آئورت‪-‬کرونرها‬
‫کاروتید‬
‫آگزیالری‬
‫آئورت شکمی‬
‫شریانهای کلیوی‬
‫شریان فمورال‬
‫شریان پوپلیته‬
‫شریان قوزک پا‬
‫شریان دورسالیس پدیس‬
‫شریان براکیال‬
‫شریان رادیال‬
‫شریانهای بدن‬
‫وریدها‬
‫• وریدها خون حاوی دی اکسیدکربن ومواد زائد را از‬
‫ارگانهای مختلف بدن جمع آوری کرده وبه ارگانهای دفع‬
‫کننده سموم مثل کلیه وکبد می رسانند سرانجام وریدها به‬
‫دو ورید بزرگ تبدیل می شون ورید اجوف تحتانی خونهای‬
‫قسمت های مختلف پایین تر از سطح قلب را به دهلیز‬
‫راست می رسانند این وریدها در درون خود دریچه هایی‬
‫دارند که به این دریچه ها دریچه های النه کبوتری می‬
‫گویند‪ .‬وسبب می شوند که خون راحتتر به سمت قلب‬
‫حرکت کند واز وارد شدن فشار بیش از حد به جدار رگ‬
‫جلوگیری کنند‪.‬‬
‫• خون حاوی دی اکسید کربن قسمتهای فوقانی بدن یعنی‬
‫سطوح باالتر از قلب توسط ورید اجوف فوقانی به دهلیز‬
‫راست آورده می شود‪.‬‬
‫• بنابر این خون بدن انسان بدون نشت در یک مسیر بسته در‬
‫گردش خواهد بود‪.‬‬
‫عروق لنفاوی‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫•‬
‫دسته دیگری از عروق بدن که ما آن را تحت عنوان سپید رگ‬
‫می شناسیم در سرتاسر بدن پراکنده هستند وتوسط یک سیستم‬
‫دیگر غیر از قلب وعروق اداره میشوند این سیستم شامل‪:‬‬
‫غده تیموس‬
‫گره های لنفاوی‬
‫طحال‬
‫مغز استخوان‬
‫عروق لنفاوی‬
‫بافتهای لنفاوی‬
‫• عمدهترین سلولهای تشکیل دهنده بافتهای لنفاوی ‪ ،‬لنفوسیتها‬
‫هستند که به همراه آنها سلولهای دیگری نظیر پالسماسلها و‬
‫ماکروفاژها نیز دیده میشوند‪ .‬سلولهای تشکیل دهنده بافتهای‬
‫لنفاوی بر روی داربستی از سلولها و الیاف رتیکولر قرار‬
‫دارند و معموال به دو صورت ندولر و منتشر دیده میشوند‪.‬‬
‫ندولها یا همان گرهک به دو صورت اولیه و ثانویه وجود‬
‫دارد‪ .‬ندولهای اولیه ندولهایی هستند که در آنها تراکم سلولها‬
‫یکنواخت میباشد و عمدتا از لنفوسیتهای کوچک تشکیل‬
‫شدهاند‪ .‬ندولهای ثانویه ندولهایی هستند که دارای یک ناحیه‬
‫متراکم و تیره محیطی و یک ناحیه کم تراکم روشن مرکزی به‬
‫نام مرکز زایا میباشد‪.‬‬
‫تشکیل لنف‬
‫• مایع میان بافتی که وارد عروق لنفاوی میشود لنف را‬
‫میسازد لذا ترکیب لنف اولیهای که در بافت جریان مییابد‬
‫تقریبا با مایع میان بافتی یکسان است‪ .‬غلظت پروتئین در‬
‫مایع میان بافتی اکثر بافتها بطور متوسط حدود ‪g/dl 2‬است‬
‫و غلظت پروتئین لنف جاری در این بافتها نیز نزدیک‬
‫مقدار مزبور است غلظت پروتئین در لنفی که در کبد‬
‫تشکیل میشود تا حد ‪g/dl 6‬میرسد و غلظت پروتئین لنفی‬
‫که در رودهها تشکیل میشود تا ‪g/dl 43‬میرسد‪.‬‬
‫• حدود ‪ 3/2‬کل لنف بدن در حالت طبیعی از کبد و رودهها‬
‫بوجود میآید لذا غلظت پروتئین در لنف مجرای توراسیک‬
‫(کانالی که لنف تمام قسمتهای تحتانی از آن به باال جریان‬
‫مییابد) که مخلوطی از لنف تمام بدن است معموال‬
‫‪g/dl 53‬میباشد‪dl (.‬همان دسی لیتر است) صمنا دستگاه‬
‫لنفی یکی از راههای اصلی جذب مواد غذایی از دستگاه‬
‫گوارشی است‪ ،‬زیرا مسئولیت اصلی جذب چربیها را بر‬
‫عهده دارد‪ .‬باالخره اینکه حتی ذرات بزرگ نظیر باکتریها‬
‫نیز میتوانند از طریق سلولهای اندوتلیال مویرگهای لنفاوی‬
‫به لنف راه یابد‪ .‬هنگامی که لنف از غدد لنفاوی میگذرد‪،‬‬
‫این ذرات برداشته و تخریب میشود‪.‬‬
‫عوامل موثر بر جریان لنف‬
‫تاثیر فشار مایع میان بافتی بر جریان لنف‬
‫• تاثیر فشار مایع میان بافتی بر جریان لنف اگر عملکرد عروق لنفاوی طبیعی باشد‪ ،‬هر‬
‫عاملی که فشار مایع میان بافتی را افزایش دهد‪ ،‬در حالت طبیعی جریان لنف را نیز‬
‫زیاد میکند‪ .‬برخی از این عوامل عبارتند از افزایش فشار مویرگی ‪ ،‬کاهش فشار‬
‫اسمزی کلوئیدی پالسما ‪ ،‬افزایش پروتئین مایع میان بافتی و افزایش نفوذپذیری‬
‫مویرگها‪ .‬کلیه این عوامل باعث میشوند تعادل تبادل مایع در محل غشای مویرگ‬
‫خونی به گونهای تغییر کند که مایع بیشتری وارد فضای میان بافتی شود‪ ،‬و در نتیجه‬
‫بطور همزمان حجم مایع میان بافتی ‪ ،‬فشار مایع میان بافتی و جریان لنف نیز افزایش‬
‫یابد‪.‬‬
‫البته اگر فشار مایع میان بافتی ‪1‬تا ‪ 2‬میلیمتر جیوه از فشار جو بیشتر باشد‪ ،‬دیگر‬
‫باعث افزایش جریان لنف نمیشود‪ ،‬زیرا افزایش فشار بافت عالوه بر افزون بر مایعی‬
‫که وارد مویرگهای لنفاوی میشود‪ ،‬سطح خارجی عروق لنفاوی بزرگتر را نیز‬
‫میفشارد و مانع از جریان لنف میشود‪ .‬این دو عامل در فشارهای باال تقریبا بطور‬
‫کامل همدیگر را خنثی میکنند‪ ،‬به نحوی که جریان لنف به حداکثر میزان خود‬
‫میرسد‪.‬‬
‫پمپ لنفاوی جریان لنف را افزایش میدهد‬
‫• تصاویر متحرک بدست آمده از عروق لنفاوی انسان و‬
‫حیوان نشان میدهد که هر گاه مایع باعث کشیدگی لنفاتیک‬
‫جمع کننده یا عروق لنفی بزرگتر شود‪ ،‬عضله جدار رگ‬
‫بطور خودکار منقبض میشود‪ .‬ضمنا هر یک از قطعات‬
‫رگ که بین دو دریچه متوالی قرار دارد‪ ،‬به عنوان یک‬
‫پمپ خودکار مجزا عمل میکند‪ .‬به عبارت دیگر پر شدن‬
‫هر قطعه باعث انقباض آن میشود و مایع از طریق دریچه‬
‫بعدی وارد قطعه بعدی میشود‪ .‬این روند در سراسر طول‬
‫رگ لنفی ادامه مییابد تا نهایتا مایع لنف تخلیه شود‪.‬‬
‫پمپ ناشی از فشار متناوب خارجی بر لنفاتیک‬
‫• هر گونه عامل خارجی که رگ لنفی را به تناوب بفشارد‪،‬‬
‫میتواند آن را وارد پمپ نماید‪ .‬این عوامل به ترتیب اهمیت‬
‫عبارتند از انقباض عضالت اطراف ‪ ،‬حرکت قسمتهایی از‬
‫بدن ‪ ،‬ضربانات شریانی و فشار اجسام خارج از بدن بر‬
‫بافت ‪.‬‬
‫• پمپ لنفاوی هنگام فعالیت فرد بسیار فعال است و جریان‬
‫لنف را غالبا ‪ 10‬تا ‪ 30‬برابر میکند‪ .‬از طرف دیگر لنف‬
‫در حین استراحت بسیار کند (در حد صفر) است‪.‬‬
‫پمپ مویرگهای لنفاوی‬
‫• عالوه بر عمل پمپی انقباض لنفاوی عضالنی بزرگتر ‪،‬‬
‫ممکن است حداقل بخشی از پمپ لنفاوی ناشی از انقباض‬
‫سلولهای اندوتلیال مویرگهای لنفی باشد‪.‬‬
‫نقش دستگاه لنفاوی در کنترل غلظت پروتئین ‪،‬‬
‫حجم و فشار مایع میان بافتی‬
‫• دستگاه لنفاوی در کنترل موارد زیر نقش محوری دارد‪.‬‬
‫اول غلظت پروتئینهای مایعات بینابینی ‪ ،‬دوم مایع میان‬
‫بافتی و سوم فشار مایع میان بافتی‪ .‬همواره مقدار کمی از‬
‫مویرگهای خونی به فضای میان بافتی نشت میکند‪ .‬مقدار‬
‫پروتئینی که از طریق سر وریدی مویرگهای خونی به‬
‫گردش خون باز میگردد ناچیز یا صفر است‪ .‬لذا این‬
‫پروتئینها معموال در مایع میان بافتی جمع میشوند و فشار‬
‫اسمزی کلوئیدی آن افزایش میدهد‪.‬‬
‫• افزایش فشار اسمزی کلوئیدی مایع میان بافتی باعث‬
‫فیلتراسیون بیشتر مایع به درون فضای میان بافتی میشود‬
‫و لذا حجم و فشار مایع میان بافتی افزایش مییابد‪ .‬افزایش‬
‫فشار مایع میان بافتی تا حدود زیادی جریان لنف را تسریع‬
‫میکند و بدین ترتیب مایع میان بافتی و پروتئینهای اضافی‬
‫که در فضاها جمع شده بود از بافتها دور میشود سبب‬
‫بازگشت پروتئین و مایع از طریق دستگاه لنفاوی تا حدی‬
‫زیاد میشود که میتواند با میزان نشت پروتئین و مایع از‬
‫مویرگهای خونی به تعادل کامل برسد‪.‬‬

similar documents