اقتصاد کلان

Report
‫نام درس و منبع‪:‬‬
‫اصول اقتصاد ‪( ۲‬اقتصاد کالن)‬
‫مؤلف‪ :‬دکتر مهدي تقوي‬
‫انتشارات‪ :‬دانشگاه پيام نور‬
‫تعداد واحد درس ي‪۳ :‬‬
‫بهره گيرندگان‪:‬‬
‫دانشجويان کارشناس ي رشتههاي حسابداري و مديريت‬
‫جايگاه درس‪:‬‬
‫نحوه ارزیابی دانشجویان‬
‫اصلي‬
‫هدف کلي درس‪:‬‬
‫آشنايي با اقتصاد کالن‪:‬‬
‫مفاهيم اصلي‬
‫متغيرهاي کالن اقتصادي‬
‫نظريه هاي مکاتب مختلف‬
‫طرح درس‬
‫فصل اول‪ -‬مقدمه (جلسه ‪)1‬‬
‫فصل دوم‪ -‬حسابهاي درآمد و توليد ملي (جلسه ‪)1‬‬
‫فصل سوم‪ -‬اقتصاد کالن کالسيک (جلسه ‪)1‬‬
‫فصل چهارم‪ -‬نظريه تقاضاي کل کينزي (جلسه ‪)2‬‬
‫فصل پنجم‪ -‬بخش دولت مفهوم ضريب افزايش و سياست مالي (جلسه ‪2‬و‪)3‬‬
‫طرح درس‬
‫فصل ششم‪ -‬پول و نرخ بهره (جلسه ‪)3‬‬
‫فصل هفتم‪ -‬بانکهاي تجاري و بانک مرکزي (جلسه ‪)3‬‬
‫فصل هشتم‪ -‬نظام کامل کينزي‪ :‬عرضه و تقاضاي کل (جلسه ‪)4‬‬
‫فصل نهم‪ -‬بيکاري و تورم (جلسه ‪)4‬‬
‫فصل دهم‪ -‬تورم و بيکاري‪ -‬نظر پيروان کينز (جلسه ‪)4‬‬
‫طرح درس‬
‫فصل يازدهم‪ -‬ضد انقالب پول گرايان و اقتصاد نئوکالسيک (جلسه ‪)5‬‬
‫فصل دوازدهم‪ -‬سياست اقتصادي‪ -‬سياست پولي (جلسه ‪)5‬‬
‫فصل سيزدهم‪ -‬سياست مالي (جلسه ‪)6‬‬
‫فصل چهاردهم‪ -‬رشد اقتصادي (جلسه ‪)6‬‬
‫فصل پانزدهم‪ -‬اقتصاد کشورهاي توسعه نيافته (جلسه ‪)6‬‬
‫فصل اول‬
‫مقدمه‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با مفاهيم اوليه اقتصاد کالن‬
‫ف‪1‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف متغيرها‬
‫‪ ‬بيان چگونگي روابط بين متغيرها‬
‫‪ ‬تعريف الگوهاي اقتصاد کالن‬
‫‪ ‬بيان مختصري از تحول تاريخي اقتصاد کالن‬
‫ف‪1‬‬
‫اقتصاد چگونگي تخصيص منابع كمياب بين خواستهها و نيازهاي‬
‫نامحدود را در جامعه مطالعه ميكند‪.‬‬
‫چشم پوش ي از برخي خواستهها ‪ ‬انتخاب ‪ ‬منابع < خواستهها‬
‫ف‪1‬‬
‫اقتصاد بررس ي و مطالعه فرايند انتخاب است‪.‬‬
‫اقتصاد خرد بررس ي انتخابهاي افراد و بنگاهها يعني واحدهاي اقتصادي‬
‫مصرفكننده و توليد کننده است‪.‬‬
‫اقتصاد کالن فرايند انتخاب را در سطح يک کشور بررس ي ميکند‪ .‬مسايل مورد‬
‫بحث در اقتصاد كالن‪ :‬كل توليد يا بازده اقتصادي‪ ،‬كل اشتغال‪ ،‬تورم‪ ،‬بيكاري و‬
‫نرخهاي بهره در يك اقتصاد‪.‬‬
‫به طور كلي اقتصاد كالن بررس ي نظريهها يا انگارههايي است كه براي توضيح‬
‫عملكرد اقتصادي يك كشور ارائه شدهاند‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫ثابت‪ :‬داراي بعد زماني نيستند يعني مقدار آنها در يك‬
‫نقطه از زمان اندازهگيري ميشود‪.‬‬
‫مثال‪ :‬ثروت‪ ،‬موجودي سرمايه‬
‫متغيرها در اقتصاد كالن‬
‫جاري‪ :‬داراي بعد زمان هستند و مقدار آنها براي يك‬
‫فاصله از زمان اندازهگيري ميشود‪.‬‬
‫مثال‪ :‬درامد‪ ،‬سرمايهگذاري‬
‫ف‪1‬‬
‫روابط بين متغيرهاي كالن‬
‫عموما متغيرهاي اقتصاد كالن با يكديگر ارتباط دارند‪:‬‬
‫مثال‪ :‬پسانداز )‪ (s‬در اقتصاد ميتواند وابسته به ميزان درآمد كل‬
‫افراد )‪ (y‬باشد‪.‬‬
‫‪ y‬‬
‫ف‪1‬‬
‫‪s f‬‬
‫الگوهاي اقتصاد كالن‪:‬‬
‫يك الگوي اقتصادي شامل گروهي از روابط اقتصادي است كه رابطه‬
‫بين متغيرهاي كالن اقتصادي را نشان ميدهند‪.‬‬
‫كاربرد‪ :‬تعيين متغيرهاي كالن مانند‪ ،‬درآمد ملي‪ ،‬بيكاري‪ ،‬سطح عمومي‬
‫قيمتها و ‪….‬‬
‫جزا‪ :‬روابط بين متغيرهاي كالن‬
‫ف‪1‬‬
‫تحول تاريخي اقتصاد كالن‪:‬‬
‫اقتصاددانان پيرو مكتب كالسيك (‪ )1775-1850‬و موضوعات آنان‪:‬‬
‫سرمايهگذاري و توليد كل ‪ ‬رشد اقتصادي‬
‫وجود حقوق مالكيت فردي و مزدهاي رقابتي و امكان به وجود آمدن‬
‫بيكاري‬
‫سرمايهگذاري ‪ ‬بهرهوري نيروي كار ‪ ‬بازده نزو لي خنثي‬
‫نبود سرمايهگذاري و ‪ ‬جمعيت ‪  ‬بازده نهايي توليد‬
‫ف‪1‬‬
‫كارل ماركس (‪:)1818-1883‬‬
‫ از استدالل کالن اقتصادي براي پيشبيني سقوط نهايي سرمايهداري‬‫استفاده کرده است‪.‬‬
‫ پيشبيني كرد كه سرمايهداري با سوسياليزم يا مالكيت عمومي ابزار توليد‬‫جايگزين خواهد شد‪.‬‬
‫ سرمايهداري به خاطر تضادهاي ذاتياش دوام نخواهد داشت‪ .‬يكي از اين‬‫تضادها عدم هماهنگي بين مخارج سرمايهگذاري و پسانداز ميباشد‪.‬‬
‫ مفاهيم اقتصاد كالن را در يك فرضيه انقالبي به كار گرفت‪.‬‬‫ف‪1‬‬
‫جان هابسون (‪:)1884‬‬
‫ از استدالل كالن اقتصادي براي يافتن دليل وجود نابرابري اقتصادي‬‫در اروپا و ايجاد مستعمرهها در آفريقا و آسيا به وسيله اروپائيان‬
‫استفاده كرد‪.‬‬
‫ در اروپا ثروت در دست تعداد محدودي از افراد متمركز شده است‪.‬‬‫‪ ‬مخارج مصرفي و ‪ ‬تقاضا براي محصوالت توليد شده ‪‬‬
‫توليدكنندگان در جستجوي بازار براي محصوالت خود در خارج‬
‫ميباشند‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫موضوعات نظريههاي كالن اقتصادي قديمي‪:‬‬
‫ادوار تجاري (دورههاي رونق و ركود)‬
‫موضوعات نظريههاي كالن اقتصادي در جهان امروز‪:‬‬
‫اشتغال كامل‬
‫راهنمايي سياستهاي دولت‬
‫ثبات قيمتها‬
‫که حاصل‬
‫انتشار كتابي با عنوان نظريه عمومي اشتغال‪ ،‬بهره و پول توسط جان مينارد‬
‫كينز به عنوان واكنش ي نسبت به بحران بزرگ دهه ‪ 1930‬است‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫جان مينارد كينز (اقتصاددانان بزرگ انگليس ي)‪:‬‬
‫ مشكالت بيكاري عمومي و ركود اقتصادي را تنها نميتوان با بكارگيري‬‫نظريه اقتصادي متداول كه عمدتا تکيه بر اقتصاد خرد دارد‪ ،‬درك كرد‪.‬‬
‫ سطح باالي بيكاري نيروي كار را تنها نميتوان با تعديل خودكار مزدها و‬‫قيمتها از طريق نيروهاي بازار عرضه و تقاضا از ميان برداشت‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫ تصميمها در مورد خرج كردن يا پسانداز )‪ (S‬از درآمد خانوار و تصميمها‬‫در مورد خرج كردن يا خرج نكردن براي طرحهاي سرمايهگذاري )‪ (I‬به وسيله‬
‫گروههاي مختلفي از مردم با اهداف و نيازهاي متفاوت اتخاذ ميشود‪ .‬‬
‫ممکن است ‪  S>I‬سطح پائين تقاضاي کل )‪   (AD‬توليد و بيكاري‬
‫شده ‪ ‬دولت بايد مخارج خود را ‪( ‬يا مالياتها ‪  )‬سطح مخارج كل و‬
‫اشتغال كامل حفظ شود‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫ سرمايهگذاري براي جبران نشت پسانداز از‬‫جريان درآمد ضروري است‪.‬‬
‫ دولت تنظيمكننده كل جريان مخارج به گونهاي كه نه‬‫بيكاري و نه تورم به وجود آيد ميباشد‪.‬‬
‫ بخش عظيمي از نظريههاي اقتصاد کالن جديد در واکنش‬‫به پيشنهادهاي کينز توسعه يافتهاند‪.‬‬
‫ف‪1‬‬
‫فصل دوم‬
‫حسابهاي درآمد و توليد ملي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫ارزيابي عملكرد يك اقتصاد به كمك آمارهاي كالن اقتصادي‬
‫ف‪2‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف توليد ناخالص ملي و اجزاي آن‬
‫‪ ‬تعريف درآمد ملي و اجزاي آن‬
‫‪ ‬بيان رابطه در آمد ملي با توليد ناخالص ملي‬
‫ف‪2‬‬
‫توليد ناخالص ملي )‪: (Gross National Product‬‬
‫ارزش بازاري كليه كاالها و خدمات نهايي است كه در يك اقتصاد در يك‬
‫دوره زماني معين توليد ميشود‪.‬‬
‫‪n‬‬
‫‪pi qi‬‬
‫‪‬‬
‫‪GNP ‬‬
‫‪i 1‬‬
‫‪ = qi‬مقدار كاالها و خدمات نهايي‬
‫‪ = pi‬قيمت جاري كاالها و خدمات نهايي‬
‫ف‪2‬‬
‫نكات و مشكالت‪GNP‬‬
‫‪ -1‬شامل كاالها و خدماتي است كه به مصرفكننده نهايي‬
‫فروخته ميشود‪.‬‬
‫اقتصاد‬
‫زيرزميني‬
‫‪ -2‬عبور از‬
‫بازار‬
‫‪ -1‬فعاليتهاي غير قانوني‬
‫‪ -2‬فعاليتهاي قانوني ‪ ‬فرار ماليات ‪ ‬توليد‬
‫ميشود‪ ،‬از بازار عبور ميکند‬
‫خود مصرفي‪ :‬توليد ميشود‪ ،‬از بازار عبور نميكند‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫در ‪GNP‬‬
‫لحاظ‬
‫نميشود‬
‫‪ -3‬معيار مناسبي براي اندازهگيري رفاه جامعه نيست‪( .‬توزيع درآمد و‬
‫زيانهاي ناش ي از آلودگي محيط زيست را نشان نميدهد‪).‬‬
‫‪ GNP -4‬جاري (اسمي يا پولي) تحت تاثير تغيير قيمتها و مقدار كاالها‬
‫و خدمات است‪.‬‬
‫‪ -5‬براي ارزيابي دقيقتر بايد اثر تغيير قيمتها اصالح شود و ‪GNP‬‬
‫حقيقي (واقعي يا به قيمت ثابت) محاسبه شود‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫اجزاي تشكيلدهنده ‪GNP‬‬
‫‪ -1‬مصرف (خانوارها‪ ،‬كاالهاي بادوام و بيدوام)‬
‫‪ -2‬سرمايهگذاري ناخالص = سرمايهگذاري ثابت (ماشينآالت و تجهيزات) ‪ +‬تغيير‬
‫در موجودي انبار ‪ +‬ساختمان واحدهاي مسكوني‪.‬‬
‫‪ -3‬مخارج دولت (خريد كاالها و خدمات(‬
‫ف‪2‬‬
‫‪ -4‬خالص صادرات = صادرات ‪ -‬واردات‪.‬‬
‫واردات‪ ،‬تقاضاي داخلي براي توليدات خارجي است‪.‬‬
‫صادرات‪ ،‬تقاضاي خارجي براي توليدات داخلي است‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫درآمد ملي‬
‫مجموعه پرداختها به عوامل توليد است ‪.‬‬
‫درآمد ملي = توليد ناخالص ملي ‪ -‬استهالك‬
‫درآمد ملي = سود بنگاهها ‪ +‬مزد و حقوق افراد ‪ +‬خالص بهره (افراد‬
‫و بنگاهها)‪ +‬درآمد اموال‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫درآمد فردي‪:‬‬
‫درآمد ملي‬
‫كسر ميشود‪ :‬پرداختي بابت تامين اجتماعي‪ ،‬سود توزيع‬
‫نشده‪ ،‬ماليات بر سود شركتها‬
‫اضافه ميشود‪ :‬پرداختهاي انتقالي‪ ،‬بهره پرداختي دولت به افراد‪.‬‬
‫درآمد فردي‬
‫ف‪2‬‬
‫درآمد قابل تصرف فردي‬
‫ از تفاضل درآمد فردي و خالص مالياتهاي‬‫مستقيم به دست ميآيد‪.‬‬
‫ شامل مخارج مصرفي و پسانداز افراد و بهره‬‫پرداختي به بنگاهها است‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫‪GDP = GNP - Fy‬‬
‫‪ =Fy‬خالص درآمد عوامل توليد از خارج‬
‫مثال خالص درآمد عوامل توليد از خارج‪:‬‬
‫‪ +‬درآمد كارگران ايراني كه در كشورهاي خارج به كار اشتغال دارند ‪.‬‬
‫‪ -‬درآمد مهندسين ژاپني كه در ايران به كار اشتغال دارند‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫توليد يا درآمد ملي‬
‫جمعيت‬
‫ف‪2‬‬
‫= توليد يا درآمد سرانه‬
‫‪ GNP‬حقيقي‪:‬‬
‫براي به دست آوردن ‪ GNP‬حقيقي بايد از شاخص قيمت استفاده كرد‪.‬‬
‫شاخص قيمت تغييرات قيمتها را اندازه ميگيرد‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫شاخص قيمت‬
‫وسيلهايست که براي سنجش تغييرات قيمت مورد استفاده قرار ميگيرد‪.‬‬
‫شاخص قيمت تغييرات قيمت در سالهاي مختلف را نسبت به سالي که به‬
‫عنوان سال پايه در نظر گرفته شده است به درصد نشان ميدهد‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫شاخص قيمت داراي دو ويژگي است‪:‬‬
‫الف‪ -‬به عنوان نمايندهاي از چندين کميت همگن و همجنس است‪.‬‬
‫ب‪ -‬معموال اين کميت بر حسب مقدار آن در يکسال پايه سنجيده‬
‫ميشود‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫هر جزء ‪ GNP‬اسمي بايد با شاخص مناسب آن به‬
‫حقيقي تبديل شود‪.‬‬
‫از مجموع اجزاء حقيقي ‪ ،GNP‬توليد ناخالص ملي‬
‫حقيقي به دست ميآيد‪.‬‬
‫ف‪2‬‬
‫‪ GNP‬اسمي‬
‫‪ GNP‬حقيقي‬
‫‪ GNP‬اسمي‬
‫تورمزدايي‪GNP‬‬
‫ف‪2‬‬
‫=‬
‫=‬
‫تورمزدايي ضمني‪GNP‬‬
‫‪ GNP‬حقيقي‬
‫روشهاي محاسبه توليد ملي‬
‫‪ -1‬روش مخارج ‪ ‬مجموع مخارج‬
‫)‪GNP = C + I + G + (X-M‬‬
‫‪ -2‬روش درآمد ‪ ‬مجموع پرداختي به عوامل توليد انساني و غيرانساني‬
‫‪ -3‬روش توليد ‪ ‬مجموع ارزش افزوده بخشهاي مختلف اقتصاد‬
‫ارزش افزوده‪:‬‬
‫عبارت است از اضافه ارزش ايجاد شده در هر مرحله توليدي و يا ارزش‬
‫محصول هر مرحله منهاي ارزش كاالهاي واسطه‬
‫ف‪2‬‬
‫مزد و حقوق‬
‫درآمد ملي‬
‫ارزش افزوده‬
‫بخش خانوار‬
‫بخش توليد‬
‫تقاضاي‬
‫نهايي‬
‫مصرف خصوص ي‬
‫سه روش محاسبه توليد ملي‬
‫ف‪2‬‬
‫فصل سوم‬
‫اقتصاد كالن كالسيك‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫شناخت نظريههاي مکتب کالسيک‬
‫ف‪3‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬بيان مفاهيم عرضه و تقاضاي کل از ديد کالسيک ها و ترسيم‬
‫منحني هاي مربوط‬
‫‪ ‬شرح مفهوم تعادل و چگونگي ايجاد آن‬
‫‪ ‬تعيين نقش بازار کاردر عرضه کل‬
‫‪ ‬بيان مفهوم قيمت وپول‬
‫ف‪3‬‬
‫تعادل اقتصاد كالن‬
‫برراي كرل اقتصراد يرك برازار واحرد در نظرر گرفتره ميشرود‪ .‬سرتونهاي اصرلي ايرن‬
‫بازار متشكل از عرضه كل و تقاضاي كل است‪.‬‬
‫طررف عرضره ‪ ‬بنگراههراي اقتصرادي تصرميم دربراره توليرد را اتخراذ ميكننرد‬
‫‪ ‬چره مقردار نيرروي كرار بره كرار گرفتره شرود ‪ ‬برازار كرار در طررف عرضره قررار‬
‫ميگيرد‪.‬‬
‫طررف تقاضرا ‪ ‬مصررفكنندگان‪ ،‬بنگراههرا و دولرت دربراره مقرداري از كاالهرا و‬
‫خدمات كه ميخواهند خريداري كنند تصميم ميگيرند‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪ P‬قيمت‬
‫‪S‬‬
‫‪e‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪D‬‬
‫‪ Q‬مقدار‬
‫‪Q0‬‬
‫تعيين قيمت و مقدار در بازار‬
‫ف‪3‬‬
‫منحني عرضه كل‪:‬‬
‫مقدار توليد كل اقتصاد را در هر سطح قيمت نشان ميدهد‪.‬‬
‫منحني تقاضاي كل‪:‬‬
‫تقاضا براي كل توليد را در هر سطح قيمت اندازه ميگيرد‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫در چارچوب اقتصاد كالن‪ ،‬عرضه كل و تقاضاي كل براساس ديدگاه‬
‫مكاتب اقتصادي گوناگون تحليل ميشوند ‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫الگوي كالسيك‪:‬‬
‫ويژگيهاي اصلي نظريه كالسيك‪:‬‬
‫‪ -1‬عرضه كل تعيين كننده سطح توليد كل و اشتغال است‪.‬‬
‫‪ -2‬عرضه پول تعيينكننده تقاضاي كل و سطح عمومي قيمتها است‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫نظريه عرضه كالسيك‪:‬‬
‫• موجودي سرمايه و سطح تكنولوژي ثابت است ‪.‬‬
‫• مهمترين نهاده نيروي كار است كه از طرف خانوارها عرضه ميشود و‬
‫تغيير ميكند و موجب تغيير سطح توليد ميشود‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫بازار كار كالسيك‪:‬‬
‫• عرضه كار تابع مستقيم مزد حقيقي است‪.‬‬
‫• تقاضاي كار تابع معكوس مزد حقيقي است‪.‬‬
‫مزد حقيقي‬
‫‪SL‬‬
‫‪e‬‬
‫‪w0‬‬
‫‪‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪a‬‬
‫‪b‬‬
‫‪0‬‬
‫‪w‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪DL‬‬
‫اشتغال‬
‫‪NO‬‬
‫‪ ،e‬تعادل بازار كار‪ ،ab .‬مازاد تقاضا‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪w1‬‬
‫‪P1‬‬
‫نكات‪:‬‬
‫• انعطافپذيري كامل مزدها و قيمتها‬
‫• آگاهي كارگران از تغييرات سطح عمومي قيمتها‬
‫• سطح تعادلي اشتغال نشانگر وضعيت اشتغال كامل است‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫اثر تغيير سطح عمومي قيمتها در بازار كار و توليد كل‪:‬‬
‫‪ N 0  y0‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪w0‬‬
‫‪p0‬‬
‫‪‬‬
‫‪w1‬‬
‫‪p1‬‬
‫‪  D L  , S L   E X .D  w  ‬‬
‫‪w0‬‬
‫‪p1‬‬
‫‪p1  p 0 ‬‬
‫منحني عرضه كالسيك‪:‬‬
‫عرضه‪ ،‬تعيينكننده اشتغال و توليد تعادلي است‪.‬‬
‫عوامل موثر بر عرضه‪:‬‬
‫پيشرفت فني‪ ،‬تشكيل سرمايه و رشد جمعيت‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪P‬‬
‫‪ys‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫توليد کل‬
‫‪y‬‬
‫منحني عرضه کالسيک‬
‫ف‪3‬‬
‫نظريه تقاضاي كل كالسيك‪:‬‬
‫نام ديگر‪ :‬نظريه مقداري پول‬
‫پشتوانه‪ :‬معادله مبادله‬
‫‪M .V  p . y‬‬
‫{‬
‫‪GNP‬‬
‫‪ M‬مقدار پول در اقتصاد (اسكناس و مسكوك ‪ +‬سپرده ديداري)‬
‫‪ ،V‬سرعت گردش پول است‪( y, V .‬توليد حقيقي) ثابت است‪.‬‬
‫افزايش ‪ P, M‬متناسب است‪.‬‬
‫انگيزه معادالتي ‪ ‬مردم براي انجام معامالت پول نگه ميدارند ‪ ‬تقاضاي‬
‫معامالتي پول‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫سرعت گردش پول‪ ،‬تعداد دفعاتي است که از پول به عنوان وسيله‬
‫مبادله در فاصله زماني معين استفاده ميشود‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫علت ثابت بودن ‪ v‬در نظريه كالسيك‪:‬‬
‫ عادات پرداخت (متوسط طول فاصله پرداخت مزد به كارگران)‬‫‪ -‬تكنولوژي در اقتصاد (كارتهاي اعتباري و بانكي)‬
‫‪ -‬عوامل نهادي‬
‫ف‪3‬‬
‫منحني تقاضاي كل كالسيك‪:‬‬
‫نظريه مقداري پول ‪ ‬سطح تقاضاي كل )‪ (AD‬را تعيين ميكند‪.‬‬
‫‪s‬‬
‫‪ ‬‬
‫‪ A D    p ‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪y‬‬
‫‪v‬‬
‫‪s‬‬
‫‪M‬‬
‫‪P‬‬
‫‪ys‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫)‪Yd(M1‬‬
‫)‪Yd(M0‬‬
‫توليد )‪(y‬‬
‫‪y‬‬
‫منحني تقاضاي كل و جابهجايي آن‬
‫ف‪3‬‬
‫سياستهاي تثبيتكننده‪:‬‬
‫‪ -‬طرح و اجراي آنها از وظايف دولت است ‪.‬‬
‫ دو گروه هستند‪:‬‬‫‪ -‬سياستهاي پولي (كوشش دولت براي كنترل عرضه پول)‬
‫ سياستهاي مالي (استفاده از مخارج و درآمدهاي دولت براي اثرگذاري‬‫بر سطح فعاليتهاي اقتصادي)‬
‫ف‪3‬‬
‫سياستها در الگوي كالسيك‪:‬‬
‫‪ -‬عدم مداخله دولت‪ /‬اقتصاد بازار آزاد‬
‫ تطبيق اقتصاد به طور خودكار با وضعيت اشتغال كامل (بازار كار) ‪‬‬‫عدم وجود بيكاري غير ارادي ‪ ‬عدم نياز به طرح و اجراي سياستهاي‬
‫تثبيت کننده‬
‫ سياست پولي (تثبيت سطح عمومي قيمتها)‬‫ سياست مالي (بياثر)‬‫ف‪3‬‬
‫اثرات سياست مالي بر عرضه‪:‬‬
‫از نظر اقتصاددانان جديد كه عقايدشان مبتني بر نظريات كالسيك‬
‫است تغيير نرخهاي ماليات بر عرضه كل موثر است‪.‬‬
‫‪ ‬عرضه كل ‪ ‬نرخ ماليات‬
‫علت عدم توجه كالسيكها به اين موضوع‪:‬‬
‫ پايين بودن نرخهاي ماليات‬‫ پرداخت ماليات توسط درصد كمي از مردم‬‫ف‪3‬‬
‫اثر سياست مالي بر تقاضا‪:‬‬
‫نظريه كالسيكها با عنايت به سه روش تامين مالي افزايش مخارج‬
‫دولت )‪:(G‬‬
‫‪  -1‬ماليات ‪ ‬مخارج كل ‪ AD ‬به دليل ‪  G‬خنثي ميشود‪.‬‬
‫‪ -2‬چاپ اسكناس ‪ ADPADM5‬ناش ي از‬
‫افزايش حجم پول يا سياست پولي است لذا به خودي خود بر ‪AD‬‬
‫اثر نميگذارد‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫‪ -3‬فروش اوراق قرضه به مردم ‪ ‬رقابت دولت با وامگيرندگان خصوص ي‬
‫براي به دست آوردن منابع در دسترس ‪ ‬نرخ بهره ‪ ‬سرمايهگذاري‬
‫‪ ‬مخارج كل يا ‪ AD  AD‬به دليل ‪ G‬خنثي ميشود‪.‬‬
‫نظر كالسيكها‪:‬‬
‫سياست مالي‪ ،‬سياست تثبيت كننده مفيد نميباشد‪.‬‬
‫ف‪3‬‬
‫فصل چهارم‬
‫نظريه تقاضاي كل كنيزي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫شنا سايي تقاضاي كل و اجزاي آن‬
‫ف‪4‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬بيان تقاضاي کل کينزي و اجزاي آن‬
‫‪ ‬توضيح تابع مصرف و پس انداز کينز‬
‫‪ ‬بيان چگونگي ايجاد تعادل و تعيين توليد تعادلي در الگوي کينز‬
‫‪ ‬تعريف سرمايه گذاري و عوامل موثر بر آن‬
‫ف‪4‬‬
‫الگوي ساده كنيزي‬
‫‪ -‬بر نقش تقاضاي كل تاكيد دارد‪.‬‬
‫نقش تقاضاي كل در تعيين ميزان توليد را توضيح ميدهد‪.‬‬‫‪ -‬برداشت از تعيين ميزان توليد‪ ،‬برداشت درآمد‪-‬مخارج است ‪.‬‬
‫ف‪4‬‬
‫توليد کل‬
‫مخارج کل‬
‫درآمد کل‬
‫ارتباط درآمد و مخارج در الگوي کينزي‬
‫ف‪4‬‬
‫الگوي دو بخش ي‪:‬‬
‫‪ -‬اجزاي تقاضاي كل )‪:(AD‬‬
‫ مصرف ‪ ،C‬تقاضاي بخش خانوار‬‫ سرمايهگذاري ‪ ،I‬تقاضاي بنگاههاي اقتصادي‬‫‪AD = C + I‬‬
‫ف‪4‬‬
‫مصرف و پسانداز‪:‬‬
‫به نظر كينز هر دو تابع مستقيم درآمد ميباشند‪.‬‬
‫‪y=C+S‬‬
‫فرض‪T = 0 :‬‬
‫‪C = a + by‬‬
‫‪S = y – C = -a + (1 - b)y‬‬
‫ف‪4‬‬
‫مثال‪:‬‬
‫درآمد‬
‫‪C = +50 + 0/75y‬‬
‫گرايش نهايي به مصرف‬
‫درآمد‬
‫گرايش نهايي به پسانداز‬
‫ف‪4‬‬
‫مصرف‬
‫مصرف مستقل‬
‫‪S= -50 + 0/25y‬‬
‫پسانداز‬
‫پسانداز مستقل‬
‫‪C‬‬
‫شيب = ‪0/75 = b‬‬
‫شيب = )‪0/25 = (1-b‬‬
‫‪50‬‬
‫‪S‬‬
‫‪y‬‬
‫‪-50‬‬
‫مصرف و پسانداز‬
‫ف‪4‬‬
‫ ميل نهايي به مصرف‬ b  0 / 75 
C
y
‫ ميل نهايي به پسانداز‬ 1  b   0 / 25 
 M PC
s
y
 M PS
M PC  M PS  1
4‫ف‬
‫ساير عوامل موثر بر مصرف و پسانداز‪:‬‬
‫ ثروت‪  ،‬ثروت ‪C ‬‬‫‪ -‬انتظارات تورمي‬
‫‪ C ‬حال‬
‫انتظار ‪P ‬‬
‫ف‪4‬‬
‫‪ ‬اثر كل بر ‪ C‬نامشخص‬
‫‪ ‬ارزش داراييها‪C ‬‬
‫سرمايهگذاري‪:‬‬
‫ در مقايسه با مصرف جز كوچكتري از ‪ GNP‬است‪.‬‬‫‪ -‬نقش مهمي در نظريه كينزي دارد‪.‬‬
‫ سرمايهگذاري شامل مخارج بنگاهها بر روي ماشينآالت و تجهيزات‬‫)سرمايهگذاري ثابت)‪ ،‬تغيير در موجودي بنگاهها (سرمايهگذاري در‬
‫موجوديها) و مخارج خانوارها بر روي ساختمانهاي مسكوني است‪.‬‬
‫ف‪4‬‬
‫ در الگوهاي كينزي به عنوان مخارج مستقل در نظر گرفته ميشود‪.‬‬‫ متغيرترين و بيثباتترين جزء مخارج مستقل است‪.‬‬‫ تصميمگيري درباره آن تحت تاثير انتظارات بنگاهها از سوددهي آتي و نرخ‬‫بهره است‪.‬‬
‫ف‪4‬‬
‫تقاضاي كل )‪ = (AD‬عرضه كل )‪(y‬‬
‫شرط تعادل‬
‫جريان هرز = جريان تزريق‬
‫تغيير در موجودي انبار به طور ناخواسته = صفر‬
‫در شرايط تعادلي هر سه شرط فوق همزمان برقرار است‪.‬‬
‫ف‪4‬‬
‫بازار مالي‬
‫‪S‬‬
‫‪I‬‬
‫‪C‬‬
‫خانوارها‬
‫بنگاهها‬
‫‪y‬‬
‫جريان چرخش ي درآمد و توليد‬
‫ف‪4‬‬
:‫توليد تعادلي‬
y  AD C  I
y  a  by  I 0
y  by  a  I 0
ye 
1
1b
a  I 0 
4‫ف‬
‫مثال‪:‬‬
‫‪C = 50 + 0/75y‬‬
‫‪I = 100‬‬
‫ف‪4‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫مصرف ‪c‬‬
‫‪200‬‬
‫‪200‬‬
‫‪0‬‬
‫‪300‬‬
‫‪275‬‬
‫‪25‬‬
‫‪100‬‬
‫‪400‬‬
‫‪350‬‬
‫‪50‬‬
‫‪100‬‬
‫‪450‬‬
‫‪500‬‬
‫‪425‬‬
‫‪75‬‬
‫‪100‬‬
‫‪525‬‬
‫‪-25‬‬
‫‪600‬‬
‫‪500‬‬
‫‪100‬‬
‫‪100‬‬
‫‪600‬‬
‫‪0‬‬
‫‪700‬‬
‫‪575‬‬
‫‪125‬‬
‫‪100‬‬
‫‪675‬‬
‫‪25‬‬
‫‪800‬‬
‫‪650‬‬
‫‪150‬‬
‫‪100‬‬
‫‪750‬‬
‫‪50‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪200‬‬
‫‪100‬‬
‫‪900‬‬
‫‪100‬‬
‫ف‪4‬‬
‫‪3‬‬
‫پسانداز‬
‫سرمايهگذاري‬
‫‪5‬‬
‫تقاضاي کل‬
‫‪S=y-C‬‬
‫‪I‬‬
‫‪AD=C + I‬‬
‫‪6‬‬
‫موجودي ناخواسته کمبود‬
‫(‪ )-‬يا مازاد )‪(y-AD)(+‬‬
‫‪4‬‬
‫‪100‬‬
‫‪200‬‬
‫‪-100‬‬
‫‪375‬‬
‫‪-75‬‬
‫‪-50‬‬
‫توليد تعادلي‪:‬‬
‫شرط‪:‬‬
‫جريان هرز = جريان تزريق‬
‫‪I s‬‬
‫‪I 0   a  1  b  y‬‬
‫‪a  I 0 ‬‬
‫ف‪4‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1b‬‬
‫‪ye ‬‬
‫‪1000‬‬
‫انباشت موجودي ناخواسته = )‪(y-AD‬‬
‫‪AD = C + I‬‬
‫= )‪(AD-y‬‬
‫کمبود موجودي ناخواسته‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪450‬‬
‫‪700 800 900 1000‬‬
‫‪100 200 300 400 500 600‬‬
‫‪700 800 900 1000‬‬
‫ف‪4‬‬
‫‪100 200 300 400 500 600‬‬
‫توليد تعادلي‪ :‬نمايش گرافيک‬
‫‪200‬‬
‫‪100‬‬
‫‪0‬‬
‫پس انداز )‪ (s‬و سرمايهگذاري )‪(T‬‬
‫‪s = -50 + 0/25y‬‬
‫‪I = 100‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪200‬‬
‫‪100‬‬
‫‪50‬‬
‫تقاضاي کل مصرف )‪ (C‬بعالوه سرمايهگذاري ‪( t‬به ميليارد واحد پولي)‬
‫‪C = 50 + 0/75y‬‬
‫‪900‬‬
‫‪800‬‬
‫‪700‬‬
‫‪600‬‬
‫‪500‬‬
‫‪400‬‬
‫‪300‬‬
‫هيچ تضميني وجود ندارد كه توليد تعادلي در نظام كينزي توليد در سطح‬
‫اشتغال كامل باشد بلكه وجود آن يك حالت خاص تلقي ميشود‪.‬‬
‫ف‪4‬‬
‫فصل پنجم‬
‫بخش دولت‪ ،‬مفهوم ضريب افزايش و‬
‫سياست مالي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫شناسايي نقش دولت در اقتصاد‬
‫ف‪5‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف سياست مالي و پرداختهاي انتقالي‬
‫‪ ‬تشريح الگوي کينزي با فرض وجود دولت‬
‫‪ ‬بيان مفهوم ضريب افزايش سرمايه گذاري‪ ،‬ماليات و بودجه متعادل‬
‫‪ ‬بيان رابطه هزينه ها ي دولت و توليد تعادلي‬
‫‪ ‬تشريح سياست مالي در جهت تثبيت اقتصاد و رفع مشکالت آن‬
‫ف‪5‬‬
‫از نظر كينز‪:‬‬
‫ دولت نقش مهمي در تثبيت اقتصادي‬‫دارد و بايد اين وظيفه را انجام دهد‪.‬‬
‫ اقتصاد سرمايهداري آزاد ميتواند مشكالت‬‫اقتصاد خرد را در يك نظام بازار آزاد حل‬
‫كند‪.‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪ ‬ضرورت دخالت دولت‬
‫براي تثبيت اقتصادي‬
‫الگويي با بخش دولت‪:‬‬
‫ دولت تقاضاي كل را از طريق سياست مالي‪ ،‬يعني تصميم دولت در مورد‬‫خرج كردن و ماليات گرفتن تحت تاثير قرار ميدهد‪.‬‬
‫ ابزار سياست مالي‪ :‬مخارج دولت‪ ،‬ناش ي از خريد كاال و خدمات (مثال خريد‬‫تسليحات و ايجاد ساختمانهاي جديد دولتي) به وسيله دولت است‪ .‬مخارج‬
‫دولت مخارج مستقل است زيرا مقدار آن را سياستگذاران دولتي تعيين‬
‫ميكنند و به وسيله قواي مجريه و مقننه كنترل ميشود‪.‬‬
‫ف‪5‬‬
‫ تغيير در مخارج دولت نيز مانند تغيير در سرمايهگذاري‪ ،‬باعث تغيير در‬‫توليد كل )‪ (GNP‬ميگردد‪ .‬بنابراين تغيير در مخارج دولت ابزار‬
‫بالقوهاي براي سياست مالي تثبيت اقتصادي است و اگر ناآگاهانه انجام‬
‫شود‪ ،‬عدم ثبات ايجاد ميكند‪.‬‬
‫ ماليات )‪ (T‬تنها از بخش خانوارها گرفته ميشود و سياستگذاران‬‫مالياتهاي دريافتي و نرخ آن را تعيين ميكنند‪.‬‬
‫‪C‬‬
‫‪S‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪T  y d‬‬
‫الگوي سه بخش ي‬
‫اجزاي تقاضاي كل )‪:(AD‬‬
‫• خانوارها ‪ ‬مصرف ‪C‬‬
‫• بنگاهها ‪ ‬سرمايهگذاري ‪I‬‬
‫• دولت ‪ ‬مخارج دولت ‪G‬‬
‫ف‪5‬‬
‫بخش دولتي‬
‫بازارهاي مالي‬
‫مصرف‬
‫بنگاههاي‬
‫اقتصادي‬
‫خانوارها‬
‫درآمد ملي‬
‫جريان چرخش ي درآمد و توليد‬
‫ف‪5‬‬
‫توليد تعادلي‪:‬‬
‫شرط تعادل‪:‬‬
‫راه اول‪:‬‬
‫‪y = AD = C + I + G‬‬
‫راه دوم‪:‬‬
‫‪S+T+G+I‬‬
‫پرداختهاي انتقالي ‪ -‬مالياتها = ‪T‬‬
‫ف‪5‬‬
:‫مثال‬
C = a + b(y - T) = 50 + 0/75yd
b = MPC = 0/75
T = T0 = 100
I = I0 = 100
G = G0 = 125
5‫ف‬
:‫از هر دو راه با جايگذاري‬
ye 
ye 
1
1b
 a  I 0  G 0  bT 0 
1
1  0 / 75
 50  100  125  75   800
5‫ف‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬
‫‪4‬‬
‫‪5‬‬
‫‪6‬‬
‫‪7‬‬
‫‪8‬‬
‫توليد‬
‫مالياتها‬
‫)‪(y‬‬
‫)‪(T‬‬
‫درآمد قابل‬
‫تصرف‬
‫مصرف‬
‫سرمايهگذاري‬
‫)‪(C‬‬
‫)‪(I‬‬
‫مخارج‬
‫دولت‬
‫تقاضاي کل‬
‫انباشت (‪ )+‬يا کمبود‬
‫(‪ )-‬ناخواسته موجودي‬
‫‪AD=C+I+‬‬
‫‪G‬‬
‫)‪(y-AD‬‬
‫‪500‬‬
‫‪100‬‬
‫‪400‬‬
‫‪350‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪575‬‬
‫‪-75‬‬
‫‪600‬‬
‫‪100‬‬
‫‪500‬‬
‫‪425‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪650‬‬
‫‪-50‬‬
‫‪700‬‬
‫‪100‬‬
‫‪600‬‬
‫‪500‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪725‬‬
‫‪-25‬‬
‫‪800‬‬
‫‪100‬‬
‫‪700‬‬
‫‪575‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪800‬‬
‫‪0‬‬
‫‪900‬‬
‫‪100‬‬
‫‪800‬‬
‫‪650‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪875‬‬
‫‪25‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪100‬‬
‫‪900‬‬
‫‪725‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪950‬‬
‫‪50‬‬
‫‪yD = y - T‬‬
‫ف‪5‬‬
‫)‪(G‬‬
‫‪1‬‬
‫‪2‬‬
‫‪3‬‬
‫‪4‬‬
‫‪5‬‬
‫‪6‬‬
‫‪7‬‬
‫‪8‬‬
‫توليد‬
‫مالياتها‬
‫)‪(y‬‬
‫)‪(T‬‬
‫درآمد قابل‬
‫تصرف‬
‫پس انداز‬
‫ماليات ‪+‬‬
‫پسانداز‬
‫سرمايه‬
‫گذاري‬
‫مخارج دولت‬
‫سرمايهگذاري ‪ +‬مخارج‬
‫دولت‬
‫)‪(S+T‬‬
‫)‪(I‬‬
‫)‪(S‬‬
‫‪yD = y - T‬‬
‫)‪(G‬‬
‫)‪(I+G‬‬
‫‪500‬‬
‫‪100‬‬
‫‪400‬‬
‫‪50‬‬
‫‪150‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪600‬‬
‫‪100‬‬
‫‪500‬‬
‫‪75‬‬
‫‪175‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪700‬‬
‫‪100‬‬
‫‪600‬‬
‫‪100‬‬
‫‪200‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪800‬‬
‫‪100‬‬
‫‪700‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪900‬‬
‫‪100‬‬
‫‪800‬‬
‫‪150‬‬
‫‪250‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪100‬‬
‫‪900‬‬
‫‪175‬‬
‫‪275‬‬
‫‪100‬‬
‫‪125‬‬
‫‪225‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪AD = C + I + G‬‬
‫‪C‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪450‬‬
‫‪700 800 900 1000‬‬
‫‪S+T‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪100 200 300 400 500 600‬‬
‫‪I+G‬‬
‫‪700 800 900 1000‬‬
‫‪200‬‬
‫‪100‬‬
‫‪50‬‬
‫‪100 200 300 400 500 600‬‬
‫توليد تعادلي‪ :‬الگوي سه بخش ي‬
‫‪225‬‬
‫‪0‬‬
‫تقاضاي کل‬
‫‪900‬‬
‫‪800‬‬
‫‪700‬‬
‫‪600‬‬
‫‪500‬‬
‫‪400‬‬
‫‪300‬‬
‫تقاضاي کل‬
‫‪AD = C + I1 + G‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪AD = C + I0 + G‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫‪400‬‬
‫‪450‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫‪S+T‬‬
‫‪I1+G‬‬
‫‪I+G‬‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫‪I0+G‬‬
‫‪0‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪1200‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪200‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫اثر تغيير در سرمايهگذاري‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫اثر تغيير در سرمايهگذاري بر روي سطح توليد تعادلي‬
‫‪I  100‬‬
‫‪ 100  400‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1  0 / 75‬‬
‫‪I ‬‬
‫‪ =1200‬سطح توليد تعادلي جديد‬
‫ف‪5‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1b‬‬
‫‪y ‬‬
 I  100   y 1  100   C  0 / 75 100   75
0
y
1
 75   C  0 / 75  75   0 / 75  0 / 75  100  56 / 25
y
2
 56 / 25   C  0 / 75 (56 / 25)  0 / 75  0 / 75  100  31 / 64
y
3
 31 / 64
2
.
.
.
y   y
i
 1000  100  0 / 75  100  0 / 75  100  0 / 75  .... 
2
100
1  0 / 75

100
3
 400
0 / 25
5‫ف‬
‫تغيير در توليد تعادلي‬
…, G, I :AD ‫ تغيير بخش مستقل‬y 
y 
y 
1
1b
1
1b
b
1b
 I 
 G 
 T 
5‫ف‬
‫تقاضاي کل‬
‫‪AD = C + I + G1‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪AD = C + I + G0‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫‪400‬‬
‫‪450‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫‪S+T‬‬
‫‪I + G1‬‬
‫‪I+G‬‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫‪I + G0‬‬
‫‪0‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪1200‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪200‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫اثر تغيير در مخارج دولت‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫اثر تغيير در مخارج دولت بر روي سطح توليد تعادلي‬
‫‪G  100‬‬
‫‪ 100  400‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1  0 / 75‬‬
‫‪G ‬‬
‫‪ =1200‬سطح توليد تعادلي جديد‬
‫ف‪5‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1 b‬‬
‫‪y ‬‬
‫‪AD1 = (C + I + G)1‬‬
‫تقاضاي کل‬
‫‪MPC × ∆G= 75‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪AD0 = (C + I + G)0‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫‪MPC × ∆T= 75‬‬
‫‪400‬‬
‫‪450‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪1200‬‬
‫‪1000‬‬
‫‪800‬‬
‫‪600‬‬
‫اثر افزايش در مالياتها‬
‫ف‪5‬‬
‫‪400‬‬
‫‪200‬‬
‫‪200‬‬
‫اثر افزايش در مالياتها بر روي سطح توليد تعادلي‬
‫‪T  100‬‬
‫‪ 100   300‬‬
‫‪ 0 / 75‬‬
‫‪1  0 / 75‬‬
‫‪T ‬‬
‫‪ =900‬سطح توليد تعادلي جديد‬
‫ف‪5‬‬
‫‪b‬‬
‫‪1 b‬‬
‫‪y ‬‬
‫ضريب افزايش‪ ‬مركز نقل نظريه ادوار تجاري كينز‬
‫اثر يك واحد تغيير متغيرهاي مستقل را بر روي سطح توليد تعادلي‬
‫نشان ميدهد‪.‬‬
‫ف‪5‬‬
:‫ضريب افزايش‬
y
I
y
T


y
G

b
1b
1
1  M PC

1
 M PC
1  M PC
M PS
5‫ف‬
‫ضريب افزايش بودجه دولت‪:‬‬
‫اثر يك واحد افزايش در مخارج دولت همراه با افزايش يك واحد در‬
‫مالياتها عبارت است از‪:‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1  M PC‬‬
‫‪1  M PC‬‬
‫‪‬‬
‫‪ M PC‬‬
‫‪1  M PC‬‬
‫‪‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1  M PC‬‬
‫‪‬‬
‫‪y‬‬
‫‪T‬‬
‫‪‬‬
‫مثال‪:‬‬
‫‪ y e   100‬‬
‫ف‪5‬‬
‫‪G   100‬‬
‫‪T   100‬‬
‫‪y‬‬
‫‪G‬‬
‫در الگوي كينزي‪:‬‬
‫ تثبيت ‪ AD‬اهميت دارد‪.‬‬‫ ابزار سياست تثبيتكننده مالي‪ :‬مخارج دولت و مالياتها ‪ ‬از طريق‬‫ضريب افزايش بر ‪ AD‬اثر ميگذارد‪.‬‬
‫ف‪5‬‬
‫تعادل در اقتصاد باز ‪ ‬الگوي چهاربخش ي‬
‫مشخصات الگو‪:‬‬
‫‪C = a + b (y-T), T = ty‬‬
‫‪G= G0 , I = I0‬‬
‫‪X= X0 , M = my‬‬
‫واردات‬
‫ف‪5‬‬
‫صادرات‬
T  G  x  S T  M
I0 G0  X
ye 
0
  a  1  b
1
1  b  bt  m
 y
 ty
:‫شرط تعادل‬
  ty
 my
a  I 0  G 0  X 0 
‫ضريب افزايش متغيرهاي مستقل و برونزا‬
5‫ف‬
y
t
y
m

b
1  b  bt  m

1
1  b  bt  m
5‫ف‬
‫‪S+T+M‬‬
‫‪I+G+X‬‬
‫‪S+T+M‬‬
‫‪I+G+X‬‬
‫‪y‬‬
‫‪ye‬‬
‫‪-a‬‬
‫توليد تعادلي‪ :‬الگوي چهار بخش ي‬
‫ف‪5‬‬
‫نظريه سرمايهگذاري كينز‪:‬‬
‫• محاسبه بازده نهايي سرمايه )‪ (MEC‬طرحهاي سرمايهگذاري و ردهبندي‬
‫آنها براي تعيين اندازه بهينه موجودي سرمايه )‪(K‬‬
‫• ‪ MEC‬نرخ تنزيلي است كه در آن ارزش فعلي خالص طرح برابر صفر‬
‫است‪.‬‬
‫‪C‬‬
‫‪Ri‬‬
‫‪t‬‬
‫‪1  r ‬‬
‫‪n‬‬
‫‪‬‬
‫‪t 1‬‬
‫‪ =Rt‬سود طرح در سال ‪ =c ،t‬هزينه اوليه سرمايهگذاري طرح و ‪MEC = r‬‬
‫ف‪5‬‬
‫اگر‬
‫نرخ بهره > ‪In = ∆k < 0  r‬‬
‫نرخ بهره = ‪ In = ∆k = 0  r‬و ‪ = D > 0‬سرمايهگذاري جايگزيني‬
‫نرخ بهره < ‪In = ∆k > 0  r‬‬
‫ف‪5‬‬
‫بنابراين‪ ،‬تغييرات حجم سرمايه يا سرمايهگذاري خالص با نرخ بهره رابطهاي‬
‫معكوس دارد‪.‬‬
‫‪r‬‬
‫)‪I  f(r‬‬
‫‪0‬‬
‫‪dI‬‬
‫‪dr‬‬
‫‪I‬‬
‫ف‪5‬‬
‫منحني ‪: IS‬‬
‫مكان هندس ي تركيبات نرخ بهره و درآمد است كه بازار كاال را متعادل‬
‫ميسازد‪.‬‬
‫جايگذاري‬
‫>====== ‪S + T = I(r) +G‬‬
‫معادله ‪IS‬‬
‫متغيرها‬
‫تغيير متغيرهاي مستقل و برونزا‬
‫ف‪5‬‬
‫جابهجايي ‪IS‬‬
‫‪S+T‬‬
‫)‪(I+G‬‬
‫‪S+T‬‬
‫‪450‬‬
‫‪y‬‬
‫‪r‬‬
‫‪r‬‬
‫‪IS1‬‬
‫)‪(I+G‬‬
‫‪y‬‬
‫استخراج منحني ‪ IS‬و جابجايي آن‬
‫ف‪5‬‬
‫‪IS0‬‬
‫فصل ششم‬
‫پول و نرخ بهره‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با نقش پول در اقتصاد‬
‫ف‪6‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف پول و نحوه کنترل آن‬
‫‪ ‬تشريح تقاضا و بازار پول کينز‬
‫‪ ‬تشريح تقاضاي پول کالسيک و مقايسه آن با تقاضاي پول کينز‬
‫‪ ‬تشريح رابطه بين نرخ بهره‪ ،‬تقاضاي کل و توليد تعادلي‬
‫‪ ‬بررس ي اثر سياست پولي بر نرخ بهره‬
‫‪ ‬بررس ي اثر کاهش عرضه پول در اقتصاد‬
‫‪ ‬بررس ي علت ترکيب سياست پولي و مالي در اقتصاد‬
‫ف‪6‬‬
‫سه مشخصه عمده پول‪:‬‬
‫‪ -1‬وسيله مبادله‬
‫‪ -2‬وسيله ذخيره ارزش ← پول يكي از دارائيهاي مالي است و وسيله ذخيره‬
‫ثروت‬
‫‪ -3‬واحد حساب ← قيمتها‪ ،‬بدهيها و‪….‬برحسب پول سنجيده ميشود‪.‬‬
‫ف‪6‬‬
‫تعريف پول‪:‬‬
‫‪ = M1‬پول رايج ‪ +‬سپردههاي ديداري‬
‫‪ + M1= M2‬سپردههاي پسانداز و مدتدار‬
‫‪ + M2= M3‬گواهينامههاي سپرده‬
‫* چاپ و انتشار پول به عهده بانک مرکزي است‪.‬‬
‫٭ چاپ و انتشار كنترل پول به عهده بانك مركزي است‪.‬‬
‫ف‪6‬‬
‫پول و كالسيكها‪:‬‬
‫پشتوانه‪ :‬نظريه مقداري پول‬
‫انگيزه نگهداري پول‪ :‬انجام معامالت‬
‫‪py‬‬
‫‪‬‬
‫‪d‬‬
‫‪M‬‬
‫‪V‬‬
‫رابطه مستقيم و بدون واسطه بين ‪ ∆AD, ∆M‬است‪.‬‬
‫ف‪6‬‬
‫كينز و بازار پول‬
‫‪ ‬عرضه پول مستقل از نرخ بهره و توسط بانك مركزي تعيين و كنترل‬
‫ميشود‪.‬‬
‫‪ ‬با اجراي سياست پولي (انقباض ي يا انبساطي) تغيير ميكند و منحني آن‬
‫جابجا (چپ يا راست) ميشود‪.‬‬
‫ف‪6‬‬
‫‪ ‬تقاضاي پول‪:‬‬
‫انگيزه معامالتي و احتياطي ‪ ‬تقاضاي معامالتي پول ‪ ‬تابع‬
‫مستقيم درآمد ‪M1 = f(y) ‬‬
‫انگيزه سفته بازي ‪ ‬تقاضاي سفته بازي پول ‪ ‬تابع معكوس‬
‫نرخ بهره ← )‪MSP = f(r‬‬
‫ف‪6‬‬
‫تقاضاي پول کينز تابع مستقيم درآمد و تابع معکوس نرخ بهره است‪.‬‬
‫)‪Md = f (r, y‬‬
‫منحني تقاضاي پول در فضاي مقدار پول و بهره با شيب منحني رسم‬
‫ميشود‪.‬‬
‫تغيير درآمد باعث جابجايي منحني تقاضاي پول ميشود‪.‬‬
‫ف‪6‬‬
y
r
M1
MSP
6‫ف‬
r
r
M1
MD
M
MD
6‫ف‬
‫‪r‬‬
‫‪Ms‬‬
‫‪y1> y0‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪r0‬‬
‫)‪Md(y1‬‬
‫)‪Md(y0‬‬
‫‪M‬‬
‫بازار پول و اثر تغيير درآمد‬
‫ف‪6‬‬
‫‪ ‬سرمايهگذاري‬
‫‪ ‬توليد‬
‫ف‪6‬‬
‫‪‬نرخ بهره‬
‫‪‬تقاضاي کل‬
‫‪ ‬عرضه پول‬
:‫سياست پولي انبساطي‬
M  r  I 
A D 0  C  I  r0   G
A D 1  C  I  r1   G
r1  r0
A D1  A D 0
y1  y 0
6‫ف‬
‫‪r‬‬
‫‪AD‬‬
‫‪450‬‬
‫‪M1s‬‬
‫‪AD1=C+I(r1)+G‬‬
‫‪M0s‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪AD0=C+I(r0)+G‬‬
‫‪r0‬‬
‫‪Md‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫‪M‬‬
‫اجراي سياست پولي انبساطي مانع از ‪ r ‬و در نتيجه ‪ I ‬ميشود‬
‫ف‪6‬‬
‫سياست مالي انبساطي و بيرون راندن بخش خصوص ي‪:‬‬
‫‪G  AD , ye ‬‬
‫منحني ‪ Md‬سمت راست‬
‫‪r  I  AD  , ye ‬‬
‫ف‪6‬‬
‫نرخ بهره‬
‫‪AD‬‬
‫‪AD1‬‬
‫‪AD2‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪AD0‬‬
‫)‪Md(y1‬‬
‫)‪Md(y0‬‬
‫مقدار پول‬
‫‪y‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y2‬‬
‫‪y0‬‬
‫بازار پول و اثر ↑ مخارج دولت‬
‫ف‪6‬‬
‫‪r0‬‬
A D 0  C  I  r0   G 0
A D 1  C  I  r0   G 1
A D 2  C  I  r1   G 1
r1  r0
6‫ف‬
‫ترکيب سياست پولي و مالي‬
‫‪M1S‬‬
‫‪AD‬‬
‫‪450‬‬
‫‪M0S‬‬
‫‪AD1=C+I(r0)+G1‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪AD0=C+I(r0)+ G0‬‬
‫‪r0‬‬
‫)‪Md(y1‬‬
‫)‪Md(y0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫اجراي سياست پولي انبساطي مانع از ‪ r ‬و در نتيجه ‪ I ‬ميشود‬
‫ف‪6‬‬
‫منحني ‪LM‬‬
‫مكان هندس ي تركيباتي از نرخ بهره و درآمد است كه بازار پول را متعادل‬
‫ميسازد‪.‬‬
‫معادله ‪Md = Ms  LM‬‬
‫‪ Ms ‬يا ‪  P ‬انتقال ‪LM‬‬
‫ف‪6‬‬
M0S
M1S
r
r
LM0
r1
LM1
r0
MD(y1)
MD(y0)
)‫(الف‬
y
MS
MD,MS
y
)‫(د‬
y
)‫(ج‬
y
y0
y1
450
)‫(ب‬
MS
‫ و انتقال آن‬LM ‫استخراج‬
y0
y1
6‫ف‬
LM(P2)
r
LM(P1)
LM(P0)
IS
P
y2
y1
y
y0
P2
P1
P0
AD
y2
y1
y0
LM ‫ و‬IS ‫استخراج تقاضاي کل به کمک‬
y
6‫ف‬
‫فصل هفتم‬
‫بانكهاي تجاري و بانك مركزي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با نقش نظام پولي و بانکي در اقتصاد‬
‫ف‪7‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬بيان نقش بانکها در خلق سپرده ها‬
‫‪ ‬بررس ي نقش نسبت ذخيره قانوني و نرخ تنزيل مجدد درعرضه پول‬
‫‪ ‬بيان نقش بانک مرکزي و بانکها ي تجاري در اقتصاد‬
‫‪ ‬تشريح مفهوم ضريب افزايش سپرده ها‬
‫‪ ‬آشنايي با سير تحول بانکداري در ايران‬
‫ف‪7‬‬
‫بانكهاي تجاري‪:‬‬
‫*مانند هر بنگاه اقتصادي در پي به حداكثر رسانيدن سود خود هستند‪.‬‬
‫*واسطه مالي هستند با ساخت دارائي خاص خود كه متفاوت از بنگاههاي‬
‫اقتصادي غير مالي است‪.‬‬
‫بنگاههاي غير مالي ← ماشينآالت و تجهيزات‬
‫مثال‪:‬دارايي‬
‫بانكها ← وامهاي پرداختي‬
‫ف‪7‬‬
‫وظايف بانكها‬
‫* پذيرش سپرده‬
‫* عامل پرداخت‬
‫* انتشار اسكناس (فقط بانك مركزي)‬
‫* ارائه وام به مشتريان‬
‫* ساير خدمات‬
‫ف‪7‬‬
‫تركيب داراييهاي بانكهاي تجاري‬
‫‪ -1‬ذخاير‬
‫داراييهاي قابل تبديل به وجه نقد با سرعت باال ‪‬‬
‫ذخاير اوليه مانند وجه در صندوق‬
‫دارايي هاي با قدرت نقدينگي كمتر ‪ ‬ذخاير ثانويه‪،‬‬
‫كيفيت باال‪ ،‬بازار وسيع‪ ،‬سررسيد كوتاه ذخاير ثانويه‬
‫ف‪7‬‬
‫وام‬
‫‪ -2‬داراييهاي ايجادكننده درآمد‬
‫سرمايهگذاريها‬
‫‪ -3‬ساير داراييها‬
‫ف‪7‬‬
‫وظايف بانك مركزي‬
‫* بانكداري دولت‬
‫* انتشار اسكناس و مسكوك‬
‫* بانك بانكها‬
‫* وام دهنده نهايي‬
‫* اجراي سياست پولي‬
‫* ساير‬
‫ف‪7‬‬
‫ابزارهاي سياست پولي (ابزارهاي كنترلي)‬
‫*نسبت ذخيره خواسته شدن (قانوني) ← درصدي از سپردههاي بانكهاي‬
‫تجاري كه بايد به شكل ذخيره نگهداري شوند‪.‬‬
‫*نرخ تنزيل مجدد ← نرخ بهرهاي كه بانك مركزي به بانكهاي تجاري وام‬
‫ميدهد ‪.‬‬
‫*عمليات بازار بازار ← خريد و فروش اوراق قرضه دولتي (ابزاري براي‬
‫وام گرفتن از مردم و مهمترين ابزار بانك مركزي براي كنترل حجم پول)‬
‫*تعيين سقف و كف اعتبارات‬
‫ف‪7‬‬
‫انواع سياست پولي‬
‫*انبساطي (افزايش حجم پول‪ ،‬افزايش‪) AD‬‬
‫*انقباض ي (كاهش حجم پول‪ ،‬كاهش‪) AD‬‬
‫ف‪7‬‬
‫هدفهاي اصلي سياست پولي‬
‫* حفظ اشتغال كامل‬
‫* تثبيت قيمتها‬
‫* افزايش رشد اقتصادي‬
‫* ثبات ارزش خارجي پول‬
‫* تعادل تراز پرداختهاي خارجي‬
‫ف‪7‬‬
‫فرايند ايجاد سپرده ديداري‬
‫ذ‪.‬ق‬
‫‪20‬‬
‫وام‬
‫‪80‬‬
‫ذ‪.‬ق‬
‫‪16‬‬
‫وام‬
‫‪64‬‬
‫‪ 100‬سپرده‬
‫‪ 80‬سپرده‬
‫ذ‪.‬ق ‪8/12‬‬
‫وام ‪2/51‬‬
‫‪ 64‬سپرده‬
‫‪ D  1 0 0  8 0  6 4  ......‬‬
‫ف‪7‬‬
 D  100  100 1  20%   80 1  20%   .....
80  100  1  20% 
 D  100  100 1  20%   100 1  20% 
2
:‫طبق قواعد تصاعد هندس ي‬
‫ مجموعه جمالت تصاعد‬s 
a
1q
D 
100
1   1  20% 

100
20%
D  500
7‫ف‬
‫تغيير در ذخاير بانکها‬
‫‪1‬‬
‫×‬
‫نسبت ذخيره قانوني‬
‫)‪(∆R‬‬
‫ضريب افزايش سپرده‬
‫ف‪7‬‬
‫‪1‬‬
‫‪r‬‬
‫= تغيير در سپردهها‬
‫= ‪∆D‬‬
‫اگر تغيير اوليه در ذخاير )‪ = (∆R‬تغيير در پايه پولي )‪(∆B‬‬
‫)‪(∆R‬‬
‫‪1‬‬
‫نسبت ذخيره قانوني ‪r rd‬‬
‫ضريب افزايش پول در حالت ساده‬
‫ف‪7‬‬
‫= ‪∆MS‬‬
‫دو فرض حالت ساده‪:‬‬
‫ تمايل افراد براي نگهداري اسكناس و مسكوك ثابت است‪.‬‬‫‪ -‬مازاد ذخيره مطلوب بانكهاي تجاري ثابت است‪.‬‬
‫ف‪7‬‬
‫حالت پيچيدهتر‪:‬‬
‫‪ ‬تمايل مردم به نگهداري اسكناس و مسكوك‬
‫‪ ‬در مازاد ذخيره بانكها‬
‫‪1‬‬
‫‪rrd  rc  re‬‬
‫ف‪7‬‬
‫‪ ‬ضريب افزايش پول‬
‫‪ ‬ضريب افزايش پولي‬
‫بانکداري در ايران‬
‫‪ ‬بانك جديد شرق‪-1266-‬شروع بانكداري‬
‫‪ ‬بانك شاهي در ايران‪-1269-‬اولين اسكناس بانكي‬
‫‪ ‬بانك سپه‪ -1304-‬اولين بانك ايراني‬
‫‪ ‬بانك ملي ايران‪1307-‬‬
‫‪ ‬بانك مركزي‪1339-‬‬
‫ف‪7‬‬
‫قوانين بانکداري‬
‫‪1334-1339-1351‬‬
‫بعد از انقالب اسالمي‪:‬‬
‫عمليات بانكي بدون ربا‬
‫ادغام بانكها (تجاري‪ ،‬تخصص ي)‬
‫ف‪7‬‬
‫فصل هشتم‬
‫نظام كامل كينزي ‪:‬تقاضا و عرضه كل‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫درک تحليلهاي ساده اقتصاد کالن‬
‫ف‪8‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تشريح منحني تقاضاي کل کينزي و ترسيم آن‬
‫‪ ‬بررس ي اثر سياستهاي مالي و پولي روي تقاضاي کل کينزي‬
‫‪ ‬تشريح عرضه کل کينزي و داليل جابجايي آن‬
‫‪ ‬مقايسه اثر سياستهاي اقتصادي در قالب دو نظريه کينز و کالسيک‬
‫ف‪8‬‬
‫تقاضاي كل‬
‫‪‬شيب منفي دارد به دليل دو اثر‪:‬‬
‫‪ -1‬نرخ بهره‪ ↑ ← P ↑ ،‬تقاضاي معامالتي پول و در نتيجه ↑ نرخ‬
‫بهره ← ‪ ↓ I‬و ↓ ‪ AD‬مي شود‪.‬‬
‫ف‪8‬‬
r
∆P → ∆r
r1
Md(y1=P1y)
r0
Md(y0=P0y)
M
‫هدف عرضه پول‬
8‫ف‬
‫‪ -2‬ثروت‪ ↓ ← P ↑ ،‬ارزش حقيقي بسياري از دارائيهاي مالي‬
‫خانوارها و در نتيجه↓ مخارج مصرفي ‪ C‬و نهايتا ↓‪ AD‬ميشود ‪.‬‬
‫ف‪8‬‬
‫‪P‬‬
‫‪yd‬‬
‫‪M‬‬
‫منحني تقاضاي کل‬
‫ف‪8‬‬
‫داليل تغيير مكان منحني‪AD‬‬
‫تغيير در‪:‬‬
‫مخارج دولت‪ ،‬ماليات‬
‫سرمايهگذاري مستقل‪ ،‬سياستهاي پولي‬
‫ف‪8‬‬
‫تقاضاي کل‬
‫)‪AD(C+I+G‬‬
‫‪F‬‬
‫)‪AD(G1‬‬
‫)‪AD(G0‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫‪E‬‬
‫‪y0‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪F‬‬
‫توليد ‪y‬‬
‫ف‪8‬‬
‫)‪Yd(G1‬‬
‫‪E‬‬
‫)‪Yd(G0‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫↑مخارج دولت ← جابجائي ‪AD‬‬
‫سياست پولي انبساطي ← ↑ ‪ LM ← M‬سمت راست ←‬
‫‪AD‬سمت راست‬
‫سياست مالي انبساطي ← ‪ ↑ G‬يا ‪ IS ← ↓ T‬سمت راست‬
‫←‪ AD‬سمت راست‬
‫ف‪8‬‬
AD‫اثر سياست پولي انبساطي بر‬
LM (MS0, P1)
LM (MS1, P1)
LM (MS1, P0)
r
LM (MS0, P0)
IS0
y
P
P1
P0
yd (MS1)
yd (MS0)
y1
y /1 y 0 y /0
y
8‫ف‬
LM(P1)
r
AD ‫ بر‬G ↑ ‫اثر‬
LM(P0)
IS (G1)
IS0 (G0)
y1
y
y0
P
yd (G1)
yd (G0)
y1 y/1y0 y/0
y
8‫ف‬
S+T
S+T
(S+T)
(S+T)/
(S+T)1
(S+T)1
(S+T)0
(S+T)0
y0 y/0 y0
y
y/0
r
(I+G)0
(I+G)1
(I+G)
r
r0
r0
r1
IS1
IS0
y0 y/0 y0
y/0
y
IS ‫ بر‬T↓ ‫اثر‬
(I+G)
(I+G)
8‫ف‬
‫عرضه كل‬
‫هنگامي كه بيكاري زياد و اقتصاد در سطحي بسيار پايينتر از سطح‬
‫توليد بالقوه فعاليت كند‪ ،‬منحني ‪ ys‬افقي و در شرايط عادي داراي‬
‫شيب مثبت است (‪  < p‬هزينه)‬
‫ف‪8‬‬
‫‪P‬‬
‫‪yS‬‬
‫‪y‬‬
‫منحني عرضه کل‬
‫ف‪8‬‬
‫توجيه شيب مثبت عرضه كل‪:‬‬
‫*هزينه توليد_مزد نيروي كار‪W‬‬
‫* ‪∆W<∆P‬‬
‫* انعطافناپذيري مزد پولي(قراردادها)‬
‫* اطالعات ناقص (انتظارات ‪P:‬گذشته)‬
‫ف‪8‬‬
‫‪P‬‬
‫)‪yd(G‬‬
‫‪ys‬‬
‫‪yd‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫اثر سياست مالي انبساطي ( ‪ G ‬يا ‪(T‬‬
‫ف‪8‬‬
‫داليل تغيير مكان منحني عرضه‪:‬‬
‫*تغيير در انتظارات تورمي‬
‫*تغييرات مستقل در قيمتهاي انرژي و مواد خام (شوکهاي عرضه)‬
‫ف‪8‬‬
‫‪P‬‬
‫‪y1S‬‬
‫‪y0S‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y0‬‬
‫‪y1‬‬
‫اثر جابجايي منحني عرضه‬
‫ف‪8‬‬
‫مقايسه کالسيکها و کينز‬
‫ف‪8‬‬
‫نظريه‬
‫كالسيكها‬
‫كينز‬
‫عرضه كل‬
‫عمودي‬
‫افقي‪-‬صعودي‬
‫اشتغال‬
‫كامل‬
‫ناقص‬
‫تقاضاي كل‬
‫مقدار پول – ‪P‬‬
‫… ‪C, I, G,‬‬
P
P
yS
yd(M)
yd(M0, G0, I0, T0)
y
‫کينز‬
y
‫کالسيکها‬
8‫ف‬
‫فصل نهم‬
‫بيكاري و تورم‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با دو مفهوم بيكاري و تورم و رابطه آنها‬
‫ف‪9‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف بيکاري و انواع آن‬
‫‪ ‬ذکر عوامل بوجود آورنده انواع بيکاري وراه حل هاي رفع آن‬
‫‪ ‬تعريف تورم و انواع آن‬
‫‪ ‬بيان نحوه محاسبه شاخص قيمت مصرف کننده‬
‫ف‪9‬‬
‫‪*100‬‬
‫ف‪9‬‬
‫تعداد بيكاران‬
‫كل نيروي كار‬
‫= نرخ بيكاري‬
‫هزينههاي بيكاري‪:‬‬
‫ اتالف نيروي انساني‬‫‪ -‬افزايش جرايم و اعتياد‬
‫‪ -‬مشكالت مربوط به فقر‬
‫ف‪9‬‬
‫انواع بيكاري‬
‫علت‬
‫راه كار مقابله‬
‫اصطكاكي‬
‫يافتن شغل جديد‬
‫در دسترس بودن اطالعات‬
‫مشاغل‬
‫ساختاري‬
‫پويايي تركيب محصوالت و مشاغل‪،‬‬
‫عدم امكان تحرك جغرافيايي الزم‬
‫تسهيالت ‪ -‬آموزش‬
‫ادواري‬
‫نوسانات اقتصادي‬
‫سياستهاي تثبيت‬
‫ف‪9‬‬
‫تورم‪:‬‬
‫افزايش در سطح عمومي قيمتها است‪.‬‬
‫*براي محاسبه نرخ تورم از شاخص قيمت مصرفكننده (قيمت خرده‬
‫فروش ي كاالها و خدماتي كه مصرفكنندگان مصرف ميكنند) استفاده‬
‫ميشود‪.‬‬
‫ف‪9‬‬
‫نرخ تورم‪:‬‬
‫به عنوان درصدي از تغيير در شاخص قيمتها در يك دوره معين‬
‫محاسبه ميشود‪.‬‬
‫‪1‬‬
‫‪Ip  Ip‬‬
‫‪0‬‬
‫‪0‬‬
‫‪ :0‬سال پايه‬
‫‪ :1‬سال مورد نظر‬
‫ف‪9‬‬
‫‪Ip‬‬
‫‪ ‬نرخ تورم‬
‫هزينههاي تورم‬
‫‪ -1‬توزيع درآمد‬
‫‪ -2‬عدم كارايي ← ايجاد اختالل در تخصيص منابع‬
‫‪ -3‬فشارهاي اجتماعي‬
‫ف‪9‬‬
‫فصل دهم‬
‫تورم‪ ،‬بيكاري و كينز‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با تورم و بيکاري از ديدگاه پيروان کينز‬
‫ف‪10‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تجزيه وتحليل عوامل بوجود آورنده تورم در نظريه کينز‬
‫‪ ‬تعريف رابطه بين بيکاري و تورم در نظام کينزي‬
‫‪ ‬تشريح منحني فيليپس و رسم آن‬
‫‪ ‬تعريف تورم رکودي‬
‫ف‪10‬‬
‫تغيير مكان منحنيهاي عرضه كل و تقاضاي كل باعث تغيير سطح‬
‫عمومي قيمتها و توليد كل (سطح اشتغال و بيكاري) ميشود‪.‬‬
‫ف‪10‬‬
‫تغيير مكان منحني‪AD‬‬
‫‪p‬‬
‫‪AS‬‬
‫‪P3‬‬
‫‪P2‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y3‬‬
‫‪y2‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫نتيجه‪  :‬توليد و اشتغال و رشد سريعتر ‪P‬‬
‫ف‪10‬‬
‫ رابطه معكوس بين تورم و بيكاري در الگوي كينزي با فرض ثابت بودن‬‫منحني عرضه كل نمايان ميشود ‪.‬‬
‫‪ -‬تضاد دو هدف تثبيت قيمتها و اشتغال‬
‫ف‪10‬‬
‫نرخ تورم‬
‫‪E2‬‬
‫‪10‬‬
‫‪E1‬‬
‫نرخ بيکاري‬
‫‪1‬‬
‫‪7‬‬
‫‪2‬‬
‫منحني فيليپس‬
‫ف‪10‬‬
‫سياستهاي پولي و مالي موجب جابجايي منحني تقاضاي كل و حركت‬
‫روي منحني فيليپس ميشود‪.‬‬
‫ف‪10‬‬
‫عرضه كل‪ ،‬بيكاري و تورم‬
‫فرض ميشود منحني تقاضاي كل ثابت ميماند و در اثر افزايش قيمت نفت‬
‫(شوك عرضه) منحني عرضه كل به سمت چپ حركت ميكند ‪.‬‬
‫ف‪10‬‬
‫جابجايي منحني عرضه كل‬
‫‪y3S‬‬
‫‪P‬‬
‫‪y2S‬‬
‫‪P3‬‬
‫‪y1S‬‬
‫‪y0S‬‬
‫‪P2‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y0‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y2‬‬
‫نتيجه‪  :‬قيمت وبيکاري و↓توليد‬
‫ف‪10‬‬
‫‪y3‬‬
‫جابجايي منحني فيليپس‬
‫نرخ تورم‬
‫‪C‬‬
‫‪B‬‬
‫‪D‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪A‬‬
‫نرخ بيکاري‬
‫جابجايي منحني عرضه ← تغيير در انتظارات كارگران ← جابجايي منحني فيليپس‬
‫ف‪10‬‬
‫نقطه اوليه ‪A :‬‬
‫پس از جابجايي عرضه كل ‪B :‬‬
‫بيكاري ‪ -‬سياست انبساطي ‪)C( -‬‬
‫سياستگذاران‬
‫تورم ‪ -‬سياست انقباض ي ‪)D( -‬‬
‫ف‪10‬‬
‫خنثي كردن اثر نامناسب شوك عرضه‬
‫اجراي سياستهاي انبساطي با هدف حفظ سطح توليد و اشتغال‬
‫ف‪10‬‬
‫‪y3S‬‬
‫‪ P‬سطح عمومي قيمت‬
‫‪y2S‬‬
‫‪P3‬‬
‫‪y1S‬‬
‫‪y0S‬‬
‫‪P2‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪y3d‬‬
‫‪y2d‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y1d‬‬
‫‪ y‬توليد‬
‫‪y0d‬‬
‫تغيير مکان منحني تقاضا به منظور خنثي کردن اثر تغيير مکان منحني عرضه بر سطح توليد‬
‫ف‪10‬‬
‫دو نتيجه مهم‬
‫جابجايي ‪ ← AD‬حركت روي منحني فيليپس‬
‫جابجايي ‪ ← AS‬جابجايي منحني فيليپس‬
‫ف‪10‬‬
‫فصل يازدهم‬
‫ضد انقالب پول گرايان و‬
‫اقتصاد نئو کالسيک‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫‪ ‬آشنايي با نظريات پولگرايان و نئوکالسيکها‬
‫‪ ‬مقايسه نظريات چهار مکتب کينز‪ ،‬کالسيک‪ ،‬پوليون و‬
‫نئوکالسيک‬
‫ف‪11‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬بيان و تشريح مرکزثقل نظريات پول گرايان‬
‫‪ ‬توضيح منحني عرضه کل پول گرايان و رسم آن‬
‫‪ ‬بيان داليل پول گرايان براي عدم مداخله دولت در اقتصاد‬
‫‪ ‬مقايسه نظرپول گرايان و کينزين ها در مورد سياست مالي‬
‫‪ ‬بيان نظريه کالسيکها ي جديد و مقايسه آن با نظريات پول گرايان و کينزينها‬
‫‪ ‬نقش سياستهاي پولي ومالي در الگوي کالسيکهاي جديد‬
‫ف‪11‬‬
‫مركز ثقل نظريات پول گرايان‬
‫‪-1‬تاكيد بر ويژگيهاي خود متعادلكننده اقتصاد در بلندمدت‬
‫‪M-2‬عامل مهمي در تعيين ‪ GNP‬پولي‬
‫‪-3‬عدم مداخله دولت در اقتصاد‬
‫ف‪11‬‬
‫نظر فريدمن‪:‬‬
‫بدون دخالت دولت يك نظام خصوص ي ميتواند در بلندمدت بهترين‬
‫شرايط را براي پيشرفت اقتصادي به وجود آورد و به سمت نرخهاي‬
‫طبيعي توليد و بيكاري حركت كند‪.‬‬
‫ف‪11‬‬
‫‪ GNP‬و ‪M‬‬
‫پولي‪MV=py=GNP‬‬
‫‪v‬ثابت نيست اما نقش بسيار كوچكي در توضيح تغييرات كوتاهمدت‬
‫در فعاليتهاي اقتصادي دارد‪.‬‬
‫ف‪11‬‬
‫پول گرايان معتقدند تغيير در ‪ M‬سطح عمومي قيمتها و توليد‬
‫حقيقي )‪ (yr‬در كوتاهمدت را تغيير ميدهد‪.‬‬
‫افزايش ‪ M‬موجب افزايش متناسب در ‪ GNP‬پولي ميشود‪.‬‬
‫ف‪11‬‬
‫‪P‬‬
‫‪yS‬‬
‫‪4‬‬
‫‪yd‬‬
‫‪yr‬‬
‫‪400‬‬
‫الگوي پول گرايان‬
‫ف‪11‬‬
‫‪P‬‬
‫‪4/8‬‬
‫‪4‬‬
‫)‪yd (M=600‬‬
‫)‪yd (M=200‬‬
‫‪yr‬‬
‫‪500‬‬
‫‪400‬‬
‫اثر افزايش عرضه پول‬
‫ف‪11‬‬
‫شيب عرضه كل و پولگرايان‬
‫‪ ‬مثبت است‪.‬‬
‫‪ ‬با افزايش ‪ p‬در كوتاه مدت مزد پولي به همان نسبت افزايش نمييابد‪.‬‬
‫در قراردادهاي كاري ‪ ∆w‬مجاز نيست در كوتاه مدت‬
‫داليل مشابه پيروان كينز‬
‫براي آگاهي از ‪ p‬زمان الزم و انتظارات براساس‬
‫‪ p‬گذشته‬
‫ف‪11‬‬
‫نرخهاي طبيعي توليد و اشتغال‬
‫ اثر سياستهاي پولي انبساطي موقتي است‪.‬‬‫ توليد و اشتغال در بلندمدت به سمت نرخهاي طبيعي خود حركت‬‫خواهند كرد‪.‬‬
‫ بستگي به عوامل حقيقي موثر برعرضه دارند ‪.‬‬‫(موجودي سرمايه‪ ،‬اندازه نيروي كار‪ ،‬سطح تكنولوژي)‬
‫ف‪11‬‬
‫نرخ تورم )‪(P0‬‬
‫‪C‬‬
‫‪B‬‬
‫‪2‬‬
‫‪A‬‬
‫‪PC1‬‬
‫‪PC0‬‬
‫نرخ بيکاري )‪(u0‬‬
‫‪6‬‬
‫منحني فيليپس پولگرايان‬
‫ف‪11‬‬
‫اثرات افزايش نرخ رشد پول‬
‫‪ -‬نقطه ‪  A‬وضعيت اوليه اقتصاد‬
‫‪ 5% , p  2% , u  6% ‬‬
‫‪0‬‬
‫كوتاه مدت‬
‫‪‬‬
‫‪0‬‬
‫‪0‬‬
‫‪0‬‬
‫‪ 3% , M‬‬
‫نقطه‪B‬‬
‫‪ u ,  y ,  p  7%   M‬‬
‫‪0‬‬
‫‪0‬‬
‫‪0‬‬
‫بلندمدت ‪ ‬انتظارات كارگران ‪‬‬
‫جابجايي منحني فيليپس ‪ ‬نقطه ‪C‬‬
‫ف‪11‬‬
‫‪0‬‬
‫‪y‬‬
‫نتيجهگيري سياستي پول گرايان‬
‫اگر سياستگذاران بر ‪ ‬نرخ طبيعي بيكاري پافشاري كنند‪ ،‬بايد‬
‫‪ M‬از نقطه ‪ C‬به ‪ D‬حركت صورت ميگيرد ‪ ‬پيشبيني‬
‫نرخهاي تورم باالتر ‪ = u‬نرخ طبيعي بيكاري و نقطه ‪ … E‬‬
‫مارپيچ تورمي‬
‫ف‪11‬‬
‫نرخ تورم‬
‫‪PCLR‬‬
‫‪10‬‬
‫‪9‬‬
‫‪8‬‬
‫‪7‬‬
‫‪6‬‬
‫‪5‬‬
‫‪4‬‬
‫‪3‬‬
‫‪G‬‬
‫‪F‬‬
‫‪H‬‬
‫‪E‬‬
‫‪D‬‬
‫‪C‬‬
‫‪B‬‬
‫‪A‬‬
‫‪2‬‬
‫‪1‬‬
‫نرخ بيکاري‬
‫‪10‬‬
‫‪9‬‬
‫‪8‬‬
‫‪7‬‬
‫‪6‬‬
‫‪5‬‬
‫‪4‬‬
‫‪3‬‬
‫‪2‬‬
‫منحني فيليپس پولگرايان و مارپيچ تورمي‬
‫ف‪11‬‬
‫‪1‬‬
‫پول گرايان و سياستها‬
‫مخالف دخالت دولت‪ ،‬در مقايسه با كينز نگرش بلندمدتتر دارند‪.‬‬‫‪-‬عرضه پول مهمترين عامل در تعيين ‪ GNP‬است )‪.(MV = py‬‬
‫ دخالت دولت در خصوص كنترل عرضه پول‬‫‪ -‬تورم همواره يك پديده پولي است‪.‬‬
‫ قاعده نرخ رشد ثابت حجم پول موجب رشد باثبات در فعاليتهاي‬‫اقتصادي خواهد شد ‪.‬‬
‫سياست مالي فاقد كارايي است و موجب بيثباتي سياست پولي ميشود‪.‬‬‫ قاعده تعادل بودجه براي جلوگيري از رشد مخارج دولت‪.‬‬‫ف‪11‬‬
‫‪ ‬پايه گذار‪ :‬رابرت لوکاس‬
‫‪‬‬
‫ف‪11‬‬
‫منتقدين‪ :‬کينزين ها و پول گرايان‬
‫بازار کار‬
‫فروض‪:‬‬
‫‪ -1‬انعطافپذيري مزد پولي‬
‫‪ -2‬انتظارات منطقي‪ ،‬استفاده هوشمندانه از اطالعات در دسترس‬
‫ف‪11‬‬
‫انتظارات منطقي و سياست اقتصادي‪:‬‬
‫تغيير ‪ M‬پيشبيني شده‪:‬‬
‫‪ -‬موجب جابجايي تقاضاي كل ميشود ←‬
‫بر توليد و اشتغال بياثر‬
‫ انتظارات منطقي كارگران درباره ‪ p‬در آينده موجب تغيير ‪ w,C‬و‬‫جابجايي عرضه كل ميشود‪.‬‬
‫ف‪11‬‬
‫‪P‬‬
‫)‪yS(M1‬‬
‫)‪yS(M0‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫)‪yd(M1‬‬
‫)‪yd(M0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y0‬‬
‫اثر سياست پيشبيني شده‬
‫ف‪11‬‬
‫تغيير ‪ M‬پيشبيني نشده‪:‬‬
‫‪ ‬موجب جابجايي تقاضاي كل ميشود‪.‬‬
‫‪p,y ‬هر دو تحت تاثير قرار ميگيرند(مانند الگوي پيروان كينز‬
‫و پول گرايان)‬
‫ف‪11‬‬
‫‪P‬‬
‫‪P1‬‬
‫‪P0‬‬
‫‪y1d‬‬
‫‪y0d‬‬
‫‪y‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫اثر سياست پيشبيني نشده‬
‫ف‪11‬‬
‫تجويز سياست اقتصادي‪:‬‬
‫ عدم مداخله دولت‬‫ كاهش يا به صفر رساندن نرخ تورم‬‫‪ -‬ثابت بودن نرخ رشد ‪M‬‬
‫ متعادل بودن بودجه دولت در يك دوره تجاري(حمايت از قواعد غير‬‫مداخلهگرانه براي سياستهاي پولي و مالي)‬
‫ف‪11‬‬
‫انتقادات‪:‬‬
‫در نظر نگرفتن هزينه جمعآوري و تحليل اطالعات‬
‫‪ ‬عدم آگاهي از نحوه عملكرد اقتصاد‬
‫‪ ‬قراردادهاي كاري و عدم امكان تعديل سريع مزدها‬
‫ف‪11‬‬
‫مقايسه چهار الگوي كالسيك‪ ،‬كنيز‪ ،‬پولگرايان و كالسيكهاي جديد‪:‬‬
‫‪ ‬فرضيات متفاوت درباره بازار كار است ‪.‬‬
‫‪ ‬تقاضاي كل‪:‬‬
‫*كالسيكها و پولگرايان‪: M‬مهمترين عامل تعيين كننده‪yd.‬‬
‫*كالسيكهاي جديد و كينز ‪:‬متغيرهاي پولي و غير پولي‪.‬‬
‫ف‪11‬‬
‫‪ ‬عرضه كل‬
‫*عمودي‪ -‬كالسيك‬
‫پيروان كينز و پولگرايان‬
‫*شيب‬
‫كالسيكهاي جديد( انتظارات)‬
‫ف‪11‬‬
‫‪p‬‬
‫سطح عمومي‬
‫قيمتها‬
‫‪yS‬‬
‫)… ‪yd (M,G, T, I,‬‬
‫‪ y‬توليد‬
‫)‪yd(M‬‬
‫‪p‬‬
‫سطح عمومي‬
‫قيمتها‬
‫‪p‬‬
‫سطح عمومي‬
‫قيمتها‬
‫‪yS‬‬
‫)‪yd(M‬‬
‫)… ‪yd (M,G, T, I,‬‬
‫ف‪11‬‬
‫الف‪ -‬کالسيک‬
‫ب‪ -‬پيروان کينز‬
‫)… ‪yd (Me,Ge, Te, Ie,‬‬
‫‪ y‬توليد‬
‫‪yS‬‬
‫‪p‬‬
‫سطح عمومي‬
‫قيمتها‬
‫ت‪ -‬کالسيکهاي جديد‬
‫پ‪ -‬پول گرايان‬
‫منحنيهاي عرضه و تقاضاي کل براساس چهار الگوي مورد بحث‬
‫پيروان کينز‬
‫پولگرايان‬
‫کالسيکهاي‬
‫جديد‬
‫کالسيکها‬
‫سياست کلي‬
‫سياست پولي‬
‫سياست مالي‬
‫مداخلهگر‪-‬سياستگزار نه‬
‫براساس قواعد‬
‫عدم مداخلهگرر سيسات‬
‫براساس قواعد نه برپايه‬
‫انتخاب سياستگزار‬
‫عدم مداخلهگر‪ -‬براساس‬
‫قواعد و نه انتخاب‬
‫سياستگزار‬
‫‪ ∆p‬و ‪ ∆y‬در کوتاه مدت‬
‫‪ ∆y‬و ‪∆p‬‬
‫‪ ∆p‬و ‪ ∆y‬در کوتاه مدت‬
‫اثر اندک بر ‪ p‬و ‪y‬‬
‫اغييرات غير قابل پيشبيني‬
‫‪ ∆p M‬و ‪ ∆y‬در کوتاه‬
‫مدت‪ ،‬تغييرات قابل پيشبيني‬
‫‪∆p M‬‬
‫تغييرات غير قابل پيشبيني در‬
‫‪ ∆p T‬و ‪ ، ∆y‬تغييرات قابل‬
‫پيشبيني ‪∆p ‬‬
‫‪∆p‬‬
‫اثر اندک بر ‪ p‬و ‪y‬‬
‫عدم مداخلهگر‪ -‬براساس‬
‫قواعد نه انتخاب‬
‫سياستگزار‬
‫نتيجهگيريهاي سياستي چهار الگوي اصلي اقتصاد کالن‬
‫ف‪11‬‬
‫فصل دوازدهم‬
‫سياست اقتصادي‪ -‬سياست پولي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫درک اثرات سياست پولي‬
‫ف‪12‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬ذکرهدفهاي سياست اقتصاد کالن‬
‫‪ ‬تعريف انواع سياستهاي پولي و ذکر ابزار آن‬
‫‪ ‬بررس ي اثر انواع سياستهاي پولي بر متغيرهاي هدف‬
‫‪ ‬نقد و بررس ي استراتژيهاي هدف قراردادن عرضه پول و نرخ بهره‬
‫ف‪12‬‬
‫سياست پولي‬
‫انبساطي‬
‫انقباض ي‬
‫تقاضاي كل را از طريق ‪M‬‬
‫تحت تاثير قرار ميدهد‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
‫سياست پولي انبساطي‪:‬‬
‫ كاهش نرخ ذخيره قانوني‬‫ كاهش نرخ تنزيل مجدد‬‫‪ -‬عمليات بازار باز(خريد اوراق توسط بانك مركزي)‬
‫ف‪12‬‬
‫اثر سياست پولي انبساطي‪ :‬نظريه پيروان كينز‬
‫‪ ‬سرمايهگذاري‬
‫‪ ‬توليد‬
‫ف‪12‬‬
‫‪‬نرخ بهره‬
‫‪‬تقاضاي کل‬
‫‪ ‬عرضه پول‬
‫‪M1‬‬
‫‪M0‬‬
‫نرخ بهره‬
‫‪r0‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪Md‬‬
‫‪M‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫اثر افزايش عرضه پول بر نرخ بهره‬
‫ف‪12‬‬
‫اثر سياست پولي انقباض ي‪ :‬نظريه پيروان كينز‬
‫↓ سرمايهگذاري‬
‫↓ توليد‬
‫ف‪12‬‬
‫↑نرخ بهره‬
‫↓تقاضاي کل‬
‫↓عرضه پول‬
‫‪M1‬‬
‫‪M0‬‬
‫نرخ بهره‬
‫‪r0‬‬
‫‪r1‬‬
‫‪Md‬‬
‫‪M‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫اثر افزايش عرضه پول بر نرخ بهره‬
‫ف‪12‬‬
‫نرخ بهره‬
‫‪M2S‬‬
‫‪M0d‬‬
‫*‪r‬‬
‫‪M‬‬
‫‪y1‬‬
‫‪y0‬‬
‫هدف نرخ بهره‬
‫* ‪ r‬بانک مرکزي براساس اهداف نهايي (نرخ تورم‪ ،‬نرخ بيکاري و نرخ رشد) تعيين ميکند‪ .‬با‬
‫اجراي عمليات بازار باز الزم *‪ r‬را حفظ مي کند‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
r
r2
r1
M2d
M1d
r0
M0d
M*
M
‫هدف عرضه پول‬
12‫ف‬
‫هدف اعتبار يا بدهي مشابه هدف عرضه پول است‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
‫مزايا و معايت استراتژيها‪:‬‬
‫*عرضه پول‪:‬‬
‫ اگر رابطه بين درآمد و ‪ M‬با ثبات باشد ‪ ،‬رشد ‪ GNP‬با ثبات و اگر‬‫بيثبات باشد‪ ،‬رشد ‪ GNP‬نيز بيثبات خواهد بود‪.‬‬
‫‪ -‬سياست ضد تورمي دنبال ميشود ‪.‬‬
‫‪ -‬استراتژي ساده قابل كمي شدن است ‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
‫*نرخ بهره‪:‬‬
‫ اگر رابطه بين درآمد و ‪ M‬بيثبات باشد ميتواند تقاضاي كل را از‬‫عدم ثبات بازارهاي مالي مصون دارد‪.‬‬
‫‪ -‬فشارهاي تورمي افزايش مييابد‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
‫*سطح اعتبارات‪:‬‬
‫ مكمل استراتژي عرضه پول است ‪.‬‬‫ اين هدف وقتي رابطه بين درآمد و ‪ M‬به دليل بيثباتي تقاضاي پول‬‫بيثبات است مد نظر قرار مي گيرد ‪.‬‬
‫‪ -‬از اين استراتژي ميتوان براي كنترل عرضه پول استفاده كرد ‪.‬‬
‫ف‪12‬‬
‫فصل سيزدهم‬
‫سياست مالي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫درک اثرات سياست مالي‬
‫ف‪13‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تشريح اهداف اصلي کينزين ها از اجراي سياست مالي‬
‫‪ ‬بيان اصطالح ”تثبيت کننده مالي خود کار“‬
‫‪ ‬تعريف قاعده بودجه متعادل و بيان نظر کينزينها در مورد آن‬
‫‪ ‬تعريف کسر بودجه ادواري و ساختاري‬
‫‪ ‬بررس ي اثر ترکيب سياست مالي انبساطي و پولي انقباض ي بر کسري‬
‫تراز تجاري‬
‫ف‪13‬‬
‫اهداف سياست مالي‪:‬‬
‫‪ -1‬تخصيص‬
‫‪ -2‬توزيع‬
‫‪ -3‬تثبيت‬
‫ف‪13‬‬
‫تخصيص‬
‫‪ -1‬تصميم در مورد ‪  G‬اثرگذاري بر ‪  C‬عرضه كاالهاي عمومي‬
‫به مردم و تامين مالي هزينه از طريق ماليات‪.‬‬
‫‪ -2‬تامين مالي فعاليتهاي داراي اثرات خارجي مثبت (آموزش) ←تامين‬
‫مالي از طريق ماليات‬
‫متعادل بودن بودجه دولت‬
‫ف‪13‬‬
‫توزيع‬
‫دولت از طريق مالياتها و يارانهها بر توزيع درآمد اثر ميگذارد‪.‬‬
‫چه كساني بايد ماليات دهند؟‬
‫بر اين اساس‬
‫چه كساني يارانه دريافت مي كنند؟‬
‫ساختار نظام مالياتي؟‬
‫متعادل بودن بودجه دولت‬
‫ف‪13‬‬
‫تثبيت‬
‫‪ ‬مركز ثقل انقالب كنيزي‬
‫‪ ∆T ، ∆G ‬تثبيت ‪ AD‬و حركت اقتصاد به سمت توليد بالقوه‬
‫با چشم پوش ي از اصل بودجه متعادل دستيابي به اين هدف ممكن است‪.‬‬
‫ف‪13‬‬
‫‪yP‬‬
‫‪P‬‬
‫)‪yd (G-T=50‬‬
‫)‪yd (G-T=0‬‬
‫‪y‬‬
‫‪yP‬‬
‫‪y0‬‬
‫سياست تثبيت نيازمند کسر بودجه‬
‫ف‪13‬‬
‫‪ ‬اثر سطح فعاليتهاي اقتصادي بر بودجه دولت‪:‬‬
‫دوره رکود – کاهش فعاليت ها‪:‬‬
‫‪ ↓ ‬مالياتها به دليل ↓ درآمد و ↓ نرخهاي مالياتي به علت‬
‫تغيير طبقه درآمدي‪.‬‬
‫‪ ‬افزايش بيكاري ‪ -‬افزايش پرداختهاي انتقالي‬
‫ف‪13‬‬
‫‪ ‬كاهش درآمد قابل تصرف كمتر از كاهش ‪ GNP‬خواهد بود لذا از‬
‫شدت ركود كاسته ميشود‪.‬‬
‫‪‬پيروي از بودجه متعادل در زمان ركود ‪ GT‬تشديد ركود‪.‬‬
‫ف‪13‬‬
‫ضريب تكاثري‪:‬‬
‫‪y  c  I G  X  M‬‬
‫) ‪C  a  b ( y T‬‬
‫‪  v ← y ‬اگر ماليات تصاعدي باشد‪:‬‬
‫‪I  I0‬‬
‫‪T  T 0 vy‬‬
‫‪,‬‬
‫‪M  my‬‬
‫‪,‬‬
‫‪0‬‬
‫‪X X‬‬
‫پس از جايگذاري‪:‬‬
‫) ‪( a  bT 0  I 0  G 0  X 0‬‬
‫ضريب افزايش تثبيتكننده خودكار‬
‫ف‪13‬‬
‫‪1‬‬
‫‪1  b  bv  m‬‬
‫‪y ‬‬
‫انواع كسر بودجه‪:‬‬
‫‪ -1‬ادواري ← ‪ ، y < yp‬ناش ي از ركود اقتصادي‬
‫‪ -2‬ساختاري ← در سطح‪ ، ، yp‬ناش ي از ساختار نامناسب بودجه دولت‬
‫‪ = yp‬توليد بالقوه‬
‫ف‪13‬‬
‫سياست مالي غير محدودكننده‪ -‬سياست‬
‫پولي محدود كننده‪:‬‬
‫سياست مالي انبساطي ←‪ ، AD‬تورم‪ ،‬كسر بودجه ساختاري ← براي‬
‫مقابله با تورم ← سياست پولي انقباض ي ←‪ ‬نرخ بهره‪ I  ،‬و ‪ ‬موجودي‬
‫سرمايه ←توليد كمتر در آينده ← ارثيه نامناسب براي نسل آينده‪.‬‬
‫ف‪13‬‬
‫كسري بودجه و كسري تراز تجاري‪:‬‬
‫ورود و خروج سرمايه ‪ +‬تراز تجاري = تراز پرداختهاي خارجي‬
‫نرخ بهره‬
‫ف‪13‬‬
‫واردات و صادرات‬
‫ورود سرمايه‬
‫↑نرخ بهره‬
‫ترکيب سياست مالي‬
‫↑تقاضا براي پول داخلي‬
‫با فرض ثابت بودن نرخ‬
‫بهره خارجي‬
‫انبساطي و سياست پولي‬
‫انقباض ي‬
‫‪‬واردات‬
‫↓صادرات‬
‫کسري ترازتجاري‬
‫ف‪13‬‬
‫‪‬ارزش پول کشور‬
‫سياست مالي و عرضه كار‬
‫اقتصادداناني كه بر عرضه كل تاكيد دارند‪:‬‬
‫موافق ↓ نرخ نهايي ماليات براي تشويق فعاليتها و رشد اقتصادي (با جايگزيني‬‫ماليات بر فروش به جاي ماليات بر درآمد‪ ،‬حذف معافيتها ← نرخ ماليات↓)‬
‫حامي قاعده بودجه متعادل از طريق ↓مخارج نه افزايش مالياتها ميباشند‪.‬‬‫‪-‬نرخ نهايي ماليات‪ ،‬نرخ ماليات آخرين واحد درآمد ناش ي از فعاليت اقتصادي است‪.‬‬
‫ف‪13‬‬
‫سياست مالي‪-‬كينز‬
‫بدون سياست تثبيتكننده دولت‪ ،‬تقاضاي كل بخش خصوص ي و توليد‬
‫بيثبات خواهد بود (مداخله دولت)‪.‬‬
‫ابزار‪ :‬مالياتها و مخارج دولت‬
‫ف‪13‬‬
‫* از نظر كينز ‪ I‬جز بيثبات ‪ AD‬است لذا تغيير در آن از طريق فرايند ضريب‬
‫افزايش باعث عدم ثبات در فعاليتهاي اقتصادي ميشود ‪.‬‬
‫ازاينرو ميتوان از ابزار سياست مالي براي تثبيت ‪ AD‬استفاده كرد‪.‬‬
‫* وظيفه سياست مالي خنثي كردن تغييرات نامطلوب در تقاضاي کل بخش‬
‫خصوص ي است‪.‬‬
‫ف‪13‬‬
‫٭ سياست مالي انبساطي ‪:‬افزايش ‪ G‬و كاهش‪T‬‬
‫٭ سياست مالي انقباض ي ‪:‬كاهش ‪ G‬و افزايش‪T‬‬
‫ف‪13‬‬
‫فصل چهاردهم‬
‫رشد اقتصادي‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با مفهوم رشد اقتصادي‬
‫ف‪14‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تعريف رشد اقتصادي وعوامل موثر برآن‬
‫‪ ‬ذکر و تعريف عوامل موثر بر کاهش بهره وري نيروي کار‬
‫‪ ‬تعيين ارتباط ميان افزايش بهره وري نيروي کار و توليد حقيقي‬
‫ف‪14‬‬
‫يك مسئله بلندمدت اقتصاد كالن است‪.‬‬
‫رشد اقتصادي‬
‫به معني افزايش توليد و درآمد در يك اقتصاد است‪.‬‬
‫نرخ آن برابر نرخ افزايش توليد سرانه حقيقي اقتصاد است‪.‬‬
‫ف‪14‬‬
‫منابع رشد‬
‫اقتصادي‬
‫‪ -1‬نيروي كار (رشد نهاده كار‪ ،‬رشد بهرهوري نيروي كار‪،‬‬
‫آموزش)‬
‫‪ -2‬سرمايه (تغييرات تكنولوژيك‪ ،‬صرفهجويي مقياس)‬
‫‪ -3‬ساير عوامل (جنگ‪ ،‬شرايط جوي و‪)...‬‬
‫ف‪14‬‬
‫‪ -1‬عوامل جمعيتي (تغيير تركيب سني‪ ،‬جنس ي نيروي كار)‬
‫داليل افزايش‬
‫نرخ بيكاري‬
‫‪ -2‬اثرات پرداختهاي انتقالي (بيمههاي بيكاري ← انگيزه يافتن‬
‫شغل ↓)‬
‫‪ -3‬رشد بيكاري ساختاري (ناهماهنگي مهارتها‪ ،‬و محل‬
‫جغرافيايي مشاغل)‬
‫ف‪14‬‬
‫فصل پانزدهم‬
‫اقتصاد كشورهاي توسعه نيافته‬
‫هدف کلي‪:‬‬
‫آشنايي با اقتصاد كشورهاي توسعه نيافته‬
‫ف‪15‬‬
‫هدف هاي رفتاري‪:‬‬
‫‪ ‬تشريح موانع رشد کشورهاي توسعه نيافته‬
‫‪ ‬تعريف انواع استراتژيهاي توسعه‬
‫‪ ‬بيان نقش کشورهاي صنعتي در استراتژيهاي توسعه‬
‫ف‪15‬‬
‫‪ -1‬توسعه يافته صنعتي‬
‫كشورها‬
‫كم درآمد‬
‫‪ -2‬درحال توسعه‬
‫درآمد متوسط پايين‬
‫درآمد متوسط باال‬
‫ف‪15‬‬
‫موانع رشد اقتصادي كشورهاي توسعه نيافته‬
‫‪ -1‬پايين بودن ميزان تشكيل سرمايه (باال بودن مصرف‪ ،‬پايين بودن نرخ‬
‫پسانداز ←پايين بودن ميزان سرمايهگذاري و تشكيل سرمايه)‬
‫‪ -2‬فقدان پيشرفتهاي فني الزم‬
‫‪ -3‬پايين بودن رشد سرمايه انساني (مهارتها‪ ،‬سطح تحصيالت‪ ،‬آموزش‬
‫و بهداشت نيروي كار به علت كمبود منابع مالي پايين است)‪.‬‬
‫‪ -4‬باال بودن رشد جمعيت‬
‫ف‪15‬‬
‫استراتژيهاي توسعه‬
‫‪ -1‬رشد متعادل ← سرمايهگذاري همزمان در بسياري از بخشهاي اقتصادي‬
‫← رشد همزمان بخشها‪.‬‬
‫‪ -2‬رشد نامتعادل ← با توجه به محدوديت مالي سرمايهگذاري روي يك‬
‫بخش يا چند بخش پيشرو‬
‫ف‪15‬‬
‫نقش كشورهاي صنعتي در توسعه كشورهاي در حال توسعه‬
‫‪ -1‬كمك خارجي ← سرمايهگذاري و تامين مالي‬
‫‪ -2‬تجارت‬
‫ف‪15‬‬

similar documents